برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

سخاوت

/sexAvat/

مترادف سخاوت: بخشش، بخشندگی، جوانمردی، جود، سخا، کرم، نان دهی

متضاد سخاوت: امساک، تنگ چشمی، گرسنه چشمی، زفتی

برابر پارسی: بخشش، دست ودل بازی
سخاوت وبخشندگی
جوانمردی
سخاوتمند
دست و دلباز
نون جیم
اسم پدر من سخاوت است بر خلاف تمام معانی نوشته شده در سایت پدر من برعکس این است و اداما چوب دا اوزادیر
شیرین
یکی از حالت طبیعی انسان که انسان را به ان وا میدارد
Amir
(سخاوت) از ( بخشش) بسیار عظیم تر و محترم تر است،بخشش گاهاً با پشیمانی همراه است،سخاوت گذشتن کامل است،، شش دانگ ،، از چیزی بسیار با ارزش،بدون پشیمانی،بلکه با رضایت و شادمانی،
(( یک مادر با تمام وجود زندگانی خود را به فرزند خود سخاوتمندانه تقدیم میکند بدون چشمداشت به همراه بهترین آرزوها ،، شش دانگ ،،))
سخاوت
بخشنده ودارای کرم وجود


نام نویسی   |   ورود
پارچه گرامی