برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

تکلیف

/taklif/

مترادف تکلیف: رسالت، فریضه، مسئولیت، نقش، وظیفه، مشق، بلوغ، سخت، شاق، زحمت فوق العاده، اصرار، تأکید، مصادره، به رنج افکندن، به گردن گذاشتن، به سن بلوغ رسیدن

برابر پارسی: خویشتن کاری، بگردن نهادن، کار
تکلیف دانش آموزان
مشق
تکلیف مدرسه
مشق
سختی و تکلیف داشتن
تکلف
دارای تکلیف
مکلف
جمشید احمدی
کاردوش
ب. الف. بزرگمهر
کاریا (در یکی از آرش های آن)
روشنک
انسان با میل و آرزو و اراده و خواست و اختیار خود خلق نگردیده است بلکه با خواست و اراده و امر خداوند. لذا انسان در مقابل خالق هیچگونه تکلیفی ندارد بلکه خالق در مقابل مخلوق مکلف و موظف است. موجودی که یکطرفه در پهنه عدم فیض وجود می نماید، باید اول ببیند که آیا آن موجودی که قرار است به وجود بیایید، اصلا دوست دارد که به وجود بیاید. نتیجه اینکه توقع و انتظار طاعت و بندگی از مخلوق انسانی از طرف بخشاینده مهربان یک در خواست بی جا بوده و مطمئنا چنین درخواست بی جایی از طرف خداوند متعال نبوده بلکه ریشه در فهم و عقل خود انسان دارد.
بهنام ادیبی
تکلیف اگر از ناحیه کسی که احتیاجی به ما ندارد صادر شود یعنی خدای مهربان فقط به منزله خیر خواهی میتواندباشد نه چیز دیگر و این به نفع تکلیف شونده است پس کسی که به چنین تکلیفی عمل نکند بیشتر به خود ظلم کرده است.
ابوالفضل
در پاسخ به روشنک باید بگم
به ریسکش نمیرزد
شما یک درصد بگیرید که پروردگار از خداوند چنین چشمداشت دارد. انجامش میدهیم.
ابوالفضل نفیسی
روشنک باطل میگه


نام نویسی   |   ورود