اتش پارهاتش پایاتش پراتش پرستاتش پرکاتش پشت دست کسی گذاشتناتش پشتیبانیاتش پناهاتش پنهاناتش پوشاتش پوششیاتش تراتش ترسیاتش تنداتش تهیهاتش تیزاتش جای خود باز کنداتش جنوباتش جهنماتش چنار از چنار استاتش چو برافروخت بسوزد تر و خشکاتش چیزی را نشاندناتش خانهاتش خانه حماماتش خشماتش خواتش خواراتش خوردناتش خیراتش خیزاتش دان نانواییاتش در بار منت کسی زدناتش در چیزی گرفتناتش در خرمناتش در خرمن کسی زدناتش در دماغ چیزی زدناتش در لریاتش درشتاتش درگرفتناتش درون سوزاتش دستاتش دعوا را خواباندناتش دلاتش دماتش دمیدن از دهناتش دمیدن اژدهااتش دوزخاتش دوست و دشمن ندانداتش را به اتش ننشاننداتش را به روغن نتوان نشاند