اتش خو

لغت نامه دهخدا

( آتش خو ) آتش خو. [ ت َ ] ( ص مرکب ) آتش خوی. تندخوی.

فرهنگ عمید

( آتش خو ) تندخو، بدخو.

پیشنهاد کاربران

آتش خو: کنایت از سرکش. نابود کننده.
یاد کن لطفی که کردم آن صَبوح
با شما از حفظ، در کشتیِ نوح
آبِ آتش خو زمین بگرفته بود
موج او مر أوج کُه را می ربود
( شرح مثنوی ( شهیدی ) ، ج 4، ص: 57 )
تند خو
بد خو