alike

/əˈlaɪk//əˈlaɪk/

معنی: مطابق، مساوی، یکسان، مشابه، شبیه، همانند، مانند، یکجور، مانندهم، متشابه، عینا مساوی و مرتبط با یکدیگر، بتساوی
معانی دیگر: مثل هم، شبیه به هم، همسان، شکل هم، به تساوی، به یک نحو، به طور همانند یا همسان، یکجا

بررسی کلمه

قید ( adverb )
• : تعریف: to the same degree or in a like manner.
مترادف: equally, equivalently, synonymously
متضاد: differently, dissimilarly
مشابه: the same

- They dress alike.
[ترجمه ابوالقاسم امینی] آنها مانند هم لباس می پوشند.
|
[ترجمه ترگمان] آن ها شبیه هم هستند
[ترجمه گوگل] آنها لباس یکسان دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
• : تعریف: having similarity; comparable.
مترادف: comparable, corresponding, identical, like, same, similar, synonymous, tantamount
متضاد: different, unalike

- He and his brother are alike.
[ترجمه ترگمان] اون و برادرش مثل هم هستن
[ترجمه گوگل] او و برادرش یکسان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. they looked alike but their peculiarities of character were quite different
آن دو هم قیافه بودند ولی ویژگی های شخصیت های آنان خیلی متفاوت بود.

2. share and share alike
با سهم متساوی

3. the two brothers look alike
دو برادر شبیه هم هستند.

4. the twin girls were exactly alike
خواهران دوقلو درست شکل هم بودند.

5. all get sick, young and old alike
همه بیمار می شوند هم پیر و هم جوان.

6. a father must treat all his children alike
پدر باید با همه ی فرزندانش یکسان رفتار کند.

7. those two sisters look similar but they are not exactly alike
آن دو خواهر شبیه هستند ولی کاملا مثل هم نیستند.

8. Though John and Andrew look exactly alike, they act quite differently.
[ترجمه ترگمان]اگر چه جان و اندرو دقیقا شبیه هم هستند، کاملا متفاوت عمل می کنند
[ترجمه گوگل]اگرچه جان و اندرو به طور دقیق نگاه می کنند، آنها کاملا متفاوت عمل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The twins look alike, but they differ in temperament.
[ترجمه ترگمان]دوقلوها شبیه هم هستند، اما در خلق و خوی متفاوت هستند
[ترجمه گوگل]دوقلوها یکسان هستند، اما در خلق و خوی متفاوتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. A famed person and a fattened pig are alike in danger.
[ترجمه ترگمان]آدم معروف و یک خوک فربه در خطر هستند
[ترجمه گوگل]یک شخص مشهور و یک خوک چاق در خطر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The two brothers look very much alike.
[ترجمه ترگمان]دو برادر خیلی شبیه هم هستند
[ترجمه گوگل]دو برادر بسیار شبیه به هم هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Great minds think alike.
[ترجمه ترگمان]ذهن های بزرگ مثل هم فکر میکنن
[ترجمه گوگل]ذهن های بزرگ به طور یکسان فکر می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The two men were far more alike than they would ever admit.
[ترجمه ترگمان]این دو مرد بیش از هر زمان دیگری به هم شباهت داشتند
[ترجمه گوگل]دو مرد خیلی بیشتر از هر زمان دیگری اعتراف کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The two office buildings are somewhat alike in appearance.
[ترجمه ترگمان]دو ساختمان اداری در ظاهر تا حدی شبیه هم هستند
[ترجمه گوگل]دو ساختمان اداری در ظاهر تقریبا یکسان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. It's quite common to see couples who dress alike.
[ترجمه ترگمان]خیلی عادی است که زوج هایی را ببینند که شبیه هم هستند
[ترجمه گوگل]این کاملا معمول است که زوج هایی را ببینند که لباس یکسان دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. They were dressed alike in blue jersey and knickers.
[ترجمه ترگمان]لباس زیر آبی و زیر شلواری به تن داشتند
[ترجمه گوگل]آنها به طور یکسان در پیراهن آبی و لباس زیر لباس لباس پوشیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. The sun shines all alike.
[ترجمه ترگمان]خورشید همه یک سان می تابد
[ترجمه گوگل]خورشید همه را یکسان می بیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. My mother and I are alike in many ways.
[ترجمه ترگمان]من و مادرم از بسیاری جهات شبیه هم هستیم
[ترجمه گوگل]مادرم و من از جهات مختلف یکسان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. These two photographs are almost alike.
[ترجمه ترگمان]این دو عکس تقریبا شبیه هم هستند
[ترجمه گوگل]این دو عکس تقریبا یکسان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مطابق (صفت)
accordant, matching, according, conforming, relevant, similar, agreeing, correspondent, alike, alike in form, alike in shape, comformable, respondent

مساوی (صفت)
adequate, identical, identic, equal, alike, even, level

یکسان (صفت)
similar, identical, identic, equal, alike, akin, same, uniform, invariant

مشابه (صفت)
similar, alike, analogous, equivalent, resembling, homogeneous, semblable

شبیه (صفت)
similar, equal, alike, rival, like, same, analogous, quasi, papilionaceous, semblable

همانند (صفت)
similar, equal, alike, like, homological

مانند (صفت)
similar, alike, like, analogous, resembling, looking like, comparable

یک جور (صفت)
alike, homogeneous

مانند هم (صفت)
alike

متشابه (صفت)
similar, alike, like, analogous, resembling, homologous, homonymous

عینا مساوی و مرتبط با یکدیگر (صفت)
alike

بتساوی (قید)
alike

تخصصی

[ریاضیات] یک جور، مساوی، یکسان، متشابه، شبیه

به انگلیسی

• resembling; similar
in the same manner; in a similar way
if two or more things are alike, they are similar.
alike also means in a similar way.
alike is used after mentioning two or more people, groups, or things in order to emphasize that you are referring to both or all of them.

پیشنهاد کاربران

Like each other

مثل
The kids were dressed alike
بچه ها یکسان لباس پوشیده بودند
شبیه
مانند

بیشتر به صورت adverb:
به یکسان
بمانندهم، بمثابه هم
به یک صورت
به یک ترتیب
به یک گونه/نحو
مشابه

alike :شبیه ، مانند
like : دوست داشتن ، پسندیدن

و همچنین، نیز، و همینطور
همسان
مانند هم یا همون دو قلو های همسان
مثل هم
شبیه به هم
people often think my sister and I look alike ↩️↩️
مردم اغلب فکر میکنند که من و خواهرم شبیه یکدیگر هستیم
. Peasant and lord alike flee to the Holy Land in search of fortune or salvation
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما