برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1645 100 1
شبکه مترجمین ایران

Acceptable

/ækˈseptəbl̩/ /əkˈseptəbl̩/

معنی: قابل قبول، قابل پذیرش، پذیرفتنی، مقبول، مناسب، پسندیده، پذیرا، خوشایند، خوب
معانی دیگر: پسندیدنی، مورد قبول

بررسی کلمه Acceptable

صفت ( adjective )
مشتقات: acceptably (adv.), acceptability (n.)
(1) تعریف: worthy of approval; satisfactory.
مترادف: respectable, satisfactory, worthy
متضاد: unacceptable, unsatisfactory
مشابه: adequate, all right, cool, creditable, decent, fair, fine, ok, tidy

- My salary raise was quite acceptable to me.
[ترجمه ترگمان] حقوق من برای من کاملا قابل‌قبول بود
[ترجمه گوگل] افزایش حقوق من کاملا برای من قابل قبول بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- If the proposal is acceptable to everyone, we should move ahead quickly.
[ترجمه سارا کاووسی] ما باید سریعا به جلو پیش برویم، اگر پیشنهاد قابل قبولِ همگان است
|
[ترجمه ترگمان] اگر این پیشنهاد برای همه قابل‌قبول باشد، ما باید به سرعت جلو برویم
[ترجمه گوگل] اگر پیشنهاد برای همه قابل قبول باشد، باید سریعا پیشرفت کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه Acceptable در جمله های نمونه

1. an acceptable offer
پیشنهاد قابل قبول

2. Smacking is not an acceptable way of punishing a child.
[ترجمه سارا کاووسی] کتک، روش مناسبی برای تنبیه یک کودک نیست.
|
[ترجمه ترگمان]تنبیه کردن یک روش قابل‌قبول برای تنبیه یک کودک نیست
[ترجمه گوگل]Smacking یک روش قابل قبول مجازات یک کودک نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Students who achieve an acceptable standard will progress to degree studies.
[ترجمه ترگمان]دانشجویانی که به یک استاندارد قابل‌قبول دست می‌یابند، به تحصیلات دانشگاهی خود ادامه خواهند داد
[ترجمه گوگل]دانش آموزانی که به یک استاندارد قابل قبول دست می یابند، به تحصیلات عالی پیشرفت خواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He has overstepped the bounds of acceptable behaviour.
[ترجمه ترگمان]او از حد رفتار قابل‌قبول تجاوز کرده‌است
[ترجمه گوگل]او مرزهای رفتار قابل قبول ...

مترادف Acceptable

قابل قبول (صفت)
acceptable , passable , admissible , tolerable , allowable , believable , receivable , acceptive
قابل پذیرش (صفت)
acceptable
پذیرفتنی (صفت)
acceptable , admissible , plausible , receivable
مقبول (صفت)
acceptable , accepted , admitted
مناسب (صفت)
appropriate , apt , fit , adequate , proper , suitable , acceptable , convenient , fitting , accommodative , relevant , correspondent , meet , acey-deucy , feat , moderate , adaptable , favorable , propitious , apposite , expedient , reasonable , applicable , applicatory , befitting , opportune , assorted , becoming , condign , idoneous , comformable , consentaneous
پسندیده (صفت)
good , acceptable , desirable , admirable , pleasant , honorable
پذیرا (صفت)
acceptable , receptive , amendable
خوشایند (صفت)
acceptable , gracious
خوب (صفت)
good , suitable , super , acceptable , pleasant , well , nice , fine , ok , kind , handsome , beautiful , okay , pretty , applicable , fortunate , goodly , pukka , pucka , okey , wally , well-groomed

معنی Acceptable در دیکشنری تخصصی

[صنعت] قابل قبول ، پذیرفتنی
[برق و الکترونیک] سطح کیفی قابل قبول درصدی از نقایص در یک تناوب زمانی از پیش معین که در روند نمونه برداری و در هنگام بازرسی یا آزمایش محصول یا سیستم پذیرفته میشود
[علوم دامی] باقیمانده مقدار تجویز شده روزانه دارو یا یک ماده شیمیای که خطر نامحسوسی به سلامتی در طی کل عمر انسان یا حیوان
[ریاضیات] سطح فرایند قابل قبول
[ریاضیات] سطح کیفیت قابل پذیرش، سطح کیفیت مورد قبول، سطح کیفیت قابل قبول
[آمار] سطح کیفیت پذیرفتنی
[صنعت] سطح کیفیت قابل قبول
[برق و الکترونیک] سطح اطمینان قابل قبول درصد خرابی مجاز در هر هزار ساعت کاری برای پذیرش قطعات یاتجهیزات تولیدی معیاری است برای اطمینان پذیری قابل قبول در روند نمونه برداری با تناوب زمانی از پیش معین
[کامپیوتر] سیاستی که توسط مالک یک سیستم کامپیوتری یا به وسیله تامین کننده خدمات اینترنت پایه گذاری شده است . این سیاست بهره گیری قابل قبول از تسهیلات کامپیوتری و شبکه ای را مورد توجه قرار می دهد. به طور کلی این سیاستها باید شامل چنین نکاتی می باشد 1- کاربران مسئول اعمال خود هستند . تجسس عمدی . اذیت یا دخالت در کار سایر کاربر ...

معنی کلمه Acceptable به انگلیسی

acceptable
• satisfactory, worthy of acceptance; admissible, suitable; bearable, tolerable
• if a situation or action is acceptable, people generally approve of it or allow it to happen.
• if you think that something such as an action, a plan, or a piece of work is acceptable, you consider it to be good enough.
acceptable excuse
• satisfactory explanation, adequate reason
acceptable solution
• satisfactory resolution, adequate answer
acceptable use policy
• guidelines which users on an internet access server must obey

Acceptable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سارا۸۳
Allowed by most people
Negar
قابل اعتماد
یوسف صابری
مقبول و شایسته
Mohanna
قابل قبول پذیرش
محمد حاتمی نژاد
Socially acceptable
جامعه پسند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی acceptable

کلمه : acceptable
املای فارسی : قبول
اشتباه تایپی : شززثحفشذمث
عکس acceptable : در گوگل

آیا معنی Acceptable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )