برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1673 100 1
شبکه مترجمین ایران

brush aside


رد کردن، انکار کردن، 1- کنار زدن، جاروب کردن 2- اهمیت ندادن

واژه brush aside در جمله های نمونه

1. e brushed aside the tears with his sleeve.
[ترجمه ترگمان]با آستین اشک‌هایش را کنار زد
[ترجمه گوگل]اشک را با آستین خود پاک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He brushed aside my objections to his plan.
[ترجمه لیلا] او به مخالفت من با طرحش اهمیت نداد
|
[ترجمه زهرا میرحسینی] او به مخالفتهای من با طرحش اهمیتی نداد
|
[ترجمه ترگمان]He را کنار زد و به نقشه خود ادامه داد
[ترجمه گوگل]او مخالفت من با طرحش را کنار گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She brushed aside a stray wisp of hair.
[ترجمه ترگمان]یک دسته موی ژولیده از موهایش را کنار زد
[ترجمه گوگل] ...

معنی کلمه brush aside به انگلیسی

brush aside a difficulty
• remove an obstacle; repress or ignore a problem

brush aside را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ژ.ب
از یاد بردن. فراموش کردن
زهرا میرحسینی
کنار گذاشتن، اهمیت ندادن، نادیده گرفتن
جوری رفتار کردن که انگار آن چیز اهمیتی ندارد
مهدیه حمزه ئی
کنار گذاشته شدن(مخصوصاً در منازعات سیاسی کار برد دارد)
مهدیه حمزه ئی
کنار گذاشتن، کنار گذاشته شدن، جارو کردن(خصوصاً در منازعات سیاسی کاربرد دارد. به اصطلاح، طرف را جارو کردند)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی brush aside

کلمه : brush aside
املای فارسی : براش اسید
اشتباه تایپی : ذقعسا شسهیث
عکس brush aside : در گوگل

آیا معنی brush aside مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )