برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مطالعه

/motAle'e/

مترادف مطالعه: خواندن، قرائت، بررسی، پژوهش، تتبع، تحقیق، دراست

برابر پارسی: بررسی، پژوهش، خواندن، خوانش، نگرش
مطالعه آثار طبیعی
اسبرواسیون
مطالعه اجمالی
ازرم
مطالعه روابط بین افراد و گروه ها و طبقات اجتماعی
جامعه شناسی
مطالعه ساختار و معنای حالت های مختلف یک کلمه
ریخت شناسی
مطالعه شکل جانوران و اندامهایشان
ریخت شناسی
بی مطالعه و بدون تحقیق
دیمی
دانشی که به مطالعه طبیعت و بررسی تنوع زیستی زمین بمنظور حفاظت از اکوسیستم ها | زیستگاه ها و گونه های زیستی میپردازد
زیست شناسی بقا
دانشی که به مطالعه طبیعت و بررسی تنوع زیستی زمین به منظور حفاظت از اکو سیستم ها زیستگاهها و گونه های زیستی میپردازد
زیست شناسی بقا
علم مطالعه گذشتگان
تاریخ
علم مطالعه کاربرد منابع تولید محدود برای تامین خواسته های نامحدود بشری
اقتصاد
علمی که به مطالعه اصوات ترکیب انها و تلفظ های یک زبان می پردازد
فونتیک
رضا فتحی پور
خوانش
اشکان
واژه های اطلاع و مطالعه ریشه ایرانی دارند و ایتلا در زبان اوستایی با همین معنی بکار میرود
اشکان

در زبان اوستایی واژه ای ie به معنای دانش (همخانواده باidein =دیدن و eidenai =دانستن در یونانی) و در زبان پهلوی ات et به معنای خیال اندیشه و واژه ‌لا lā (را←لا=درخشان) به معنای روشن‌-درخشان است که روی هم به شکل ایتلا به معنای روشن نمودن ذهن و نورتاباندن به اندیشه درمیایند همانطور که در زبان فنلاندی واژه ajatella ایتل‌له و ajattelu ایتلو را در معنای فکر think به کار می‌برند. ریشه ات به شکل ت در لغت کوردی تێگه‌یاندن ‎t�geyandin به معنای اطلاع inform به کار رفته است و واژه لا همریشه با لامع=لامه و لامپ و چراغ لامپا است.

عرب از ریشه فرضی طلع واژگان مطلع و مطالعه را جعل کرده است زیرا چسباندن ع به آخر واژگان ایرانی روش آشنای عرب برای جعل واژه است مانند شرو-ع و دف-ع و طلو-ع و من-ع و قط-ع و شیو-ع و بل-ع و ...


نام نویسی   |   ورود