برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

خرد

/xerad/

مترادف خرد: حقیر، صغیر، کوچک، اندک، کم، ناجیز، شکسته، له، ریز، ریزه | درک، آگاهی، ادراک، بینش، دانایی، حکمت، دانش، عقل، علم، فراست، لب، فهم، نقیبت، هوش

متضاد خرد: کبیر، بالغ، بزرگ، سالم، نشکسته، حجیم، عظیم | جهالت، سفاهت
خرد
عقل
خرد و هوش
عقل
خرد و کوچک
ریز
خرد کردن
کسر
برنج خرد شده
نیمدانه
به فرموده امام صادق)ع( کسی که مالک ••• خود نباشد | مالک خرد خود نیست
خشم
بهانه و خرد ه گیری
نیاسر
پول خرد آمریکا
سنت
پول خرد اسپانیا
رال
پول خرد انگلستان
استرلینگ
پول خرد انگلیس
استرلینگ
پول خرد جامائیکا
سنت
پول خرد فرانسه
سانتیم
پول خرد فرانسوی
سانتیم
پول خرد هند
انه
پول خرد هندوستان
انه
پول خرد هندی
انه
پول خرد کشور«آمریکا»
سنت
درهم شکسته و خرد شده
مکسر
طعنه و خرد هگیری هشدار آمیز
تشر
فیلسوف آلمانی " نقد خرد ناب"
کانت
گندم خرد کن بادی
اسیاب
گوشت خرد شده
قیمه
گوشت خرد شده در آبگوشت
تربت
ن ان خرد شده در آبگوشت
ترید
آش خرده خمیر
تتماج
بانوی خردمند
ست
بخرد
عاقل, هوشیار, خردمند, دانا
بی خرد
نفهم
جاهل و بی خرد
نادان
خردمند
مدبر
خردمند و آگاه
هشیار
خردمندی
دانایی
خرده جواهر
الک
خرده سنگ
ریگ
خرده فلز
براده
خرده گیری
ایراد
خرده و بهانه گیری
ایراد
خرده و ریز
دقاق
خردها
الباب
زاد خرد
کم سال، کم سن
ساخته ابراهیم مختاری با بازی عاطفه رضوی | حسن جوهرچی و نیکو خردمند
زینت
ساخته ابراهیم مختاری با بازی عاطفه رضوی | حسن جوهرچی و زنده یادان مهدی فتحی و نیکو خردمند
زینت
ساخته جمشید حیدری در سال 60 با شرکت سعید راد | آهو خردمند و داود رشیدی
مرز
ساخته حبیب کاوش در سال 62 با بازی سعید راد | جعفر والی | آهو خردمند و مرحوم شکیبایی
دادشاه
ساخته حبیب کاوش در سال 62 با حضور سعید راد | جعفر والی | آهو خردمند و خسرو شکیبایی
دادشاه
ساخته حبیب کاوش در سال 62 با شرکت سعید راد | جعفر والی | آهو خردمند و خسرو شکیبایی
دادشاه
ساخته دیگری از رضا کریمی در سال 79 با بازی نیکی کریمی | فریبرز عرب نیا | فرامرز صدیقی | یاسمین ملک نصر و زنده یاد نیکو خردمند
هزاران زن مثل من
ساخته قاسم جعفری و با شرکت ابوالفضل پور عرب | ماهایا پطروسیان | بهزاد خداویسی و زنده یاد نیکو خردمند
قاصدک
ساخته مجید قاری زاده در سال 64 با بازی جمشید مشایخی | جهانگیر الماسی | آهو خردمند
پدر بزرگ
ساخته محمدرضا اصلانی با بازی مهتاب کرامتی | فرخ نعمتی | آهو خردمند | پگاه آهنگرانی و عزت ا••• انتظامی
اتش سبز
سریالی ساخته مهدی صباغ زاده در دهه 70 با بازی مرحومه نیکو خردمند | حبیب اسماعیلی | فرهاد جم | بهروز بقایی | افسر اسدی و زنده یاد حسین پناهی
دزدان مادر بزرگ
سفیه | بی خرد
ابله
سومین برج از برجهای دوازده گانه پس از ثور و پیش از سرطان مطابق خرداد ماه
جوزا
سومین صورت فلکی برابر خردادماه
جوزا
ضعیف و کم خرد
سخیف
رقیه
در ادبیات و فلسفه پارسی در معنی ویژه ی خود آمده که نوعی 'دانایی' را ایفاد می کند که با "هوش" فرق دارد و از ریشه ی اوستایی "مزدا" بمعنی "دانایی" آمده . مزد یسنا یعنی 'ستایش دانایی'... و اهورا مزدا بمعنی "دانایی لایتناهی" می باشد. "هوش" می تواند مادرزاد و ارثی باشد ، اما "دانایی" یا "خرد" را فقط از راه تجربه و اندیشه بی تعصب در نکات علمی و تحلیل در مسایل معنوی می توان حاصل کرد... بعضی از نویسندگان و ادیبان پارسی زبان : "عقل" را با "خرد" همردیف دانسته اند ، اما بعضیها "عقل" را لطمه پذیر تر از "خرد" می دانند ؛ زیرا بسیار بوده اند عاقلانی که "خرد" لازم برای استمرار در جستجوی حقیقت را نداشته و به بیراهه رفته اند. نزدیک ترین واژه به "خرد" را شاید بتوان همین واژه ی "دانایی" دانست که همواره ماورای کشش و وسوسه ها به زیر و رو کردن قوانین این عالم می نشیند ... "توانا بود هر که دانا بود ...".
بنیامین
تنها. در کتاب حدودالعالم آمده است: بیابانکی است خرد (تنها) و محدود. مشرق آن شهرهای سند است و جنوب آن دریای اعظم (دریای عمان) و مغرب آن کوه کوفج (بارز) و شمال آن بعضی از سند و بعضی از کرمان. (ص 54)
در نوشته ی حدودالعالم، پسوند «ک» در بیابانک نشانه ی کوچکی است. همچنین واژه ی محدود، نشانه ی کوچکی است. از این رو، واژه ی خرد به معنی تنهاست؛ یعنی بیابانی که به بیابان های دیگر پیوسته نیست. این معنی برای شهرها نیز در کتاب حدودالعالم به کار رفته است: بهمن آباد و مزینان دوشهرک خرد (تنها) در راه ری می باشند و کشت و بر در آنها بسیار است. (ص. 89). در این جمله، بهمن آباد و مزینان دو شهر کوچک هستند که تا فاصله ی دوری شهری پیرامون آنها نیست.
الهام
دانش
ف.حکیمی
اندیشه،فکر،دانش.
مینا
عقل ،علم،دانش،
Zahra
اندیشه تفکر
Shiva
خرد عقل دانش تفکر فکر
محسن کشاورز
خرد در پارسی جایگاه wisdom در انگلیسی را دارد که میشود بازشناسی خوب از بد در هر ایستار(جایگاه)وکسی که کار خوب انجام میدهد میگوییم باخرد یاwise
علی باقری
دادِ خِرَد دادن : از روی عقل و اندیشه عمل کردن و زیستن.
هر که داد خرد نداند داد
آدمی صورت است و دیو نهاد
هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص۴۲۴.
علی باقری
خرد : در پهلوی حِرَت xrat و در اوستایی خراتو xratu بوده است .
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 169)
کیانا
عقل
قاسم
دانایی
lady bug and cat nvor
دانایی، عقل و هوش
باران
به نظر من معنی خرد(اندیشه)می شود
آرین
دانا-عقل-اندیشه-فکر
گروه باهوشا
، صغیر، کوچک، اندک، کم، ناجیز، شکسته، له، ریز، ریزه | درک، آگاهی، ادراک، بینش، دانایی، حکمت، دانش، عقل، علم، فراست، لب، فهم، نقیبت، هوش
یحیی
بخش کردن


نام نویسی   |   ورود