برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

acquire

/əˈkwaɪər/ /əˈkwaɪə/

معنی: اندوختن، بدست اوردن، پیدا کردن، حاصل کردن
معانی دیگر: (با کوشش) به دست آوردن، تحویل کردن، سبک کردن، فرا گرفتن، آموختن، صاحب شدن، مالک شدن، یافتن

بررسی کلمه acquire

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: acquires, acquiring, acquired
مشتقات: acquired (adj.)
(1) تعریف: to come to possess; obtain.
مترادف: get, obtain
متضاد: lose
مشابه: accession, annex, contract, gain, garner, inherit, procure, realize, receive

- He is acquiring some bad habits from his friends.
[ترجمه meys] اون داره عادت های بدی از دوستاش یاد میگیره
|
[ترجمه ترگمان] او دارد عادات بدی از دوستانش کسب می‌کند
[ترجمه گوگل] او عادت های بد خود را از دوستانش به دست می آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- You've acquired an American accent since you've been living here.
[ترجمه ترگمان] از آخرین باری که اینجا زندگی می‌کردی لهجه آمریکایی به دست آوردی
[ترجمه گوگل] شما از زمانی که اینجا زندگی کرده اید یک لهجه آمریکایی به دست آورده اید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- We acquired some furniture for our apartment from some relatives. ...

واژه acquire در جمله های نمونه

1. to acquire learning
کسب دانش کردن

2. how did you acquire your wealth?
ثروت خود را چگونه به دست آوردی‌؟

3. education and faith have helped her acquire merit
تحصیل و ایمان،او را در نیل به ارزش معنوی یاری داده است.

4. if you want your father's inheritance, acquire his learning . . .
میراث پدرخواهی علم پدرآموزی . . .

5. It is at our mother's knee that we acquire our noblest and truest and highest, but there is seldom any money in them.
[ترجمه ترگمان]در زانوی مادرم است که ما بهترین و مطمئن‌ترین و highest را به دست بیاوریم، اما به ندرت پولی در آن‌ها هست
[ترجمه گوگل]این در زانو مادر ما است که ما برترین و واقعی ترین و بالاترین خود را به دست می آوریم، اما در آنها به ندرت پولی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. What we acquire without sweat we give away without regret.
[ترجمه قاسم آباده ای] آنچه رابدون عرق ریختن و بی زحمت بدست می آوریم ؛ بدون اینکه تاسف بخوریم از دست میدهیم!|
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف acquire

اندوختن (فعل)
lay in , accumulate , acquire , hive , salt away , store , reserve , pile , roll up , save , put by , salt down
بدست اوردن (فعل)
win , attain , get , gain , receive , have , acquire , earn , procure , obtain , reap , enter , catch
پیدا کردن (فعل)
gain , acquire , earn , find , detect , discover
حاصل کردن (فعل)
get , acquire , obtain , afford , generate

معنی acquire در دیکشنری تخصصی

acquire
[کامپیوتر] به دست آوردن - به دست آوردن یک فایل برای ویرایش از یک منبع انالوگ . مانند یک اسکنر یا ورودی ویدیو نگاه کند به فرم گارد مشابه اینپورت جز آنکه تصویر از یک فایل نمی آید
[حقوق] کسب کردن، تحصیل کردن، بدست آوردن
[ریاضیات] به دست آوردن

معنی کلمه acquire به انگلیسی

acquire
• buy, purchase; obtain, attain
• if you acquire something, you obtain it.
• if you acquire a skill or habit, you learn it or develop it.
acquire knowledge
• obtain knowledge, get knowledge
acquire manners
• obtain manners, get to know manners

acquire را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
(اقتصاد - مالی) خریداری حق مالکیت، خریدن حق مالکیت
محمد
كسب كردن
سيمين
براي يادگرفتن زبان مادري از اين فعل استفاده مي شود
Pouria
تصاحب کردن
العبد
کسب دانش
فارسی را پاس بداریم.
اکتساب کردن
به دست آوردن
علی داد
دست یافتن
ميثم عظيمي
You can not own a heart of a acquire
عشق دل دخترستاره ای رو نمیتونی صاحب بشی
محدثه
غنیمت گرفتن
مثال:
The Comanche were among the first to acquire horses (from the Spanish) and resisted white settlers fiercely.
کمنچی ها از جمله اولین کسانی بودند که اسب ها را از اسپانیایی ها غنیمت گرفتند و در برابر تهاجم سفیدپوست ها به شدت مقاومت کردند.
uSER
یاد گرفتن
تلفظ : اِ کوا یِر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی acquire

کلمه : acquire
املای فارسی : اکقویر
اشتباه تایپی : شزضعهقث
عکس acquire : در گوگل

آیا معنی acquire مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )