برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

خورشید

/xorSid/

مترادف خورشید: آفتاب، خور، روز، شمس، شید، مهر، هور

متضاد خورشید: قمر، ماه
خورشید
لیو, هور
خورشید جزیره
هور
خورشید عالم تاب
هور
خورشید گرفتگی
کسوف
الهه خورشید در نزد مصریان قدیم
امون
خدای خورشید مصریان باستان
رع
خدای خورشید نزد مصریان قدیم
امون
رب النوع خورشید مصریان
رع
گلــی دایره ای شــکل و بزرگ | که روزها به طرف خورشــید متمایل می شود
گل افتابگردان
مدت زمانی که زمین نسبت به یک ستاره ثابت یک دور در مسیرش به دور خورشید می چرخد
سال نجومی
الهه خورشید
را, رع
اولین ماه از سال خورشیدی
فروردین
ایزد خورشید
اپولون
پسر خورشید
یمه
پوسته خارجی خورشید
کرونا
تاج خورشید
کرونا
خدای خورشید
شاموش
خورشیدی
شمسی
ر ب النوع خورشید
امون
روز سی ام هر ماه خورشیدی
انیران
روشنایی خورشید
افتاب
ساخته سعید خورشیدیان در سال 80 با بازی علی قربان زاده | رامبد شکرابی | حدیث فولادوند و پرستو صالحی
همکلاس
سال خورشیدی
شمسی
طلوع خورشید
فلق
قرارداد معروفی که در 1 اسفند 1206 خورشیدی بین روسیه و ایران امضا شد
ترکمان چای
گاز خورشیدی
هلیوم
گاز سطح خورشید
هلیوم
گاز موجود در سطح خورشید
هلیوم
گازی در خورشید
هلیوم
گردش سیاره یه دور محور خورشید
حرکت وضعی
نهمین سیاره منظومه شمسی از لحاظ دوری از خورشید
پلوتون
خورشید
معنی هایی که گرم و انرژی‌ بخش مثل خود خورشید باشه (هورـ مهرـ خورـ شید...)
من مهر ماهی هستم (هورـ مهر)
خورشید
آفتاب
رامین
شمس
حسین فلاح
در اوستا به کوروش، کوئیریس ، در زبان سنسکریت کوروهkuruh بوده است؛
کوروش، کورُش، کوروس، کورُس، سیروس، سایروس،سُروش، خوروش، خُروش،خُروس،خورشید همگی از یک ریشه هستند و یک مفهوم کلی و نهفته ای را در خود دارند و آن معنی ندا دهنده،فریاد ، پیغام ، بانگ و خبر، غریو، غلغله، غوغا، فریاد، نعره، نفیر، هیاهو ،جوشش، افغان، زاری، ضجه می باشد و به همین دلیل است که سروش به معنی آورنده وحی یا همان جبرئیل نامیده می شود. و کوروش نیز به معنای پیامبر است و شاید کوروش هخامنشی یا همان پیامبری که در قرآن از او به ذوالقرنین یاد شده است لقبی بوده که به وی نسبت داده اند. نام خروس هم به خاطر این است که این پرنده خبر و مژده صبح و سحر را می دهد. خروش هم خود به معنی فریاد بلند است و جوشش، هیجان و غلیان احساسات نیز معنی می دهد. کلمه "کوره" نیز بر همین پایه است یعنی جایی که جوشش و خروش و غلیان را به همراه دارد( مانند خورشید).
p.m
جهان افروز
OMID
خورشید : فریاد بلندیست که کسی دل بسته به تاریکی نباشد که عمر تاریکی کوتاه است , روشنایی رو فریاد میزند و خواستار جنب وجوش است و تلاش برای کسب روزیه حلال در پرتو عنایات خالق خود است
خورشید دردانه ایست که خالق تمام جهان را فشرد تا او را یافت
حامدآخانی
هلیو
آران
هلیا
فاطمه قاسمی
هور
پرهام
به معنای گرما و آفتاب
1234
مهر
محمد رحیمی
آف
mikaiel
تک ستاره ی زندگانی
Aghajoon
خورشید در بعضی از اشعار به معنای حقیقت است.
الهه
نور
علیرضا جفایی
شمس. شید
حسین فاطمیان
کلمه یا اسم خورشید ,دراصل کردی میباشد,ترکیب شده از خۆر به معنی آفتاب و شید یا شیدا یعنی عاشق ,پس خورشید به معنای عاشق آفتاب, کسی که عاشق افتاب هست,آفتاب پرست,کردها آتش پرست ونور پرست بودند وبزرگترین نور, آفتاب یا همان (خۆر)میباشد به این خاطر این اسم درمیان کردها وفارسها که در اصل کردهستند زیاد به چشم میخورد,پس خورشید=خۆرشید=خۆرشیدا=شیدای خۆر میباشد ,خواهشمندم اطلاعات درست به جامعه تزریق کنید ,راستگویی بهترین راه انسانی میباشد
