برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

consider

/kənˈsɪdər/ /kənˈsɪdə/

معنی: فرض کردن، سنجیدن، رسیدگی کردن، مطرح کردن، تفکر کردن، ملاحظه کردن، تعمق کردن
معانی دیگر: موردملاحظه قرار دادن، غور کردن، مورد مطالعه قرار دادن، سگالیدن، مداقه کردن، به حساب آوردن، در نظر گرفتن، در خاطر داشتن، انگاشتن، رعایت (دیگران را) کردن، برآوردن، (پس از تفکر و بررسی) نظر دادن، معتقد بودن، (در اصل) بررسی کردن، با دقت نگریستن، وارسیدن، وارسی کردن، بازبینی کردن، رسیدگی کردن به

بررسی کلمه consider

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: considers, considering, considered
(1) تعریف: to think about carefully; reflect on.
مترادف: cogitate, deliberate, mull over, reflect, ruminate, study, think
مشابه: call, consult, contemplate, debate, meditate, ponder, revolve, view, weigh

- I need time to consider the matter before making a decision.
[ترجمه محمد م] من قبل از تصمیم گیری نیاز دارم که در خصوص این موضوع بیشتر فکر کنم .
|
[ترجمه محمد م] قبل از گرفتن تصمیم، برای بررسی بیشتر موضوع به زمان نیاز دارم
|
[ترجمه samir_8203] قبل از تصميم گيري به وقت بيشتري(براي برسي بيشتر)نياز دارم|
[ترجمه amir00] ...

واژه consider در جمله های نمونه

1. Jon considered whether a comprehensive report was necessary.
جان بررسی کرد که آیا گزارش جامعی لازم بود

2. Do you consider that dress to be a bargain at the wholesale price?
آیا در نظر گرفته اید که آن لباس باقیمت عمده فروشی به فروش گذاشته شود؟

3. The wrestler was always considered to be the underdog in every match.
کُشتی گیر همیشه در همه مسابقات با عنوان طرف بازنده در نظر گرفته می شد

4. i consider him a good person
فکر می‌کنم (یا از نظر من) او آدم خوبی است.

5. some consider rustam as the archetype of chivalry
برخی رستم را نمونه‌ی راستین جوانمردی می‌دانند.

6. they consider dancing depraved
آنان رقص را بد می‌دانند.

7. they consider going to the movies a frivolous activity
آنان سینما رفتن را کار بیهوده‌ای می‌دانند.

8. they consider independence and freedom as the doorway to international peace
آنان استقلال و آزادی را راه وصول به صلح جهانی می‌دانند.

9. to consider as an ensemble
به عنوان گروه (یا به طور کلی) در نظر گرفتن

10. to consider the different aspects of a problem
جنبه‌های گوناگون مسئله‌ای را مورد ملاحظه قرار دادن

11. we conside ...

مترادف consider

فرض کردن (فعل)
reckon , adjudge , assume , presume , consider , suppose , deem , guess , imagine , repute , hypothesize , posit
سنجیدن (فعل)
measure , rate , estimate , value , consider , deliberate , evaluate , assay , figure out , weigh , compare , ponder , meter , reckon up
رسیدگی کردن (فعل)
attend , consider , supervise , inquire , verify , investigate , check , inspect , audit
مطرح کردن (فعل)
consider , debate , moot , discuss , table , bring up , propound , expose to discussion
تفکر کردن (فعل)
consider , imagine , meditate , ponder , chew , contemplate , speculate , muse
ملاحظه کردن (فعل)
remark , consider , note , regard , notice , perceive , observe , heed
تعمق کردن (فعل)
consider , deliberate , think over , ponder , perpend , turn over

معنی consider در دیکشنری تخصصی

consider
[حقوق] رسیدگی کردن، توجه کردن، ملاحظه کردن، عقیده داشتن
[ریاضیات] در نظر گرفتن، مورد نظر بودن، مشاهده کردن

معنی کلمه consider به انگلیسی

consider
• think over, think about carefully; believe; regard; take into account
• if you consider a person or thing to be something, this is your opinion of them.
• if you consider something, you think about it carefully.
• if you consider a person's needs, wishes, or feelings, you pay attention to them.
• see also considerate, consideration, considered, considering.
consider the matter closed
• think of it as over and finished, think of it as done

consider را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه
فرض کردن_تلقی کردن_در نظر گرفتن
مهری مدآبادی
تلقی کردن
فیض
قصد انجام کاری را داشتن
Fatemeh
فرض کردن
Sunflower
در فکر انجام کاری بودن
قصد انجام کاری را کردن/داشتن


I’m considering leaving your father.
من قصد دارم‌ پدرت رو ترک کنم!
من‌(چند وقته) تو فکر اینم که پدرتو ترک کنم!
درنظر گرفتن بنظر اومدن
درنظر گرفتن
بنظر اومدن
دیلان
سنجیدن و یا در نظر گرفتن
ریبوار
توجه کردن برای مثال:you should consider some of these hints
Neda
Consider
بررسی کردن.به حساب آوردن
کاربر آبادیس
در نظر گرفتن
فریدون
عمیق فکر کردن، در نظر گرفتن
amir
consider معنی جنرالی داره اکثر کامنت دوستان درسته
مثله: توجه کردن ملاحظه کردن یا حتی فکر کردن
ایرم ساین
فکر کردن،خیال فکر کردن
samir_8203
فكر كردن و پرداختن به يك موضوع از وجوه مختلف
محدثه فرومدی
تامل کردن، لحاظ کردن، تصور کردن
دانستن، پنداشتن، انگاشتن
He considers me his best friend = او مرا بهترین دوستش می‌داند
this is considered as a research question = این مسئله‌ای پژوهشی پنداشته می‌شود
Ati
محسوب شدن
حسین ایمانی
با در نظر داشتنِ
😍t
فكر كردن
فرهاد سليمان‌نژاد
قلمداد كردن
tinabailari
She is a selfish person and never considers anyone but herself
او شخص خودخواهی است و هرگز کسی به جز خودش را در نظر نمی‌گیرد 🐵
Farshad
چشم داشتن
مهسا امینی
-موردِ توجه قرار دادن
Dana Ghaffari
مورد ملاحظه قرار دادن
Dana Ghaffari
توجه داشتن
..k.j
فرض کردن_تلقی کردن_در نظر گرفتن
میلاد علی پور
تحت نظر گرفتن، کنترل کردن
فاطمه حداد
مورد بحث قرار دادن
رضا میرقاسمی
مد نظر قرار دادن
محمدرضا خسروی
(استفاده همزمان از هر دو فعل:) بررسی کردن و دیدن
درویشوند
گُمان کردن
🖤MANI🖤
۱. به حساب آوردن / در نظر گرفتن
۲. فرض کردن / قلمداد کردن
۳. مورد توجه قرار دادن
رامین چقازردی
در نظر گرفتن
بررسی کردن
پارسا حیدری
۱.فرض کردن
۲.سنجیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی consider

کلمه : consider
املای فارسی : کنسیدر
اشتباه تایپی : زخدسهیثق
عکس consider : در گوگل

آیا معنی consider مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )