برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1649 100 1
شبکه مترجمین ایران

accrue

/əˈkruː/ /əˈkruː/

معنی: تعلق گرفتن، افزوده شدن، منتج گردیدن
معانی دیگر: انباشته شدن، عاید شدن، رسیدن به، مرتب اضافه شدن (بهره ی پول)، به دست آمدن، حاصل شدن

بررسی کلمه accrue

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: accrues, accruing, accrued
• : تعریف: to grow or accumulate over time, esp. as something of benefit.
مترادف: accumulate, augment, build, build up, collect, grow, heap, increase, pile, redound
مشابه: amass, enlarge, expand, gather, swell, wax

- Interest accrues in a savings account.
[ترجمه علی] بهره در حساب پس انداز افزایش می یابد.
|
[ترجمه ترگمان] سود به حساب پس‌انداز است
[ترجمه گوگل] علاقه در حساب پس انداز افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Our knowledge of the past accrues with the work of historians.
[ترجمه ترگمان] آگاهی ما از the گذشته با کار مورخان
[ترجمه گوگل] دانش ما از گذشته با کار مورخان متولد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه accrue در جمله های نمونه

1. certain advantages accrue to people when they reach adulthood
وقتی افراد به سن بلوغ می‌رسند امتیازات بخصوصی به آنها تعلق می‌گیرد.

2. savings accounts accrue interest
به حساب‌های پس‌انداز بهره تعلق می‌گیرد.

3. Ability to think will accrue to you from good habits of study.
[ترجمه ترگمان]توانایی فکر کردن از عادات خوب تحصیل به شما افزایش خواهد یافت
[ترجمه گوگل]توانایی فکر کردن به شما از عادت های خوب مطالعه کمک خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Interest will accrue on the account at a rate of 7%.
[ترجمه فواد بهمنی] سود با نرخ 7 درصد به حساب تعلق خواهد گرفت.
|
[ترجمه ترگمان]سود با نرخ ۷ % افزایش خواهد یافت
[ترجمه گوگل]علاقه به حساب با نرخ 7٪ افزایش خواهد یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Interest will accrue until payment is made.
[ترجمه ترگمان]سود تا زمان پرداخت ...

مترادف accrue

تعلق گرفتن (فعل)
accrue
افزوده شدن (فعل)
accrue
منتج گردیدن (فعل)
accrue

معنی عبارات مرتبط با accrue به فارسی

برجراتش افزوده گشت، جراتش زیادشد

معنی accrue در دیکشنری تخصصی

[حقوق] تعلق گرفتن، عاید شدن، حاصل شدن، ذخیره شدن (کردن)، پدید آمدن یا ایجاد شدن
[ریاضیات] حاصل شدن، افزوده شدن، تعلق گرفتن، منتج گردیدن، فراهم شدن

معنی کلمه accrue به انگلیسی

accrue
• accumulate, amass, compile; increase; grow
• if money or interest accrues or is accrued, it gradually increases in amount over a period of time.
• if you accrue things or if they accrue, you collect them or allow them to accumulate over a period of time; a formal use.

accrue را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مسعود زهدی
جاری شدن تعهد( ولوآنکه هیچ رویداد مالی یا معامله ای صورت نگیرد,نظیر تعلق بهره طی دوره,تعلق حقوق و دستمزد بدلیل گذرزمان),تعهد پیامدی, شکل گیری تعهد(نظیر تعهدات مربوط به هزینه های ثبت نشده),
هیمن حسین دوست
افزایش یافتن
جمع شدن
هیمن حسین دوست
benefits accruing from
مزایای جمع آوری از

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی accrue

کلمه : accrue
املای فارسی : اککرو
اشتباه تایپی : شززقعث
عکس accrue : در گوگل

آیا معنی accrue مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )