برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

allocate

/ˈæləˌket/ /ˈæləkeɪt/

معنی: اختصاص دادن، تخصیص دادن
معانی دیگر: ویژه ساختن، معین کردن، کنار گذاشتن، سهمیه دادن، (طبق برنامه) بخش کردن، تقسیم کردن، قسمت کردن، توزیع کردن، سهم دادن

بررسی کلمه allocate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: allocates, allocating, allocated
مشتقات: allocation (n.)
(1) تعریف: to assign or set aside (money or other resources) for some specific use.
مترادف: allot, allow, appropriate, assign, earmark
مشابه: designate, ration, reserve, specify

- The rest of the funds have been allocated to the building project and cannot be used for other purposes.
[ترجمه ترگمان] بقیه سرمایه‌ها به پروژه ساختمان اختصاص‌داده شده‌است و برای اهداف دیگر قابل‌استفاده نیستند
[ترجمه گوگل] بقیه این وجوه به پروژه ساختمان اختصاص داده شده و نمی توان برای مقاصد دیگر استفاده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- An equal amount of space in the gallery has been allocated for each artist.
[ترجمه ترگمان] تعداد مساوی فضا در گالری به هر هنرمند اختصاص‌داده شده‌است
[ترجمه گوگل] یک مقدار برابر فضا در گالری برای هر هنرمند اختصاص داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to give out according to a plan; distribute by lot.
مترادف: allot, apportion, dispense, distribute, divide, mete out, parcel out, share
مشابه: assign, deliver, disperse, disseminate, dole, impart, mete, parcel ...

واژه allocate در جمله های نمونه

1. to allocate funds for housing
اختصاص دادن بودجه برای خانه‌سازی

2. You should allocate the same amount of time to each question.
[ترجمه محسن] شما باید به یک مقدار زمان برای هر سوال اختصاص دهید.
|
[ترجمه elahe] شما باید مقدار زمان یکسانی را به سئوالات اختصاص دهید
|
[ترجمه غزال سرخ] بهتر است زمان یکسانی را به هر سؤال اختصاص دهید.
|
[ترجمه ترگمان]باید همان مقدار زمان را به هر سوال اختصاص دهید
[ترجمه گوگل]شما باید هر بار یک بار به هر سوال اختصاص دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You must allocate the money carefully.
...

مترادف allocate

اختصاص دادن (فعل)
appropriate , assign , reserve , allocate , devote , earmark , dedicate
تخصیص دادن (فعل)
give , allot , apportion , allocate , consecrate , design , designate

معنی allocate در دیکشنری تخصصی

allocate
[حسابداری] تخصیص دادن
[کامپیوتر] تخصیص دادن .
[ریاضیات] تخصیص دادن

معنی کلمه allocate به انگلیسی

allocate
• ration; allot, set aside; designate a portion of system resources for a particular task or operation (computers)
• if something is allocated to a particular person or for a particular purpose, it is given to that person or used for that purpose.
allocate land
• distribute land, assign or allot land, apportion land

allocate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد.ف
سر شکن کردن
مسعود زهدی
سرشکن سازی (برمبنای یک رویه)-تخصیص ازطریق سرشکن سازی
کاربر آبادیس
اختصاص دادن، تخصیص دادن
میلاد علی پور
محول کردن، ذکر کردن، نام بردن
سجاد صالحی توتاخانه
اختصاص دادن
تخصیص بودجه= allocate funds
موسی
allocate(verb) =اختصاص دادن،معین کردن،جای دادن،سهم دادن،سهم بندی کردن،تقسیم بندی کردن،کنار گذاشتن ،نسبت دادن

Definition =اختصاص دادن یا کنار گذاشتن برای هدفی یا مقصودی/برای توزیع طبق یک برنامه/به طور خاص برای اشاره به عمل در دسترس قرار دادن حافظه در یک برنامه کامپیوتری کاربرد دارد/دادن چیزی به کسی به عنوان سهم خود از کل مقدار یا میزان،تا با روش خاص استفاده گردد./تصمیم بگیرد که رسماً چیزی به شخص خاصی داده شود/برای تصمیم گیری در مورد قرار دادن هزینه یا مبلغ خاصی در حساب های شرکت

allocate something to somebody = اختصاص چیزی به کسی
allocate capital/funds/money = اختصاص دادن سرمایه/وجه/پول


examples:
1-The government is allocating �10 million for health education.
دولت 10 میلیون پوند برای آموزش بهداشت اختصاص داده است.
2- As project leader, you will have to allocate people jobs/allocate jobs to people.
به عنوان سرپرست پروژه ، باید کار افراد را تقسیم بندی کنید/ کار را به افراد اختصاص دهید.
3- It is not the job of the investigating committee to allocate blame for the disaster/to allocate blame to individuals.
وظیفه کمیته تحقیق این نیست که تقصیر را به گردن فاجعه بندازد یا تقصیر را به افراد نسبت دهد.
4-State funds will not be allocated to the program next year.
بودجه دولت سال آینده به این برنامه اختصاص نخواهد یافت.
5-something They allocated 3% of the advertising budget to newspaper ads.
به قدری که آنها 3٪ از بودجه تبلیغات را به تبلیغات روزنامه اختصاص دادند.
6- We need to allocate capital and resources more effectively.
ما باید سرمایه و منابع را به طور موثرتری سهم بندی کنیم.
7-allocate time Salespeople should allocate time for work in each area of their business.
زمان معین کنید فروشندگان باید برای کار در هر زمینه از تجارت خود وقت اختصاص دهند.
8-You will be allocated 4,566 shares at the par value of 20p each.
به شما 4,566 سهام به ازای ارزش هر یک20p اختصاص داده خواهد شد.
9-It is his job to decide how the responsibilities should be allocated among the different salespersons within the sales force.
این وظیفه او است که تصمیم بگیرد چگونه مسئولیت ها بین فروشندگان مختلف در نیروی فروش اختصاص یابد(تقسیم بندی شود).
10-Federal agencies are required to set goals for allocating a certain percentage of jobs to small companies.
آژانس های فدرال موظفند اهدافی را برای اختصاص دادن درصد معینی از مشاغل به شرکت های کوچک معین کنند.
11-The initial amounts received from customers or subscribers should be allocated to two liability accounts.
مبالغ اولیه دریافتی از مشتریان یا مشترکان باید به دو حساب بدهی اختصاص یابد.





معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی allocate

کلمه : allocate
املای فارسی : اللکت
اشتباه تایپی : شممخزشفث
عکس allocate : در گوگل

آیا معنی allocate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )