فر بردنفر پادشاهیفر پیفر جستنفر جوییدنفر خوردنفر دادنفر ر’خفر ساختگیفر شوگرفر شکوهفر هماییفر هوش هیختهفر و شکوهفر و فرهنگفر و میچکدفر کردنفر کیانیفر یزدانیفرافرا اختهفرا انداختنفرا انسانفرا بردنفرا پتروسفرا پذیرفتنفرا پیفرا پیش نهادنفرا جستنفرا جوییدنفرا چنگ اوردنفرا خوانفرا خواندفرا خواندهفرا دادنفرا داشتنفرا دست امدنفرا دست کسی دادنفرا دشنام شدنفرا دولچینوفرا دیاولوفرا دیدفرا راه داشتنفرا رسیدفرا رسیدنفرا رسیدن شبفرا زمینیفرا ساختنفرا سرمافرا شایانیدن