برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

attribute

/ˈætrəˌbjuːt/ /ˈætrɪbjuːt/

معنی: صفت، نشان، جنبه، افتخار، شهرت، نسبت دادن، حمل کردن
معانی دیگر: وابسته دانستن، دانستن از، حمل کردن بر، منتسب کردن به، خصوصیت، ویژگی، خصلت، خوی، خصیصه، خواص

بررسی کلمه attribute

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: attributes, attributing, attributed
(1) تعریف: to regard as the result of.
مترادف: accredit, ascribe, impute
مشابه: associate, attach, chalk up, connect, relate

- Scientists are attributing the increase in the number of violent storms to global climate change.
[ترجمه Kobra Zouleh] دانشمندان افزایش طوفان‌های سهمگین را ناشی از تغییرات آب و هوایی کره‌ی زمین می‌دانند.
|
[ترجمه ترگمان] دانشمندان افزایش تعداد طوفان‌های شدید را به تغییرات آب و هوایی جهانی نسبت می‌دهند
[ترجمه گوگل] دانشمندان افزایش تعداد طوفان های خشونت آمیز را به تغییرات آب و هوایی جهانی اختصاص می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- To what can we attribute this dramatic change in your attitude?
[ترجمه لاله عنبری] این تغییر چشمگیر در برخورد شما را به به چه چیز می توانیم نسبت دهیم؟|
...

واژه attribute در جمله های نمونه

1. Archaeologists attribute the ruin to a flourishing prehistoric kingdom.
[ترجمه سالار] باستان شناسان خرابی را به یک پادشاهی در حال رشد ماقبل تاریخ نسبت می‌دهند.
|
[ترجمه ترگمان]باستان شناسان این ویرانی را به یک پادشاهی دوران پیش از تاریخ نسبت می‌دهند
[ترجمه گوگل]باستان شناسان خرابی را به یک پادشاهی پرشور و شکوفا تبدیل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Patience is an essential attribute for a teacher.
[ترجمه ترگمان]صبر یک ویژگی ضروری برای یک معلم است
[ترجمه گوگل]صبر، یک ویژگی ضروری برای یک معلم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Women tend to attribute their success to external causes such as luck.
[ترجمه محیا] زنان تمایل دارند موفقیتشان را به دلایل خارجی مانند شانس نسبت دهند.|
...

مترادف attribute

صفت (اسم)
qualification , accident , attribute , adjective , quality , epithet , determinative , schema
نشان (اسم)
trace , attribute , tally , score , slur , benchmark , indication , token , aim , show , sign , seal , stamp , target , mark , marking , insignia , signal , emblem , symptom , brand , presage , track , banner , badge , clue , standard , ensign , vexillum , impress , hallmark , plaque , caret , chalk , cicatrix , symbol , vestige , medal , memento
جنبه (اسم)
attribute , quality , self , feature , characteristic , trait
افتخار (اسم)
attribute , pride , honor , glory , honour
شهرت (اسم)
stand , attribute , report , reputation , fame , popularity , odor , glory , celebrity , renown , grapevine , esteem , notability
نسبت دادن (فعل)
attribute , attach , impute , ascribe , credit
حمل کردن (فعل)
remove , bear , carry , attribute , convey , ascribe , transport , haul , portage , wage , port , freight

معنی عبارات مرتبط با attribute به فارسی

معنی attribute در دیکشنری تخصصی

attribute
[حسابداری] صفت
[کامپیوتر] نشانه ، خواص ، صفت ، مشخصه ، ویژگی .
[زمین شناسی] نشان ،خواص ،شهرت اطلاعات توصیفی مشخص کننده یک عارضه جغرافیایی (نقطه، خط، ناحیه) بهطور معمول واقعیتی که توصیف کننده یک وجود مستقل entty در یک مدل دادهای
[ریاضیات] صفت کیفی
[آمار] صفت کیفی
[زمین شناسی] میزان دقت و صحت خصوصیتها در پایگاههای دادهای فضایی. مفهوم صحت خصوصیت درستی اندازهگیریها و درست جور شدن خصوصیت را با عوارض فضایی خاص
[ریاضیات] مشخصه ی وصفی
[حسابداری] تصمیم گیری صفت
[زمین شناسی] اختصاص دادن خصوصیتها به عوارض (نقاط، خطوط، پلیگونها) در سیستمهای اطلاعات فضایی مترادف attribute tagging
[حسابداری] روشهای صفت
[حسابداری] نمونه گیری بر اساس صفت
[ریاضیات] طرح نمونه گیری وصفی
[حسابداری] جداول صفت
[حسابداری] آزمون صفت
[کامپیوتر] صفت فایل
...

معنی کلمه attribute به انگلیسی

attribute
• quality, characteristic; adjective (grammar)
• ascribe to; credit with
• if you attribute something to an event or situation, you think that it was caused by that event or situation.
• if a remark, a piece of writing, or a work of art is attributed to one person, someone else says that that person said it, wrote it, or produced it.
• if you attribute a particular quality or feature to someone or something, you think they have it.
• an attribute is a quality or feature.
attribute to
• ascribe to, consider as belonging to, associate with
archive attribute
• quality of an archive, marking of a file in a dos environment which indicates that it has been changed since the last backup
file attribute
• code which indicates the properties of a file

attribute را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Anita
خاصه
مهسان
قائل شدن (اهمیت)
راضیه
خصیصه
Rasoul
نسبت دادن
شیما
وابسته
Dana Ghaffari
نشانه
نماد
ریحانه د
ویژگی،مشخصه
مهدی هریسچیان
شاخص
محمدرضا خورسند
attribute گاهی اوقات در زبان برنامه نویسی html به عنوان صفت یک بخش از ابزار خاص استفاده می شود.
به عنوان مثال تگ a برای قرار دادن لینک ها استفاده می شود. وقتی attribute خاصی برای آن در نظر گرفته شود ( مثلا target ) ما می توانیم صفت target مربوط به تگ a را مورد خطاب قرار دهیم .
Figure
نسبت دادن
ascribe, impute
تد کازینسکی
منتسب کردن به
موسی
1. Ancient writings can be attributed to the Greek geographer Strabo Geographica compiled almost 2000 years ago.
می توان نوشته های باستانی را به جغرافی دان یونانی Strabo Geographica نسبت داد که تقریباً 2000 سال پیش گردآوری شده است.
2. Regions of high incidence can be attributed to low standard of sanitation, such as rural farms and villages where night soils are used.
مناطق با شیوع بالا را می توان به استاندارد پایین بهداشت ، از جمله مزارع روستایی و روستاهایی که از خاک شبانه استفاده می شود ، نسبت داد.
3. The invention of the first model electric vehicle is attributed to various people.
اختراع اولین خودروی الکتریکی به افراد مختلف نسبت داده می شود.
4. Modern publications generally attribute Liechtenstein's sovereignty to these events.
نشریات مدرن به طور کلی حاکمیت لیختن اشتاین را به این وقایع نسبت می دهند.
5. the forest fire was attributed to careless campers who abandoned a live campfire.
6. آتش سوزی جنگل را به اردوگران بی احتیاطی که آتش اردوگاه را روشن رها کردند نسبت دادند.

Attribute(verb)= نسبت دادن،منتسب کردن به
معانی دیگر>>>وابسته دانستن، حمل کردن
مترادف= ascribe

leila
منسوب کردن
Farhood
⁦✔️⁩نسبت دادن، منتسب کردن به

Time.come@

Following initial speculation that the explosion was the result of a cyberattack, it quickly became apparent that a physical bomb was planted at the site. Israeli media quickly attributed the attack to the country’s intelligence service Mossad

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی attribute

کلمه : attribute
املای فارسی : اتریبوت
اشتباه تایپی : شففقهذعفث
عکس attribute : در گوگل

آیا معنی attribute مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )