برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

هوا

/havA/

مترادف هوا: آتمسفر، اقلیم، جو، شهوت، هوس، هوی، میل، ولع، دم، آسمان، فضا
هوا به جنبش درآمد
وزید
هوا نورد
آویاتور
هوا کش آشپزخانه
هود
این گاز چهار پنجم هوا را تشکیل می دهد
ازت
به هوا رفتن
طیر
بیشترین حجم هوا را تشکیل می دهد
ازت
پا در هوا و آویزان
معلق
چشمه ا ی با آب گرم که به صورت ستونی ا بری با بخاربه هوا می جهد
ابفشان
چنانچه با دو هوا باشد نشانه تبعیض است
یکبام
خارج کردن هوا از ریه
بازدم
خاک نرم که از زمین بلند شود و در هوا پراکنده گردد
هبا
دریچه هوا در موتور اتومبیل
ساسات
روستایی خوش آب و هوا در 75 کیلومتری شمال شیراز
سیوند
روستایی خوش آب و هوا در 75 کیلومتری شمال شیراز با آثار باستانی | دیدنی و زیارتی بی شمار
سیوند
ریزه آتش که از زغال یا هیزم در حال سوختن به هوا بجهد
جرقه
صدای کش دار هوا از درز یا سوراخی
فس
محلی خوش آب و هوا در اطراف تهران
کن
هر جانوری که در هوا پرواز کند
پرنده
آنجا که هوا نیست
خلا
آب وهوای مرطوب
میوپ
آب وهوای کویری
بیابانی
از محله های شهر اهواز
کیانپارس
از هواپیما های روسی
توپولف, سوخو, میگ
از هواپیماهای جنگی روسی
سوخو
اسب راهوار
یراق
انجمن بین المللی حمل و نقل هوایی
یاتا
انجمن حمل و نقل هوایی
یاتا
به دکمه دریچه هوای کاربراتور خودرو می گویند
ساسات
به هم خوردگی هوا
توفان
به کارمندان یک کشتی یا هواپیما گفته می شود
خدمه
به کارمندان یک کشتی یا هواپیما گفته می شود |
خدمه
بی هوایی
خلا
پدیده وارونگی هوا
اینورژن
پروانه هواپیما
هلیس
توده هوا
سامانه
جا به جایی هوا
باد
جاده هواپیما
باند
جای بی هوا
خلا
جریان هوا
کوران
حالتی از پرواز هواپیما
کروز
حرارت بالای هوا
گرما
حرکت هوا
باد
حساسیت و واکنش مزاج دربرابر بو و آب و هوا
الرژی
خدمه هواپیما
مهماندار
دریچه هوای کاربراتور اتومبیل
ساسات
زگهواره تا گور بجوی
دانش
زهوار
تسمه, بند
سازمان حمل و نقل بین المللی هوایی
یاتا
سازمان هواپیمایی جهانی
ایکایو
سازمان هواشناسی
ومو
سازمانی معروف در زمینه هوانوردی و فضا
ناسا
سر به هوایی و بی قیدی
ولنگاری
سریع ترین هواپیمای جهان که دماغه ای کج دارد
کنکورد
شهری در استان چهارمحال و بختیاری و مرکز شهرستان کوهرنگ با آب و هوای سرد و کوهستانی
لاتین
شوخ و سر به هوا
بازیگوش
صفت باغ و بوستان و جای خوش آب و هوا
باصفا
👰👗Cinderella👗👰
weather . air .
اشکان
پیش از اسلام به هوا " وای" می گفتند که " ی" از آخر واژه افتاد مانند "خدای" که "خدا" شد.
این واژه " وا" و سپس "هوا"شده است و عربی نیست .
اشکان
این واژه از " وای " می آید که با weather همخانواده است و در گذر زمان " هوا" شده است و به عربی هم رفته است و همه آن را عربی می انگارند ، چون : شایسته زبان عربی نیست که از فارسی واژه بگیرد، برای اینکه زبانی کامل است و زبان خدا هم است 😡
سیدحسین اخوان بهابادی
پاسخ چیستان هم با آب میاد هم با هوس
علی باقری
هوا انگیز: بر انگیزنده ی آرزوها
‹‹ای هوا های تو هوا انگیز
وی خدایان تو خدای آزار››
(تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی،زمستان ۱۳۸۳، ص۳۶٠.)
علی باقری
هوا:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " هوا" می نویسد : (( هوا در پهلوی در ریخت وای wāy و اندر وای andarwāy بکار می رفته است."وای" برآمده از وایوی اوستایی است که نام ایزد باد ،یکی از ایزدان نیرومند زرتشتی است. چنان می‌نماید که "وای "در پارسی چونان واژه ی نفرین بر جا مانده باشد آنگاه که نمونه را گفته می‌شود:" وای بر تو ! "می تواند بود که کاربردی باشد بازمانده از باور شناسی زرتشتی که در آن، بدین گونه ایزد" وای " یا "باد" را به ستیزه و ناسا زی با بداندیش و بدخواه فرامی‌خوانده اند. واژه ی دیگر " اندر وای" با همین ریخت و نیز در ریخت "در وا" ،در پارسی ،در معنی آویخته و نگون سار به کار برده می شود.هوا می‌تواند بود که ریختی از " وایو " و " وای " در اوستایی و پهلوی باشد. ))
((زفرّش جهان شد چو باغ بهار ؛
هوا پر ز ابر و زمین پرنگار.))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 226.)
به نظر می رسد واژه " هوا " که در پهلوی در ریخت " وای " بکار می رفته است با واژه انگلیسی weather به معنی آب و هوا و واژه وایو اوستایی با واژه هندی वायु (vaayu) قابل سنجش باشد.




نام نویسی   |   ورود