architect

/ˈɑːrkəˌtekt//ˈɑːkɪtekt/

معنی: معمار، طراح، مهراز، معماری کردن
معانی دیگر: بانی، سازنده، بنیان گزار، آرشیتکت، مهندس ساختمان، بنیادگر، والادگر
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who designs buildings and oversees their construction.
مترادف: master builder
مشابه: artificer, builder, constructor, designer, draftsman, maker, planner

- We discussed our ideas for the house with the architect.
[ترجمه مدرس زبان] ما ایده های خود را برای خانه با معمار در میان گذاشتیم
|
[ترجمه ترگمان] ما در مورد ایده های خود برای خانه با معمار صحبت کردیم
[ترجمه گوگل] ما درباره ایده هایمان برای خانه با معمار صحبت کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: one who conceives, plans, or designs something.
مترادف: author, creator, designer, inventor, planner
مشابه: contriver, deviser, former

- He was the architect of the victory.
[ترجمه ترگمان] او معمار پیروزی بود
[ترجمه گوگل] او معمار پیروزی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. The famous architect, Frank Lloyd Wright, designed his buildings to blend with their surroundings.
آرشیتکت معروف، "فرانک لوید رایت" طوری ساختمان ها را طراحی می کرد که با محیط اطرافشان متناسب باشند

2. An architect must have a knowledge of the materials that will be used in his structures.
مهندس معمار بایستی از همه موادی که در ساختمان هایش استفاده خواهد شد، اطلاع داشته باشد

3. General Eisenhower was the architect of victory over the Nazis In World War
ژنرال "آیزنهاور" طراح نقشه پیروزی بر علیه "نازی ها" در جنگ جهانی دوم بود

4. the architect who planned this building
معماری که نقشه ی این ساختمان راکشید

5. bismarck was the architect of modern germany
بیسمارک بنیانگزار آلمان نوین بود.

6. Every man is the architect of his own fortune.
[ترجمه پلور گراف] هر فرد معمار ثروت خودش است
|
[ترجمه ترگمان]هرکس معمار ثروت خود است
[ترجمه گوگل]هر انسان معمار ثروت خود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Each man is the architect of his own fate.
[ترجمه ترگمان]هر مرد معمار سرنوشت خودش است
[ترجمه گوگل]هر انسان معمار سرنوشت خود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He is the architect who planned the new shopping centre.
[ترجمه Pinar] او معماری است که مرکز خرید جدید را طراحی کرده است
|
[ترجمه یه بنده خدا] او معمار است که مرکز خرید جدید را برنامه ریزی کرده است
|
[ترجمه ترگمان]او معمار است که مرکز خرید جدید را برنامه ریزی کرده است
[ترجمه گوگل]او معمار است که مرکز خرید جدید را برنامه ریزی کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The keynote speaker was Robert Venturi, the architect.
[ترجمه ترگمان]سخنران اصلی، رابرت Venturi، معمار بود
[ترجمه گوگل]سخنران اصلی رابرت ونتوری، معمار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. They commissioned an architect to design the new library.
[ترجمه ترگمان]آن ها یک معمار را مامور طراحی کتابخانه جدید کردند
[ترجمه گوگل]آنها یک معمار را برای طراحی کتابخانه جدید سفارش دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The architect had produced a scale model of the proposed shopping complex.
[ترجمه ترگمان]معمار یک مدل مقیاس از مجموعه خرید پیشنهادی را ایجاد کرده بود
[ترجمه گوگل]معمار یک مدل مقیاس از مجموعه خرید پیشنهاد شده را تولید کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Call in an architect or surveyor to oversee the work.
[ترجمه ترگمان]به یک معمار یا surveyor زنگ بزنید تا به کار نظارت کند
[ترجمه گوگل]برای نظارت بر کار در یک معمار یا نقشه بردار تماس بگیرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The winning design came from an architect in Glasgow.
[ترجمه ترگمان]طرح برنده از یک معمار در گلاسکو به دست آمد
[ترجمه گوگل]طراحی برنده از یک معمار در گلاسکو به دست آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. an is the architect of his own fortune.
[ترجمه ترگمان]این معمار ثروت خودش است
[ترجمه گوگل]یک معمار ثروت خود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. A good architect takes into account the building's surroundings.
[ترجمه ترگمان]یک معمار خوب محیط ساختمان را در نظر می گیرد
[ترجمه گوگل]یک معمار خوب، محیط اطراف ساختمان را در نظر می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. The architect was given / presented with a blank cheque to design a new city centre.
[ترجمه ترگمان]این معمار با یک چک سفید برای طراحی یک مرکز جدید شهر ارائه شد
[ترجمه گوگل]معمار با ارائه یک چک خالی برای طراحی یک مرکز شهر جدید داده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. Bevan was the architect of the British National Health Service.
[ترجمه ترگمان]Bevan معمار خدمات بهداشت ملی بریتانیا بود
[ترجمه گوگل]Bevan معمار سرویس بهداشت ملی بریتانیا بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. The architect specified oak for the wood trim.
[ترجمه ترگمان]معمار چوب بلوط را برای تزئینات چوبی مشخص کرد
[ترجمه گوگل]معمار بلوط برای تر و تمیز کردن چوب را مشخص کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. The architect was instructed to keep ornamentation to a minimum.
[ترجمه ترگمان]به معمار دستور داده شده بود که زیور آلات را به حداقل برساند
[ترجمه گوگل]معمار دستور داده بود تا تزئینات را حداقل نگه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

معمار (اسم)
architect

طراح (اسم)
architect, designer, modeler, draftsman, sketcher, modeller, schemer, limner

مهراز (اسم)
architect

معماری کردن (فعل)
architect

به انگلیسی

• one who designs buildings and other structures
an architect is a person who designs buildings.
the architect of an idea or event is the person who invented it or made it happen.

