سر بازسر باز نهادنسر باز کردنسر بخاری ته لوله بخاریسر بخاک سیه بر نهادنسر بخرابی کشیدنسر بر استان داشتنسر بر اسمان افراشتنسر بر اسمان داشتنسر بر پای نهادهسر بر خاک نهادنسر بر خطسر بر خط نهادنسر بر خط کسی نهادنسر بر زانو نشستنسر بر زانو نهادنسر بر زمین امدنسر بر سر زانو نشستنسر برافراختنسر براهسر براه اوردنسر براوردنسر برداشتنسر بردنسر برگرداندنسر برگردانیدن ازسر برگرفتنسر برکشیدنسر بریدنسر بزرگسر بزرگ یا گنده ی چیزی زیر لحاف استسر بسر شدن حسابسر بسر کسی گذاشتنسر بفرمان دراوردنسر بلند گردانیدنسر به اب سیه بردنسر به ابر کشیده داشتنسر به اسمان کشیدنسر به بیابان گذاشتنسر به پای کسی دادنسر به تن کسی نبودنسر به جهنم زدنسر به جهنم می زندسر به چوهسر به چیزی زدنسر به خاک پوشیدنسر به خط اوردنسر به دیوار امدنسر به راه اوردنسر به زانو اوردن