برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

عصر

/'asr/

مترادف عصر: دور، دوره، روزگار، زمانه، زمان، عهد، وقت، بعدازظهر، پسین، پسینگاه، فشار، افشردن، فشردن

برابر پارسی: ایوار، پس از نیمروز، پسین، روزگار، زمان
عصر
دهر
عصــر حجر
دوران ما قبل تاریخ
عصر حجر قدیم
پارینه سنگی
عصر و دوره
زمانه
عصر و روزگار
زمانه
عصر و هنگام غروب
ایوار
از فلاسفه عصر صفوی
میرداماد
از قبائل عصر جاهلیت اعراب
اوس
از قبایل عرب در عصر جاهلیت
اوس
بتی در عصر جاهلیت
لات, منات, هبل
بنای تاریخی عصر صفوی در جنوب بهشهر
چشمه عمارت
پادشاه ستمگر عصر حضرت ابراهیم (ع)
نمرود
پادشاه ظالم عصر ابراهیم نبی
نمرود
پول طلای عصر هخامنشی
دریک
حکومت عصر هیتلر
رایش
خنیاگر عصر ساسانی
باربد
دعای عصر جمعه
سمات
دوره عصر حاضر زمین شناسی
کواترنری
رامشگر عصر ساسانی
باربد
سردار ایرانی عصر داریوش
اریوبرزن
سیاستمدار حیله گر فرانسوی عصر ناپلئون
تالیران
شاعر عصر غزنوی
سنایی
شاهزاده عصر اسکندر
رکسانه
طایفه ای در عصر هخامنش
سکاها
فرمانده ایرانی عصر هخامنشی که در مقاتبل اسکندر ایستاد
آریوبرزن
فرمانده عصر هخامنشی
اریو برزن
فیلسوف و ریاضی دان بنام فرانسوی عصر رنسانس با جمله معروف می اندیشم | پس هستم
دکارت
موزه تاریخی عصر ناصرالدین شاه در داخل محوطه کاخ گلستان
تالار عاج
نام بتی در عصر جاهلیت
مناف
نام قومی که در عصر خشایار شاه معادن طلا و نقره کوه پان ژه را استخراج می کردند
ادمانت
از بتهای عصر جاهلیت
لات
از شاعران عصر غزنوی
عنصری
دعای عصرهای جمعه
سمات
روزگار | عصر
دهر, زمانه
سرزمین امپراتوری قدیم شامل تمامی اروپای آن عصر
روم
شخصیتی همعصر با اردشیر بابکان
یحیی
فیلمی از یدا••• نوعصر ی
کنار برکه ها
هنگام عصر
ایوار
هنگامه عصر
ایوار
یکی از عصرانه های مردم تبریز
دویمهنج
یکی از مشهورترین نقاشان معاصر ایرانی که از آثارش(ضامن آهو) | (عصر عاشورا) و (پنجمین روز آفرینش) را می توان نام برد
محمود فرشچیان
اسوار
پسین
شهریار آریابد
عصر : در اوستا " رپیتوین " آمده و به معنای پسینگاه می باشد.
اشکان
واژه آریایی عصر (در اصل اسر asr) به مانای پایان روز است که در سنسکریت به صورت usR उसृ به مانای breakday روزشکن آمده است. واژه ایواره (ایو=خاموش واره=روز) نیز همتای واژه عصر است که امروزه در گویش لوری و کوردی به کار میرود و به مانای سپری شدن روز است که در آن:

hvR ह्वृ =off واژه آف انگلیسی به مانای خاموش گویشی دیگر از این کلمه است.

वार vAra = day, turn of a day, turn

پسوند واره در واژه ایواره به مانای روز است همانتور که شنواره در سنسکریت به جای شنبه روز به کار میرود ولی واره در واژه گهواره (گردش گاه/جا) به مانای turn یا گردش است.

پریسیما
روز : day : ساعت ۶ روز : am 6
بامدادان : dawn
سپیده‌دم، پگاه، خورخیز، برآمد : sunrise
پیشین : morning
نیم‌روز : midday, noon : ساعت ۱۲ روز : pm 12

شب : night : ساعت ۶ شب : pm 6
پسین : evening, afternoon
گرگ‌میش : dusk
هوراُفت، فرورفت، ایوار : sunset
نیم‌شب : midnight : ساعت ۱۲ شب : am 12
نادر
عصر به ترکی: آخشام، ایکیندی ( آخشام از ایکیندی دیرتر است.)
سهیل نظری
عصر کنونی پارسیش میشه دوره کنونی،
ایلدا لرستانی
در زبان لری به پایان روز یا بعد از ظهر ایواره می گویند


نام نویسی   |   ورود





شبکه مترجمین ایران