برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1465 100 1

call the shots


(در کتابخانه) فیش یا کارتی که مشتریان عنوان و شماره ی کتاب مورد علاقه ی خود را روی آن می نویسند، 1- دستور دادن، فرمان دادن 2- کارها را سرپرستی کردن، اداره کردن

واژه call the shots در جمله های نمونه

1. He isn't in a position to call the shots here.
[ترجمه ترگمان]او در موقعیتی نیست که به افراد اینجا زنگ بزند
[ترجمه گوگل]او در موقعیتی نیست که عکسها را اینجا بنویسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The directors call the shots and nothing happens without their say-so.
[ترجمه ترگمان]مدیران این عکس‌ها را صدا می‌زنند و هیچ اتفاقی بدون گفتن آن‌ها رخ نمی‌دهد
[ترجمه گوگل]مدیران این عکس ها را می خوانند و هیچ چیز بدون گفتن آنها اتفاق نمی افتد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Directors call the shots and nothing happens on set without their say-so.
[ترجمه ترگمان]مدیران این عکس‌ها را صدا می‌زنند و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد بدون این که آن‌ها بگویند
[ترجمه گوگل]مدیران این عکس ها را می خوانند و هیچ چیز بر سر راهشان قرار نمی گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Watching outsiders call the shots is not easy.
[ترجمه ترگمان]تماشای افراد غریبه به این عکس‌ها آسان نیست
[ترجمه گوگل]تماشای بیرونی تماس گرفتن عکس ها آس ...

call the shots را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یاور منصوری
دستور دادن. هر چی گفتن و همان شدن.
?you still think you can call the shots هنوز فکر میکنی هر چی بگی همونه؟ هنوز فکر میکنی میتونی دستور بدی؟
لیلی موسوی
صاحب اختیار بودن
سایه مهاجر
I call the shots
من میگم چیکار کنی،اختیارت دست منه
مهدی کائینی
حرف روی حرف کسی نبودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی call the shots
کلمه : call the shots
املای فارسی : کال تاه شتس
اشتباه تایپی : زشمم فاث ساخفس
عکس call the shots : در گوگل

آیا معنی call the shots مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران