برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

سودا

/sowdA/

مترادف سودا: تجارت، دادوستد، معامله، تندخویی، تندمزاجی، عصبیت، اگزما، جرب، حکه، گری، اندیشه، خیال، مالیخولیا، وسواس، اشتیاق، عشق، هوس، میل شدید، میل، اندیشه بی حاصل، خیال باطل، دیوانگی، دلگیری، ملالت، نوعی نوشابه
سودا
معامله, خرید و فروش, داد و ستد
سودا ز کسب و تجارت
درامد
سودا و داد وستد
معامله
بیماری سودا
مالیخولیا
تاجر | سوداگر
بازرگان
ساخته دیگری از مجتبی راعی با بازی محمود پاک نیت | سودابه آقاجانیان و حسن جوهرچی
جای امن
ساخته مجتبی راعی در سال 72 با شرکت محمود پاک نیت | سودابه آقا جانیان | حسن جوهرچی و مرحوم فریبرز سمندرپور
جای امن
سوداگری
تجارت
سودان
خارطوم
سودای ناله
اه
شهر سودان جنوبی
یای
شهری در سودان
بربر
از شهرهای سودان
بربر
زهرا خدایاری
شور و شوق
ساحل
اهو
علیرضا
عشق جاویدان
ها،كي
پرواز ذهن
اعظم
دوستت داشتنی و ملوس
سودا
ببخشید شما که میگید اهو یا ..... معنی سودا عشق هست
امیر مهدی
داغ
سودا
مهنی سودا آتش داغ
سولماز
سودا‌‌دراصل‌‌اسم‌ترکیه‌که‌معنا‌ش‌از‌دوست‌داشتن‌میاد‌عشق‌بینهایت
فريماه
به سوداي تو مشغولم ز غوغاي جهان فارغ
فاطمه
ولی معنیsodaآب گازدار میشه هااا
فرشته
اسم سودا در زبان ترکی به معنای عشق هست
سید رضا
یکی از اخلاط چهار کانه بدن انسان
سودا
اسم ترکی به معنای عشق بینهایت
حمید
معنی سودا در عمق برابری می کند با سیاهی و تاریکی و در رو برابری میکند با تغییرات به مکان و شکل
مهدی.
معنی اسم سودا از سوویم گرفته شده وترکی هست ومعنی عشقو میده
سودا

سودا با (وِ) معنی عشق دارد
سودابا (وُ) معنی جدایی دارد
سودا
سودا اسم ترکی است و معنای آن عشق است
سودا
اسم ترکی و به معنی عشق جاودان بین دو عاشق هستش
امیل به بدی
متاسفانه دوستان صرفابه ترجمه تلفظ ترکی واژه بسنده کرده اند. سودادرادبیات کهن ایران وهند به معنی (جنون پاکبازی.قمارمعنوی.تجارت بدون تدبیروپر ریسک.)همچنین (نام نوعی نوشیدنی توهم زای هندیست )که معانی واسامی رایج کنونی چون نام برخی مشروبات الکلی از آن استخراج شده اند.
پریچهر
باتحقیقات زیادی که کردم به این نتیجه رسیدم پیشنهادات امیل درست ترین پیشنهاد است .. سودای ترکی باتلفظ sevda به معنی عشق با تلفظ فارسی آن soda به معنی جنون قمارروحانی وتجارت بدون عاقبت اندیشی فرق میکند. پیشنهاددوستمون ها ، کی هم تقریبا به معنی نزدیکه.
امیل به بدی
درادبیات کهن ایرانی معنی حالت دگرگونی وازخود بیخودشدن ازسرعشق شدیدرانیز میدهد اما نه عشق بشری بلکه جنونی که عاشق رادگرگون میکند از شدت عشق الهی ست...
Saniya
سودا به زبان ترکی به معنی عشق و علاقه بین دو فرد
💞
امیل به بدی
عزیزای من چراگیر دادین به SEVDA...SEVDA ترکی یه چیز دیگه است . SODA فارسی چیزدیگه... تازه ریشه کلمه سودای ترکی هم به معنی عشقای مزخرف بین زن ومردنیست. اصل معنی ترکی باستان هم به معنی عشق پاک وجا ویدان بین بنده وخداونده که درنهایت باعث جنون بنده وازخود بیخودشدنش میشه.
امیل به بدی
این واژه باتلفظSODA یک واژه کهن ایرانی وهندیست که باتلفظSEVDAفرق میکندودرواقع ريشه های یکسانی ندارند ونبایداین دوراباهم اشتباه گرفت .زیراسودادرادبیات کهن ایرانی بارمعنایی سنگین وعمیقی دارد....معانی ای چون ازخودبیخودشدن درسلوک معنوی . نهایت جنون وقمارتمام هستی خویش برای خوشنودی دلدار.نوعی قمار معنوی . پاکبازی .جان برکف بودن.
سودا
سودا به معنی دوست داشتنی است
علی هنرزاده
در یک مثل هست که میگن؛
وصلت با خودی ، سودا با غریب
یعنی ازدواج با اقوام و معامله و داد و ستد با غریبه ها
پس سودا به معنی معامله و داد و ستد هم هست.
حامی
معنیِ کلی ولغویِ سودا به معنیِ معامله میباشد ودرجاهایی ازآن به عنوانِ عشق که یکجورمعامله هست استفاده میشود,مثلأسوداگر یعنی معامله گر
مهدیه
کلمه سودا از اسود میاد که یعنی سیاه (البته به نظر من)
علی هنرزاده
سودا
سَوَدًا: صارَ أَسْوَدَ، صارَ لَهُ لَوْنُ الفَحْمِ، اِسْوَدَّ * إِذا سَوِدَتِ الغُيومُ أَنْذَرَتْ بالمَطَرِ.
سُودا دارای معانی مختلفی در ترکی ، فارسی و عربی است و در هر زبان معنی خاص خودش را دارد.
در زبان فارسی به معنی معامله و داد و ستد و تجارت هست و صرب المثل وَصلت با خودی و سودا با غریب هم نمایانگر معنای معامله و داد و ستد و تجارت هست. چون معامله با خودی و اقوام باعث ناراحتی میشده و لذا گفتند با اقوام و خودی معامله نکنید و وصلت هم با خودی و اقوام باشد که معروف بود اقوام اگر گوشتت را بخورد استخوانت را بیرون نمی اندازد یعنی زن به قوم و خویش خود بدهد و با غریبه ها معامله کنید چون غریب دیگه معمولا پیدا نمیشه و می رود دنبال کار خودش حال یا ضرر و یا نفع بلاخره دیگر در دید انسان نیست که باعث ناراحتی و درگیری شود.
باز هم در فارسی ، به معنی یک نوع غده و حبه ای که روی دست و یا صورت بوجود می آید که به غده یا حبه سودا معروف هست و در قدیم این حبه یا غده سودا که بیشتر روی دست و گاها صورت میزد را یادم هست که به غده سودا معروف بود و با داغ کردن غده به بهبودی آن کمک میکردند.
در زبان ترکی هم که بیشتر معنی عشق و دوستی میدهد .
