برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سهام

/sahAm/

مترادف سهام: تیرها، اوراق مشارکت، سهم ها، نصیب ها، بهره ها، بخش ها، پاره ها

برابر پارسی: دانگ ها، بخش ها، انباز ها
طبق ماده 141 قانون تجارت | به شرکتی که برای امور تجارتی تحت اسم مخصوص بین یک یا چند نفر شریک ضامن و یک یا چند نفر شریک با مسوولیت محدود بدون انتشار سهام تشکیل می شود | می گویند
مختلط غیر سهامی
طبق ماده 21 قانون تجارت به شرکتی که برای امور تجارتی تشکیل می شود و سرمایه آن به سهام تقسیم شده مسوولیت صاحبان سهام محدود به سهام آنها است | می گویند
شرکت سهامی
طبق ماده 21 قانون تجارت | به شرکتی که برای امور تجاری تشکیل و سرمایه آن به سهام تقسیم شده است | اطلاق می گردد•
شرکت سهامی
بازار سهام
بورس
محل داد و ستد سهام
بورس
منسوب به سهام
سهامی
نوعی سهام
بینام
از انواع سهام
بینام
محمود فخرالدین
درزبان عربی به معنی تیرکشنده عشق است
سهام
سهام یعنی سهم یا حق کسی
شهریار آریابد
در پهلوی " زون zovan ، ذانگ " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
زوندار = سهامدار
هنبازیک زونی = شرکت سهامی
علی باقری
سهام(Stake ):[اصطلاح کازینو]مبلغی که روی نتیجه بازی کازینو شرط بندی می شود.
Stock Returns
Stock Returns


نام نویسی   |   ورود





حقوق و دستمزد