برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

معامله

/mo'Amele/

مترادف معامله: ابتیاع، تجارت، خریدوفروش، دادوستد، سودا، سوداگری، سروکار، رفتار، مبادله، بده وبستان، خریدوفروش کردن، دادوستد کردن، آلت تناسلی مرد

برابر پارسی: دادو ستد، خرید و فروش، سوداگری، داد و ستد، دادوستد
معامله ای که پایاپای نباشد
غیرجنسی
معامله ای که شخص با پرداخت پولی طبق قرارداد مسوولیت حفظ کالا یا سرمایه یا حفظ جان خود را برعهده دیگری یا بنگاهی بگذارد
بیمه
معامله پایاپای
تهاتری
معامله پایاپای و کالا با کالا
تهاتری
معامله کالابه کالا
پایاپای
معامله | داد و ستد
سودا
در بازار بورس معامله می شود
سهام
سند عقد معامله یا نکاح
قباله
بازار خرید و فروش اوراق بهادار و معامله
بورس
زیان در معامله
تغابن
فسخ کردن معامله
,,,,,,
محل داد و ستد و معامله
بازار
نوعی معامله
پایاپای
واسطه گر در معامله
دلال
عاصمه
قرارداد
حسین
رسیدن به توافق برای یک قرارداد
محمد آزادبخت
بده بستون
ایجاد ارتباط و تعامل در داد و ستد
و گاهی به معنای رفتار کردن و برخورد نمودن هم به کار می رود، مثلاً می گویند �با فلان خبر معاملۀ بی خبری می شود� یعنی؛ برخورد می شود، رفتار می شود.


نام نویسی   |   ورود





شبکه مترجمین ایران