پیشنهاد کاربران

معمار
مهندس ساختمان مهراز
توی فوتبال یعنی هافبک

سازو کار در مدیریت
بنیان گذار، طراح ( اصلی )
Tinoco was one of the architects of the government’s economic reforms.
He was the chief architect of the country’s new economic policy.
مهندس
نقشه کش ساختمان، نام شغل، ( noun )
مهندس معمار
آرشیت، اَرَشکهیت - واژه فارسی میانه اشکانی ( پَهلَوانیگ، پَهلَوانیک ) - نام پسرانه
فرنام ( لقب ) : آرشیت دانا

واژه آرشیتِکت ( architect ) هم برگرفته شده از فارسی است، چون مشاور ارشد مهرداد یکم بود و کسی بود که پیشنهاد مجلس مِهستان ( بزرگان ) را داد و آن را طراحی کرد!

همین آغاز کار بگم:
من هم با نگرش استاد رضا مرادی غیاث آبادی هم نظرم که در هیچ بُن مایه ی تاریخی، نام آرشیت به چشم نمی خورد ( بجز در اندرزنامه اُوشنَر دانا )
ولی به گمان وَشناد ( زیاد ) ، نام مشاور ارشد مهرداد یکم بوده است!

آرش: اَرَشک ( نام بنیانگذار خاندان اشکانی ) -
فرزانه، خردمند، دانا، دانشمند، هوشمند، باهوش، زیرک، رِند! -
اَرَش: نام واحد اندازه گیری، برابر نیم متر ( آن را با اَرش: دیه، تاوان هست اشتباه نگیرید! )

یت: هیت - پاک، تمیز، زَکی -
سَره، ناب، خالص، صاف، زُلال، شفاف -
پالایش، بی شیله پیله، بی غَل و غَش، رُک و راست

معنی: فرزانه پاکدست، اندیشمند درستکار، دانای پارسا ( سِپَنتا ) ، خردمند توانا و نوآور، دانشمند کار درست و چَنیم! -
اندازه گیرنده ( مُهَندِز یا مهندس ) کهنه کار، کارشناس آبدیده، طراح ( هَنداختار ) کار کُشته

تنها کسی که همسانی فراوانی با آرشیت دارد >>> "اُوشنَر دانا" در اوستا و شاهنامه فردوسی است!
اُوشنَر: اَئوشنَرَه - هوش مرد، خرد انسان و. . .
به گفته دینکرد: نام مشاور کیکاووس
به گفته بُندَهِشن: در زمان همین پادشاه کشته شد

اُوشنَر دانا انسانی باهوش بود که ایرانیان بسیاری را آموزش داد و کاووس با بهره بردن از دانایی آن توانست بر هفت کشور زمین ( هفت کشور اوستا! ) فرمانروایی کند

آرتور کریستیَن سِن ( ایران شناس دانمارکی ) ، اُوشنَر دانا را به همانند آرشیت دانا می داند که سرمشقی برای مردان سیاست و اندیشمندان است

بیشتر بُن مایه ها، سرگذشت او را به اشتباه نوشتند:
زاده: 476 پیش از میلاد و درگذشت: 330 پیش از میلاد
( ( یعنی از زمان خشایارشا تا داریوش سوم ) )

ولی درست آن می شود:
آرشیت مشاور بزرگ مهرداد یکم بود و کسی بود که طرح مجلس مِهستان ( بزرگان ) را داد یا انجمن مِهستان را در سال 173 پیش از میلاد مهندسی ( طراحی ) کرد!

پس باید با مهرداد یکم هم دوره باشد ( 171 تا 132 پیش از میلاد )


architect
واژه ای ایرانی تبار است :
architect : archi - tec - t
archi= آرَشی ( مانند آرَش ) ، پاژنام : کَمانگیر
tec = تاگ ، تاغ ، طاق
t = پس وند کُننده : - آد ، مانند داماد
کمان ِ آرش خَمانه و نیم گِرد و کمانی و قوسی شکل بوده و کسی که میتوانسته چنین تاغی/ طاقی بر پایه ی شمارش باریکانه و محاسبه دقیق بسازد ، همانند کمان آرش او مِهمار ( معمار ) یا آرَشی تاغ آد نامیده می شده.
آرَشی - تاغ - آد ( پسوند - آد به مینه ی کُننده کار است ) مانند : داماد : دام - آد= کسی که تُخم میشوسد ) .
شوسیدن ، ریختن : شوسَر ، شوهَر
آرَش تاغ آد = سازنده ی طاقی قوسی و نیم داریه شکل همانند کَمان ِ آرش کمانگیر ، زیرا ساخت این گونه بَنا در آن زمان شاهکار بوده ، نمونه ی برجسته :
طاق کسری = تاغ / تاگ ِ خُسرو ( هوسَرو )
نکته : معمار واژه ای پارسی و اسل آن مِهمار :
مِهمار : مِه - مار
مِه = بزرگ، کلان ، استاد، مهتر
مار = حساب ، شمارش
مهمار = مُحاسب ِ اَعظَم / کبیر
بنا را باید با محاسبه ی دقیق ساخت.


معمار نقشه کشی
architect ( هنرهای تجسمی )
واژه مصوب: معمار
تعریف: هنرمندی که به طراحی بنا می پردازد
مهندسی معمار نقشه کشی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما