برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

سنگ

/sang/

مترادف سنگ: جماد، حجر، صخره، لهنه، سنجه، وزنه، جسم رسوبی در کلیه مثانه، واحد جریان آب، معیار، محک، سفت، سخت، انعطاف ناپذیر، بی رحم، قسی
سنگ
حجر
سنگ آتش زنه
خیاب, چخماق
سنگ آسمانی
شهاب
سنگ آسیا
رحی
سنگ آسیاب
اس
سنگ ا نداز
رامی
سنگ اسیاب
اس
سنگ انداختن
رامی, رمی
سنگ انداختن یا تیر انداختن
رمایت
سنگ اندازی
رجم
سنگ بزرگ و سخت
صخره
سنگ پشت
لاک پشت
سنگ تابان
ایمه
سنگ تراز و
ورام
سنگ تراش
حجار
سنگ جادوگری
یای
سنگ چاقو تیز کنی
فسان, شاتر
سنگ خارا
جیوه
سنگ خواره
اسفرود
سنگ رسوبی
تراور تن
سنگ روی انگشتر
نگین
سنگ روی انگشتر و جواهرات
نگین
سنگ ریزه
شن
سنگ زرآزما
محک
سنگ زینتی
یاقوت
سنگ زینتی ساختمان
مرمر
سنگ سبز
زبرجد, یشم
سنگ سبز فام و گرانقدر
زمرد
سنگ سبز قیمتی
یشم
سنگ سخت
خارا
سنگ سرمه
کالامین
سنگ سماک
پرفیر, سنگ سماق
سنگ سیاه
فنیک, شبق
سنگ شفاف نمای ساختمان
مرمر
سنگ طلق
میکا
سنگ عیار
محک
سنگ قبر
لحد
سنگ قپان
ناره ,وزنه,ورام
سنگ قیمتی
یشم
سنگ گرانبها
زمرد
سنگ گرانبهای سبز رنگ
یشم
سنگ گرانیت
خارا
سنگ محک
بازالت
سنگ مرمر
رخام
سنگ مشخص کننده عیار طلا
محک
سنگ مصنوعی ویژه فرش کردن یک سطح
موزاییک
سنگ معدن
کانی
سنگ معدنی آبی رنگ
لاجورد
سنگ معدنی آبی شکل
فیروزه
سنگ میکای سفید
مسکویت
سنگ میکای سیاه
بیوتیت
سنگ نوشته
کتیبه
سنگ های گرانبها
جواهر
سنگ و کلوخ
مدر
سنگ کبود
لاجورد
پاداش سنگ انداز
کلوخ
پاره سنگ ترازو
ورام
تخته سنگ پهن و نازک
کالار
دارای سنگ های گرانبهای نصب شده بر سطح خارجی
جواهرنشان
روزنه ای در سطح زمین که سنگ های گداخته | خاکستر و گازهای درون زمین ازآن به بیرون فوران می کند
اتشفشان
زغال سنگ مرغوب
کک
شکستگی سنگ ها در اثر رانش زمین
گسل
عمل شناور ساختن سنگ معدن در دستگاههای مخصوص برای استخراج فلز
فلوتاسیون
ماده ا ی طبی که از زغال سنگ میگیرند
امونیاک
ماده پخته و متلاشی شده نوعی سنگ که در ساخت وساز به کار می رود
اهک
محور سنگ آسیا
آسه
مرد سنگ انداز
رداس
نوعی از سنگ نازک
موزاییک
نوعی زغا ل سنگ مرغوب
انتراسیت
نوعی سنگ آتشفشانی
ابسیدین
نوعی سنگ زینتی
یاقوت
نوعی سنگ سبز قیمتی
یشم
نوعی سنگ سخت آذرین
خارا
نوعی سنگ قیمتی
زبرجد
نوعی سنگ گرانبها
یاقوت
نوعی سنگ نازک که با شن و ماسه و سنگهای رنگین و سیمان ساخته می شود
موزاییک
نویسنده و مترجم سرشناس فقید ایرانی با آثاری چون « چراغ آخر » و « تنگسیر » | « سنگ صبور »
چوبک
وسیله سنگ انداز
فلاخن
یکی از بزرگترین تولیدکنندگان کنسانتره سنگ آهن در کشور
گلگهر
یکی از سنگ های آذرین
فیروزه
یکی از سنگ های اوستا
یشت
از جنس سنگ مرمر
رخامی
از سنگ های قدیمی
یشم
از سنگ های قیمتی
الماس, زمرد
از کلان شهرهای ایران با ترافیک سنگین
تهران
استادیوم فوتبال سنگال
بابایارا
انبار ماشین آلات سنگین
دپو
برای کسی که ً سنگین است مشغول کاری معمولا به عنوان خوشامد می گویند
خداقوت
برای کسی که مشغول کاری معمولاً سنگین است به عنوان خوشامد می گویند
خدا قوت
به هریک از مجموعه لایه های سنگهایی که براثر آتشفشان و یا زلزله روی هم قرار گرفته اند | گفته می شود
گسل
بهترین اقسام سنگ
مرمر
پا سنگ
پارسنگ
پارسنگ ترازو
ورام
پایتخت سنگال
داکار
پایه سنگی یا سیمانی
ستون
پرتاب سنگ
رمی
تخته سنگ
کالار
علی باقری
در زبان کردی به سنگ ( Kevir) گفته می شود
علی باقری
سنگ :
مرا خواست کآرد به کاری بچنگ
دو دست اندر آورد چون سنگ تنگ
دکتر کزازی در مورد این واژه می نویسد: 《سنگ با همین ریخت ، در پهلوی ، به کار می رفته است؛ این واژه در اوستایی، اَسَنگ بوده است و ستاک در آن " اَس" است که در" آس" پارسی به معنی سنگ و در " آسمان " که معنای ریشه ای آن سنگ مانند ، به یادگار مانده است. 》
نامه ی باستان ،ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴،ص ۲۴۹.
در بیت زیر سنگ در معنی شکوه و وقار به کار رفته است .
((زمانه ندادش زمانی درنگ
شد آن هوش هوشنگ بافر و سنگ))
همان ص 252.)
علی باقری
سنگ در کفش داشتن: کنایه از در تنگنا قرار گرفتن و مضطرب و مشوّش بودن.
((کله آنگه نهی که در فتدت
سنگ در کفش و کیک در شلوار))
(تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی،زمستان ۱۳۸۳، ص۳۷۱.)
علیرضا
سنگ واژه ای ایرانی
و در زبانهای ایرانی

کردی اوستایی(کرمانجی).کویر&بَرد
پارسی....سنگ


نام نویسی   |   ورود
پارچه گرامی