برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

قیچی

/qeyCi/

مترادف قیچی: مقراض

برابر پارسی: کاز، بُرِشگر، دوکارد
قیچی
مقراض
قیچی پشم زنی
دوکارد
قیچی مطبوعات
سانسور
قیچی مطبوعاتی
سانسور
بازیگر مرد آمریکایی با آثاری چون «ادوارد دست قیچی» و «شکلات»
دپ
بازیگر مرد مطرح آمریکایی با فیلم هایی چون «توریست» | «ادوارد دست قیچی» و « رنجبر تنها»
دپ
عذرا
در زبان فارسی قاف وجود ندارد. و در زبان عربی حروف گچپژ وجود ندارد.هر کلمه ایی که هم قاف و هم یکی از حروف گچپز را داشته باشد .99% ترکی است. مثل قیچی، چاق، قاچاقچی، قارچ، پاتوق، چوچاق، آلاچیق،قشنگ،توپوق.......
عذرا
حروف ح ث ع ص ض ذ ط ظ مخصوص زبان عربی است.و در هیچ زبان دیگری وجود ندارد. قاف و غین حروف مشترک بین زبان عربی و ترکی است.که تلفظ مخصوص به خود دارند. مثلاوقتی ما ترکها می گوییم قوقوش(پرنده ی قو) یک فارس زبان آنرا گوگوش می شنود.و یا وقتی ما میگوییم قند آب یک فارس زبان آنرا گندآب می شنود.ولی وقتی یک فارس زبان قندآب را تلفظ می کند. ما آنرا غندآب می شنویم.چون فارسها قاف را شبیه عربها تلفظ می کنند.
عذرا
حرف قاف در ترکی کاربرد زیادی دارد. مثلا آخر خیلی از روستاها و دهکده ها در ترکی قاف است .مثل زرنق،نودوزق، ایلانق، سرین درق، سویوق درق، شیرین درق، کلوانق،النجق، اوچ درق،اویلق،مردق، فیروق(خوی)، نیارق(نمین اردبیل)،بافق(یزد)،برندق(اردبیل)،الوانق،کرنق(خلخال)،چاراویماق..........
پ ص ر
دوتیغ
علی باقری
قیچی یک واژه ترکی است .اما در ترکی به چه معناست سخنان زیادی در مورد آن گفته شده ولی به نظر هیچ کدام درست به نظر نمی رسد . به نظر می رسد که به مرور زمان این واژه تغییراتی در ساختمان آن به وجود آمده . به نظر می رسد این واژه در اصل قیلچالان بوده به معنی مو چین که امروزه از ابزار شبیه به قیچی در چیدن پشم و موی حیوانات استفاده می شود .قیل در ترکی به معنی مو یا پشم و چالان پسوند آلت یا ابزار. چون در فارسی کاربرد این پسوند وجود نداشته در کار برد فارسی این واژه از قیل چالان به قیچی تغییر کرده.
واژگان لری( بختیاری)
فعل قرچیدن و قرچینیدن در مَنای بریدن و بریدن چیزی خشک به کار می رود.
در مثل بُز که شاخه درختان را می خورد می گویند شاخه را قرچیده و یا قرچنیده است.
و صدایی که از بریدن چیزی خشک بیرون می آید را در گفتار لری قِرچ و قُرچ می گویند که در فارسی به آن قِچ و قُچ می گوییم.

قیچی در گفتار لری قِرچی( با اِ کشیده) یا قیرچی گفته می شود.
که نشان می دهد از واژه قرچیدن که یک واژه باستانی می باشد گرفته شده است.

حرف های (غ، خ، ق، گ) بسیار به‌جای هم بکار می روند و هیچ رپتی به عربی یا ترکی یا... بودن واژه ندارد.
شاید در جایی بگویند غرچیدن در جای دیگری بگویند خرچیدن در جای دیگری هم بگویند قرچیدن ولی در نوشتار رسمی قرچیدن نوشته شود.
.
قیچی :scissor
بریدگی ,بریدن,قطع:Scissor
شایلین سماوات
انگلیسی : scissors
فارسی : قیچی
فرانسوی : ciseaux

My mom cut my hairs with scissors
مامانم با قیچی موهام رو کوتاه کرد.
کیان
وسیله ای است که با آن اشیا را می برند
مثل پارچه
دو تیغ دارد
آرمین بنیادی
قیچی اشیایی تیز برای بریدن پارچه


نام نویسی   |   ورود