برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سنبل

/sanbal/

مترادف سنبل: خوشه، نوعی گل
سنبل الطیب
والریان, علف گربه, الک
سنبل الطیب و گیاه دارویی
والرین
سنبل رومی
ناردین
سنبل کوهی
فو
نوع سنبل طیب کوهی
فو
نوعی سنبل طیب کوهی
فو
با سنبله های خوشبو
بیدمشک
درخت ایرانی با سنبله های خوشبو
بیدمشک
Sonbol
سنبل به معنای خوشه گندم می‌باشد که در سوره یوسف چندین بار مورد استفاده قرار گرفته است
میثم ۵۸
آب رود
خدای من
خاستگاه سنبل در شرق مدیترانه،ایران،ترکمنسان و افریقای جنوبی است.
خدای من
جنبه زینتی هم داره


نام نویسی   |   ورود





شبکه مترجمین ایران