🔸 معادل فارسی:
۱. معنای اصلی:
• چمدان و وسایل سفر
• بار و بنه
• اثاثیه همراه مسافر
۲. معنای استعاری ( رایج ) :
• بار عاطفی و روانی گذشته
• زخم ها و مشکلات حل نشده گذشته
• پیشینه دردناک یا مشکل ساز
... [مشاهده متن کامل]
• بار سنگین خاطرات و تجربیات تلخ
۳. معنای قدیمی و امروزه نادر ( تحقیرآمیز ) :
• زن بی ارزش یا بدکاره ( کاربرد قدیمی و توهین آمیز )
🔸 مثال ها:
( معنای اصلی )
• Please leave your baggage at the hotel reception.
لطفاً چمدان ها و وسایل سفرتان را در پذیرش هتل بگذارید.
• The airline lost my baggage during the flight.
شرکت هواپیمایی چمدانم را در طول پرواز گم کرد.
( معنای استعاری )
• Everyone brings emotional baggage into relationships.
هر کسی بار عاطفی و روانی گذشته خود را وارد روابط می کند.
• He still carries the baggage of his childhood.
او هنوز بار سنگین خاطرات و مشکلات دوران کودکی اش را با خود حمل می کند.
• Don't let old baggage ruin your future.
نگذار بار مشکلات و خاطرات گذشته آینده ات را خراب کند.
معنی baggage"Baggage" به معنی چمدان، بار سفر، یا اسباب و اثاثیه است. همچنین می تواند به معنی مجموعه ای از تجربیات، خاطرات، یا مشکلات گذشته باشد که فرد با خود حمل می کند و بر زندگی او تأثیر می گذارد.
این کلمه می تونه معنی عقده روانی یا نقطعه ضعف شخصیتی هم معنی بده.
uncountable noun. You can use baggage to refer to someone's emotional problems, fixed ideas, or prejudices.
تعصب.
چمدان ها ( مجموعه کیف ها و وسایلی که در سفر همراه دارید ) اسم.
Example: We checked our baggage at the airportبار و بُنه ( معادل محاوره ای و عامیانه تر چمدان ها ) اسم.
Example: He struggled to carry all his baggage
... [مشاهده متن کامل]
( مجازی ) مسائل عاطفی ( مشکلات، تجربیات تلخ یا احساسات منفی گذشته که بر رفتار و روابط فعلی فرد تأثیر می گذارند ) اسم.
Example: She carries a lot of emotional baggage from her childhood
( قدیمی ) زن بدکاره
Example: In old movies soldiers in camps would be around some baggage
Factors, especially psychological ones, which interfere with a person's ability to function effectively
نقطه ضعف
Example : This person has got a lot of emotional baggage
- بار و بنه، اسباب سفر . . . غیر قابل شمارش
✅ به کلیه وسایلی که در یک سفر به همراه داریم گفته میشه. شامل لباس ها، لوازم بهداشتی، مدارک، تجهیزات الکترونیکی، چمدان و غیره
Baggage = luggage
Baggage 👈 American
Luggage 👈 Britain
baggage has several meanings one of them is used to describe beliefs especially outdated or unhelpful beliefs which influence how people think. .
چمدان
مثال weigh the baggage:وزن کردن چمدان
This term refers to the emotional or psychological issues that a person carries with them due to past experiences or traumas. It can encompass a range of negative emotions, memories, or patterns of behavior.
... [مشاهده متن کامل]
مسائل عاطفی یا روانی که فرد به دلیل تجربیات یا آسیب های گذشته با خود حمل می کند.
این می تواند طیفی از احساسات منفی، خاطرات یا الگوهای رفتاری را در بر گیرد.
عقدۀ روحی
مثال؛
I have a lot of emotional baggage from my previous relationships.
In therapy, a person might discuss their baggage and work on unpacking it to achieve healing and growth.
A friend might offer support by saying, “I’m here for you, no matter what baggage you’re carrying. ”
ایده، باور، عمل، عادت، طرز فکر، بار فکری ( که از تجارب یا روابط زندگی قبلی شخصی در او باقی می ماند تا آنجایی که وضعیت جدیدی که به آن مربوط یا مناسب نبوده را تحت تاثیر قرار می دهد )
عقده عاطفی ( احساسی ) : emotional baggage
اثاثیه، بارسفر
baggage ( n ) ( b�ɡɪdʒ ) =bags, cases, etc. that contain sb's clothes and things when they are traveling
واژه baggage و luggage هر دو غیر شمارشی هستند، بنابر این جمع ندارند. به تمامی چمدانها و ساک هاى یه نفر baggage میگویند. همچنین به تمام چمدانها و ساکهای چند نفر هم باز baggage میگویند.
I put your l Baggage upstairs
... [مشاهده متن کامل]
We put all the baggage upstairs
قابل ذکر است که در امریکا اصولا چمدان هایی که داخلشان پر است را baggage و انهایی را که خالی هستند luggage می گویند. البته بر آن اصراری نیست.
Emotional or psychological baggage is a collective term for any unresolved emotional turmoil caused by childhood trauma, abuse, or any negative experience from the past
"مشکل" یا "نقطه ضعف"
When I find out what her baggage is.
It's there.
I don't know what it is
, but when I do,
party's over.
وقتی بفهمم مشکلش ( یا نقطه ضعفش ) چیه ،
میدونم یک چیزی هست ،
نمیدونم چیه ،
ولی وقتی بفهمم،
همه چی تمومه!
مشکلات
کیف دستی چمدان
چمدان . کیف دستی
عقدۀ روحی
بار عاطفی منفی
چمدان ها . چون اسم جمع هست
بار و بندیل ( عامیانه )
پیش داوری کردن.
فکر میکنم � مهمات جنگی� هم معنی بده. . .
تجربیات
مفروضات
نگرش
past experiences or long - held attitudes perceived as burdensome encumbrances.
"the emotional baggage I'm hauling around"
تجربه ی بد در گذشته
بار و بندیل
the beliefs and feelings that influence how you think and behave:
اعتقادات و احساساتی که بر نحوه تفکر و رفتار شما تاثیر می گذارند
چمدان
luggage
ساک، چمدان
پیشداوری
Religion has a lot of baggage
مذهب پیشداوری زیادی دارد
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣١)