برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

تضمین

/tazmin/

مترادف تضمین: پشتوانه، وثیقه، پایندانی، پذرفتاری، تعهد، ضمانت، کفالت، ضامن شدن

برابر پارسی: پایندانی، پشتیبانی، تاوان دادن، در پناه
تضمین خسارت
بیمه
سهیل
گواهی
رسم آزادی
تضمین از آرایه‌های ادبی و به معنی آوردن آیه، حدیث، یا سخن مشهور در بین سخن است.
تاکی غم وصال بسوزدمراجگر
از استادحبیب الله طاهری در کتاب سیمای آفتاب است که بنده تضمین کرده‌ام.
تاکی غم وصال بسوزدمراجگر
یک چشم به راه وچشمی مرا قمر

دل درفراق توپیوسته بیقرار
ای کعبه ی دلهای بیقرار مرا نظر
........ عجل علی ظهورک
اشکان
این واژه و واژه های همخانواده آن برگفته از واژه زامن ایرانی است:
واژه آریایی زامن←ضامن (زا=سزا-برای مین=عوض) به معنای جانشین آلشت پشتیبان ردوبدل جابجایی در زبان روسی به شکل زامینا заменаو به معنای replacement exchange substitute commutation backup ثبت شده که ریشه مین در سنسکریت به شکلमीनीते mInIte به معنای تعویض alter آمده است. عرب زامن را ضامن نوشته و سپس از ریشه فرضی ضمن واژگان ضمانت و تضمین و متضمن و تضامن را جعل کرده است. دانستنی است زامن معنای کلید و سوئیچ یا هرچیزجابجاشونده نیز میدهد همانطور که وظیفه دستگیره زامن در تفنگ خودکار تعویض حالت شلیک گلوله است.


مانی
گرانتی
نیازعلی شمس
پایندان
بادرود
فر کیانی
واژه پارسی_آریایی زامن←ضامن (زا=سزا-برای مین=عوض) به مانای جانشین آلشت پشتیبان ردوبدل جابجایی در زبان روسی به شکل زامینا заменаو به مانای replacement exchange substitute commutation backup ثبت شده که ریشه مین در سنسکریت به شکلमीनीते mInIte به مانای تعویض alter آمده است. ارب زامن را ضامن نوشته و سپس از ریشه فَرزی ضمن واژگان ضمانت و تضمین و متضمن و تضامن را جعل کرده است. دانستنی است زامن مانای کلید و سوئیچ یا هرچیزجابجاشونده نیز میدهد همانتور که وزیفه دستگیره زامن در تفنگ خودکار تعویض هالت شلیک گلوله است.



مصیب مهرآشیان مسکنی
تضمین=ضمیمه کردن اعتبار شخص معتبری در قباله یا سند و لذا ضمیمه کردن آیات حدیث شعر و غزل در شعر شاعر را هم تضمین میگویند و آن معانی فوق کاربرد تضمین و ضامن است والا هیچ معنی تضمین را ندارد
مصیب مهرآشیان مسکنی
تضمین= گرو گذاشتن آبرو واعتبار چه در اسناد و چه در رهانیدن شخص متهم یا متخلف چون باز بین متهم و متخلف فرق بسیار است
ب. الف. بزرگمهر
پایوری

از دید من، هیچکدام از برابرهای یاد شده در بالا به آرشِ باریکِ واژه ی از ریشه عربیِ �تضمین� نیست. واژه ی پارسی �پایوری� و کاربرد آن همراه با کارواژه های �شدن� و �نمودن� (پایور شدن یا نمودن)، برابرِ درستِ این واژه ی راه یافته به زبان پارسی است. آن را نخستین بار در ویرایش نوشته ای در پیوند زیر (یا شاید پیش تر) بکار برده ام:
ب. الف. بزرگمهر یکم امرداد ماه ۱۳۹۲
http://www.behzadbozorgmehr.com/2013/07/blog-post_23.html


eliiiii_1388
ضامن شدن
علی دوستی نوگورانی
گارانتی
معنی تضمین=
بر عهده گرفتن تاوان
ضمانت کردن
ملیکا
ضمانت کردن


نام نویسی   |   ورود