برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1397 100 1

Culminate

/ˈkəlməˌnet/ /ˈkʌlmɪneɪt/

معنی: به اوج رسیدن، بحد اکثر ارتفاع رسیدن، بحد اعلی رسیدن
معانی دیگر: به اوج (اوگ) رسیدن یا رساندن، به کمال رسیدن یا رساندن، به فرازینگاه رسیدن، انجامیدن، منجر شدن به

بررسی کلمه Culminate

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: culminates, culminating, culminated
• : تعریف: to arrive at a climax or conclusion (usu. fol. by "in").
مشابه: climax, end, peak, result

- The celebration will culminate in fireworks.
[ترجمه ترگمان] جشن در آتش‌بازی به اوج خود می‌رسد
[ترجمه گوگل] جشن به آتش بازی می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The long negotiations finally culminated in a treaty.
[ترجمه ترگمان] مذاکرات طولانی سرانجام در یک پیمان به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل] مذاکرات طولانی در نهایت به یک معاهده منجر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The political demonstration culminated in mass arrests.
[ترجمه ترگمان] تظاهرات سیاسی در دستگیری‌های جمعی به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل] تظاهرات سیاسی منجر به دستگیری های دسته جمعی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to bring to a climax or conclusion.
• مشا ...

واژه Culminate در جمله های نمونه

1. Their summer tour will culminate at a spectacular concert in London.
[ترجمه ترگمان]سفر تابستانی آن‌ها به یک کنسرت تماشایی در لندن منجر خواهد شد
[ترجمه گوگل]تور تابستانی آنها در یک کنسرت تماشایی در لندن به پایان خواهد رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This pattern, on eschewing economic matters, was to culminate in the formation of the Nordic Council in 195
[ترجمه ترگمان]این الگو، که از مسائل اقتصادی اجتناب می‌کرد، در تشکیل شورای شمال اروپا در سال ۱۹۵ به اوج رسید
[ترجمه گوگل]این الگو برای جلوگیری از مسائل اقتصادی، در تشکیل شورای شمالی در سال 195 به دست آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Arms races sometimes culminate in extinction, and then a new arms race may begin back at square one.
[ترجمه ترگمان]مسابقات سلاح گاه منجر به انقراض می‌شوند و سپس یک مسابقه تسلیحاتی جدید ممکن است به میدان اول برگردد
[ترجمه گوگل]مسابقات اسلحه گاهی اوقات منجر به انقراض می شود، و پس از آن، یک مسابقه تسلیحاتی جدید ممکن است در یک مسابقه شروع شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It will culminate Wednesday, the first day that binding lette ...

مترادف Culminate

به اوج رسیدن (فعل)
culminate
بحد اکثر ارتفاع رسیدن (فعل)
culminate
بحد اعلی رسیدن (فعل)
culminate

معنی Culminate در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] بهاوج رسیدن، بحد اکثر ارتفاعرسیدن، بحد اعلیرسیدن
[ریاضیات] به اوج رسیدن

معنی کلمه Culminate به انگلیسی

culminate
• climax; end, conclude
• if a situation culminates in an event, this event is the end result of the situation.

Culminate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
به پایان رساندن/رسیدن
دکتر سبحان اسماعیلی
به اوج رسیدن
میثم علیزاده
Culminate in/with something:
(با چیزی) به پایان رسیدن، به نقطه انتهایی خود رسیدن
S.m.a
خلاصه شدن در چیزی ..
شهیار
در نهایت به نقطه ی عطفی ختم شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی culminate
کلمه : culminate
املای فارسی : کولمینت
اشتباه تایپی : زعمئهدشفث
عکس culminate : در گوگل

آیا معنی Culminate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )