پیشنهاد‌های فرحت حسین مهدوی (٩١٣)

بازدید
٢,٣٣٥
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Decisive statement

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Commentaried

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوبه با تلفظی خاص، در زبان پشتو به معنی "آب" می باشد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

New - fashioned

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Organic

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Forgery

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Neologism

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Whit washing

پیشنهاد
٠

Road and urban development

پیشنهاد
٠

Lesser known

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Bulk carrier

پیشنهاد
٠

Late confessiion

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Achilles' heel

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Offshore

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Oil platform OR Oil loding platform

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Police kiosk کیوسک پلیس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Disarray

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Idiocy Stupidity Foolishness حماقت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوء تفاهم شاید با کج فهمی متفاوت باشد. و در انگلیسی شاید معادل مناسبش باشد: misapprehension

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فهم غلط سوء برداشت کج فهمی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Tension generation

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Law - abiding Lawful Lawfulnes legitimacy. Legality

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Apocalyptic

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Natrional Trauma

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Psychopathy

پیشنهاد
٠

Public diplomacy

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Chained

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Tangibility

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Invulnerable

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجموعه ای دولتی در پکن چین ژونگ نانهای ( Zhongnanhai ) ، که از آن به عنوان کاخ سفید چین و کاخ اسرار آمیز حکومت چین، هم یاد می‏ شود.

پیشنهاد
٠

No harm no foul

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Pressure leverage

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

unpopular

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برد - برد ( Win - Win ) نشان دهنده موقعیتی است که در آن هر یک از طرفین به نوعی سود می برند؛ مثلاً "ما به دنبال یک موقعیت برد - برد هستیم"

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

Win - Win is denoting a situation in which each party benefits in some way. For example "we are aiming for a win - win situation" برد - برد ( Win - ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتماد سازی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

Trust building

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Wishful thinking

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضد تمدنی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ٰٰAnti - civilizational

پیشنهاد
٠

دستگاه احیاء AED

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The Office of Foreign Assets Control [OFAC] دفتر کنترل سرمایه های خارجی یا دفتر کنترل دارایی های خارجی ( در آمریکا )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنگه. لغت نامه دهخدا. هنگه . [ هََ گ َ / گ ِ ] ( اِ ) مخفف هنگامه که مجمع و معرکه باشد. ( برهان ) . هنگه. گویش مازنی. ۱وحشت – دلهره

پیشنهاد
٠

راهبرد دفاع نامتقارن

پیشنهاد
٠

Asymmetric Defense Strategy

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مزایای اجتماعی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مزایای احتماعی

پیشنهاد
٠

مزایای احتماعی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوزاد نارس Preterm infant

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Asymmetric warfare