مهرداد ساسانی
ملاخورشید ساسانی شخصیتی سرشناس وتاریخی کدخدای روستای دوسیرانکه مدت زیادی بر روستای
دوسیران کدخدایی کردن روحشان شاد ویادشون گرامی🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
علی باقری
در زبان آذری به خورشید ( گؤن ) در زبان های ترکمنی استانبولی و ترکی آذربایجانی گؤنَش (Goonash) در زبان های قیرقیزی و قزاقی کؤن ( koon ) و در زبان مغولی Nar و تاجیکی Oftoʙ ، اویغوری: قۇياش و زبان عربی هم الشمس گفته می شود .
در زبان هندی به خورشید sooraj سوراج گفته می شود که احتمالا با واژه ی سراج عربی به معنی چراغ یا منبع نور هم ریشه باشد . در زبان سندی به خورشید سج و در زبان اردو سورج گفته می شود . البته در زبان فارسی نیز شید به معنی نور و روشنی می باشد .
در اکثر زبان ها دنیا حتی در زبان عربی هم نام خورشید با حرف اس ( S ) آغاز می شود که احتمالا با سراج هندی یا شمس عربی یا شید فارسی (به معنی نور و فروغ) ارتباط دارند .
در زبان های زیر حرف s را در اول نام خورشید ملاحظه فرمائید
انگلیسیSun
اسپانیایی ، پرتغالی ، کاتالان ، گالیسیایی : sol نروژی ایتالیایی کورسی sole فرانسوی soleilلاتین solem
دانمارکی ، سوئدی، ایسلندی Solen روسیSolntse آفریکانسson بلاروسی، اسلوونیاییSonce مقدونی Sonceto
لوگزامبورگیSonn آلمانیSonne اوکراینیSontse جاوه‌ای Srengenge
بوسنیایی ، صربی، کروات Sunce اسپرانتوsuno
پنجابی،بنگالی،کانارا، گجراتی ،مراتی،نپالی، Sūrya ، مالایالامیsūryan
اندونزیایی Matahari مالایی Matahari
هلندی zon یدی zun
خورشید
شیدا، تیدا
علی باقری
خورشید:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " خورشید" می نویسد : (( خورشید در پهلوی در ریخت خورشت xwaršēt بکار می رفته است. این واژه از دو پاره ی :خور/ شید ساخته شده است خور نام دیگر مهر یا آفتاب است این واژه در اوستایی هوَر بوده است، با دو ریخت و " خوَر " و " هُور " به پارسی رسیده است." شید " نیز که ویژگی خور است و به معنی رخشان و تابنده در اوستایی خْشَئته بوده است.خ ساکن پیش از "ش" در دگرگونی واژه سترده می آید؛ از این روی" خْشئته " به شیت و شید دیگر گشته است .نمونه های دیگر خْشَپَه است که شپ و "شب" شده است؛ نیز اَخْش که به ریخت " آتش" در آمده است. نیز پَخْشَگ که به " پشه " دیگرگونی یافته است. نمونه ی دیگر وَخْش است، نام شهری در فرارود( ماوراءالنّهر ) که بافته ای پر آوازه داشته است و به " وش "دیگر گون شده است "شید "را ،چونان ویژگی جم، در جمشید نیز بازمی یابیم. ))
((چو خورشید بر گاه بنمود تاج ؛
زمین شد به کردار تابنده عاج))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 223.)

به خورشید در زبان ترکی گؤن گفته می شود .
گون چیخدی چیخ گون باتی بات . (ضرب المثل ترکی )
ترجمه: چون خورشید در آمد از خانه بیرون بیا چون غروب كرد به خانه برگرد.
شعر:
چون در آمد آفتـاب از خانـه چون مـــردم در آ / بـا غروبش خانه بر گـرد و صفــا ده خـــانه را
شعر : از علی باقری
ایرزاد
خورشید
اوستا : سون
انگلیسی : sun
آلمانی : Sonne
حمیدرضا دادگر_فریمان
لیو،هلیا،آفتاب،مهر،شمس،شید،هور
فریما
خورشید یعنی درخشان ❤❤


نام نویسی   |   ورود





شبکه مترجمین ایران