اما در زبان عربی به معنی سیاه و مقابل سفید و ابیض و بیاض هست.رایت قمیص سودا یعنی دیدم پیراهن مشکی ( سیاه) را و از اَسود و سَوَدَ می آید بع معنی سیاه و سیاهی.
Sevda
سودا ريشه در اسم تركي
به معني دوست داشتن و علاقه بسيار و عشق اتشين
البته اغواگر و هوس برانگيز هم معني ميشه
مهری بهار
اندیشه ...وسواس....سیاهی ...حومه ی شهر....اشتیاق....معامله....فکر ....جنون....یکی از اخلاط چهاگانه....از بیماری های فکری....عشق...خیال واهی...
Svda
معنی اسم سودا یعنی عشق و شماها که سودا رو اشتباه مینویسیدترک ها w ندارد چرا وقتی ترکی بلد نیستید الکی مینویسید
Sevda
اگه بخواييم داستاني بگيم سودا نوعي پرنده ي اسماني (عربي)است كه بال هاي اتشين و ذهني اشفته (فارسي )و دلي با عشق پاك و جاويدان(تركي) بايك معامله(فارسي باستاني) خيالي از دنيايي سياه خارج شده
البته اين اسم فلسفه ها زيادي دارد و بسته به تلفظ است
Sodaبه عنوان يك نوشيدني قدمت زيادي ندارد
سودايي كه اميل به بدى ميگه (واو)تلفظ نميشه
سودا
عشق
سودا
به نظرمن معنیش میشه آرامش دلهامخصوصاپدر
سودا
به معنی عشق هستش ریشه ترکی داره
سودا
سِودا اسم رایج ترکی هست که در خیلی از مناطق ترک نشین دنیا گذاشته میشه از مصدر سِومک
sevmek ، عشق ورزیدن
sevda, عشق
sevgili, معشوق
که در فارسی به صورت soda و sogoli وارد شدن
ادا
سودا یعنی سودا ارگینجی (بازیگر )
ملیکا
به سودای... = به بهانه ی...
سودا اسدی
سودا یعنی دوست داشتن کسی
سودا یعنی عشق
گمنام
ریشه این اسم ترکی هستش و اسم دخترانه ای است و معنای اون فکر و خیال و اندیشه است و همچنین معنی دیگرش عشق و علاقه زیاد به یک نفر هستش و این اسم اسم واقعا زیبایی هستش و اسم یکی از دوستان من هم سودا هست
علی باقری
سودا: در لغت سیاه، و نام یکی از اخلاط اربعه که در بدن وجود دارد.
[ درونِ جوهرِ صفرا همه کفر است و شیطانی
گرت سودای دین باشد قدم بیرون نِه از صفرا]
دکتر شفیعی کدکنی در مورد سودا می نویسد:((در عقاید پزشکان قدیم، غلبه این خلط، سببِ نوعی جنون می شود و بهمین دلیل دیوانگان را سودایی می خواندند. معنی دیگر سودا در زبان فارسی خرید و فروش و بیع و شریٰ است.))
(تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی،زمستان ۱۳۸۳، ص۲۵٠.)
سودا
سودا اسم ترکی هست ما ترکا ب عشق میگیم سودا این داستانا چیه نوشتین
علی باقری
سودا (Black Bile ):[ اصطلاح طب سنتی ] سیاه رنگ است. در جگر تولید می‌شود و جایگاه اصلی آن طحال است. طبعش مانند خاک سرد و خشک و طعمش گس متمایل به تلخ است. قسمتی از آن پس از تراوش از جگر، همراه خون به تغذیه استخوان‌ها کمک می‌کند. قسمت دیگر به طحال می‌رود و موجب تقویت دهانه معده می‌شود.
علی ولایتی
اگر برای نام ثبت احوال گذاشته شوددرست کلمه که در نظر گرفته میشودسِودا(sevda)میباشد.ویک نام ترکی به معنای عشق و دوست داشتن می‌باشد.
سودا
سودا نام وریشه ترکی داره که معنیش میشه عشق علاقه دوست داشتن بین معشوق و عاشق ربطی به اتش و .... اینا نداره
سودا
سودا اسم ترکی هست یعنی عشق ولی فکر کنم اشتباه نوشتین سودا یعنی عشق بینهایت
mustafa
عشقین بینهایتی،بیزتورکده معنیمیزبودو، فارسی سیندا بیلمیرم
سِودا
سوا: اسم ترکی
معنی عشق
دوست داشتن
Nima
زمین گرده و مثل دیگ آشپزی همه چی تو هم وارد می شه و هیچ زبانی مستقل از زبان های دیگه نمی تونه موجودیت داشته باشه.
این جنگ و دعوای بیهوده بین زبان من زبان تو رو ترک کنید. قرن 21 م شده و انقدر علم رشد کرده که جایی برای تعصب وجود نداره.
از خواب چند هزارساله بیدار شید.
Sowda
Sevda اسم ترکی
Sowda اسم عربی
Soda آب گازدار
Hj
Sowda به فارسی عشق و خیال و پندار

دیوان سعدی

سر تسلیم نهادیم به حکم و رایت

تا چه اندیشه کند رای جهان آرایت

تو به هر جا که فرود آمدی و خیمه زدی

کس دیگر نتواند که بگیرد جایت

همچو مستسقی بر چشمه نوشین زلال

سیر نتوان شدن از دیدن مهرافزایت

[[روزگاریست که سودای تو در سر دارم

مگرم سر برود تا برود سودایت]]

قدر آن خاک ندارم که بر او می‌گذری

که به هر وقت همی بوسه دهد بر پایت

دوستان عیب کنندم که نبودی هشیار

تا فرو رفت به گل پای جهان پیمایت
سودا
Sevda ترکی شده همون sowda هست حتی در لغت نامه عمید نوشته که ریشه عربی داره که درستش به صورت سوداء نوشته میشه در آنجا هم زده به در قدیم به معنی (مجاز)عشق دقیقا مانند معنی که در ترکی داره احتمالا از عربی وارد شده تغییر شکل پیدا کرده مانند قلعه که عربیه وارد ترکی شده و تغییر کرده شده قالا
یا قرمز =قیرمیزی و...
رضا
اینجا یه نفر نوشته سودا ترکی شده sowda هست !!!!!!! میگه قلعه عربی هست که بصورت قالا وارد تورکی شده !!!!! جالبه در مورد رنگ قرمز هم میگه فارسی هست !!!!! این جوجه فارس های نژادپرست فقط این مونده بگن تورکی لهجه زبان فارسی است . sevda از مصدر sevmak یا سئومک اومده که sevgil یا سئوگیل به معنای معشوق یا معشوقه از مشتقات دیگر اونه که بصورت سوگل و سوگلی وارد زبان فارسی شده سودا هم به همین صورت وارد فارسی شده . کلمه قلعه هم عربی نیست . از قالا ترکی وارد عربی شده و اعراب اونو معرب اش کرده اند . و قلع رو هم از تغییر قلعه درست کرده اند که معنی ندارد . در ضمن قرمز کلمه ای تورکی است . فارسی ان سرخ است . واقعا برا شما فارس های نژادپرست متاسفم . چه قبول کنید چه نکنید سه هزار لغت از فارسی تورکی است . حتی خانه . خانواده . خانوار . خانمان . دودمان .قهرمان .اسمان .هم تورکی است :))))))))))
وهسودان مرزبان
من در شگغتم از دوستانی که میخواهند دوستان ترکی زبان را قانع کنند اخر کسی که میگوید سومری هم ترکی بوده چگونه میتوان او را به دانش خرسند کرد - باز خوبست که سلجوقیان در کتابهای سلجوقنامه و دیگر کتابها که در روزگاشان نوشته شد گفته اند که از جانب چین امدیم و در اواخر قرن چهار هجری مسلمان شدیم - این واژه در صورتی میشد ترکی باشد که ریشه اش سیو بود درحالی که از قدیم این را از غلبه سودا بر صفرا گفته اند - یاد دوست اذریم بخیر میگفت من به این فارسها میخندم که به شوشه میگویند شیشه
وهسودان مرزبان
سودا به چم خرید و فروش فارسی است و ریشه اش از سود و هود میباشدهوده مانند بیهوده به معنی بی سود است
وهسودان مرزبان
رضا جان رنگ کرمست که قرمز شده و سرخ که با سهر و سور و سیر نیز یکی است گفتیم میدانیم در گفتارشمال غرب منجمله در گفتار ارمنیها بسیاری فتحه های حروف وسط را آ میگویند مثلا ارمنی ها کج را کاج میگویند مثلا اگر بخواهند بگویند زری میگویند زاری یا همان ساری به معنی زرد - اذربایجان و مردمش جان و دل منند به هر زبان که باشند دوستشان دارم امااگر هزار زبان هم بگردانند همین نام اذربایجان و تبریز و شبستر و میان دو اب و خانج در پارسی بودنشان بس است
Sowda
اسم سودا به دو صورت نوشته و خوانده میشه Sevda ریشه ترکی و sowda ریشه عربی ، متاسفانه بعضی میگن soda ولی نوشیدنی گازدار هست
امیر حسین
قهرمان:
این واژه در پهلوی ساسانی کوهرومان kuhr-u-mān به چم فرد کار اندیش و چاره یاب بوده.

آسمان:
در پهلوی ساسانی آسمان āsmān و به همین چم بوده.

خانه:
پارسی باستان (هخامنشی): کانا kānā
پارسی میانه (پهلوی ساسانی): خانک xānak
پارسی نوین: خانه xāne

خانوار: خانه وار (وار به چم دارنده: امیدوار، سوگوار)

خانواده: خانه واده (واده پسوند نسبیت اوستایی: کِواده، نواده:نوه واده)

خانمان: خانه مان (در پهلوی نیز به کار میرفته: xānmān)

مان [فرهنگ معین]:
۱. اسباب و اثاثیه خانه ۲. مثل و مانند ۳. خانه ۴. به صورت پسوند در کلمات مرکب آید و به معنی محل، جا و خانه ۵. در بعضی کلمات به معنی "منش" و "اندیشه" آید: شادمان، قهرمان . ۶. از ریشه فعل اسم معنی (اسم مصدر)

دودمان: در پهلوی دوتک مان dutak-mān بوده که از دوده (dutak) به چم خوانواده و نسب، و مان mān به چم جا و خانه ساخته شده.
سودا
سودا (Sevda) نام ترکی به معنی در عشق
سودا (Sooda) نام ترکی به معنی در آب و زلالیت


نام نویسی   |   ورود
پارچه گرامی