برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

غلات

/qallAt/

برابر پارسی: گندم، ارزن، برنج، جو، ذرت
به جوانه دانه های غلات گفته می شود که طی یک روند مشخص خشک شد ه اند
مالت
ساقه غلات و جارویی که از آن می سازند
اشتوم
یکی از غلات شبیه گندم
جو
ا ز غلات پر مصرف
گندم
از غلات باستانی و ارگانیک
گندم خراسان
از مهم ترین غلات
گندم
پاک کردن غلات
بوجاری
جوانه دانه های غلات
مالت
سازمان جهانی خواربار و غلات
فائو
ساقه خشک غلات
کاه
سردسته غلات
گندم
قند مرکب غلات
نشاسته
محل انبارکردن و جمع آوری غلات
یکی ا ز غلات
ارزن
ا ز غلات
جو
ابزار قدیمی برداشت محصولات زراعی و غلات
داس
ثنا
این واژه عربی و چیوان (= جمع) غله است و پارسی آن یَویناس yavinãs می باشد: (یَوین (اوستایی)= غله + پسوند چیوان «اس» که در زبان سنسکریت به کار می رفته است)
فلاحی
جمع غالی، از حد در گذشتگان، غُلُوّ کنندگان
مصیب مهرآشیان مسکنی
هرچیزی که بیش از انچه هست غُلو و غالی شود و جنبه قداست بیش از اندازه بگیرد. مثل فرقه ای که حضرت عیسی را خدا و آفریدگار میدانند و یا فرقه ای که حضرت علی را خدا میدانند
مصیب مهرآشیان مسکنی
غالی بیش از حد قداست گرفتن مثل گندم که چون قوت لایموت است هورا مقدس دانسته و به او سوگند میخورند


نام نویسی   |   ورود