پیشنهادهای حسین فرامرزی (٩١)
ابزار
واضح
درون ، مرکز
علاقه مندی به چیزی
ناپایدار ، سست
�فرامرزی� یعنی چیزی که از مرزهای یک کشور فراتر می رود یا میان چند کشور اتفاق می افتد. چند نمونه کاربرد: - تجارت فرامرزی: تجارت بین دو یا چند کشور ...
لبخند خرسندی
تاراج، چپاول،
فاسد شدگی
عبارت خصائص مشترک یعنی �ویژگی های مشترک� یا �صفات مشترک�. مترادف ها و معادل های نزدیک تر: ویژگی های مشابه خصوصیات یکسان صفات همسان وجوه اشتراک اشت ...
جان گرفتن استوار پایدار ثابت سامان یافته منسجم محکم
تصرف، تسخیر
اشاره
شک و تردید معنی میده
تناقض
رذل
آتو
پهباد
باژگونه هم معنی: وارونه، معکوس، برعکس، مخالف معادل انگلیسی: Upside down ( برای موقعیت فیزیکی ) Reverse ( برای جهت یا روند ) Inverted ( در متن های ...
غریزه : نهاد، سرشت، طبیعت، تمایل فطری، میل درونی معادل انگلیسی: Instinct ( اصلی ترین و علمی ترین معادل ) Impulse ( در حالت هیجانی یا ناگهانی ) Dr ...
پی جویی هم معنی: جست وجو، تحقیق، بررسی، پیگیری، کشف معادل انگلیسی: Investigation ( برای امور رسمی یا علمی ) Search ( برای یافتن چیزی ) Inquiry ( ...
راهبر هم معنی: هدایت گر، پیشوا، سرپرست، مدیر ، رهبر معادل انگلیسی: Leader ( رایج ترین و عمومی ترین ) Guide ( در زمینه هدایت فکری، معنوی یا آموزشی ...
قابل توجه، لایقِ توجه
موجود فضایی، بیگانه
هواپیما
نماینده ، آژانس
دوست داشتنی، ستوده
تطبیق و سازگار کردن
آنچه ممکن نیست
اتهام، تهمت
Loser= بازنده
دست یافتنی
خو گرفتن، عادت کردن
به درستی، به دقت
دقیق، صحیح، درست
دقت، دقت و صحت، درجه دقت، درستی
انجام دادن، به دست آوردن
همراهی کردن، همراه بودن ( با )
اسکان دادن ، جا دادن
مطلق، به تمام معنی
مستقل
مرتبط پیوسته
جوّ حاکم محیط اطراف، بستر محیطی، جوّ حاکم، اتمسفر ( به معنای عام )
محیط اطراف، بستر محیطی، اتمسفر ( به معنای عام )
الگوی زیست، الگوواره، نمونه ی عمل
محیط اطراف، جوّ حاکم، اتمسفر ( به معنای عام )
سرنوشت
الگوی زیست، مَثَل اعلا، الگوواره، نمونه ی عمل
غیراخلاقی، زشت، نابه هنجار، خلاف مروت تأکید بر عدم رعایت اصول اخلاقی ( عموماً عملیاتی تر از �ضدِ اخلاق� )
ضدِّقانون، ضدِّفطرت، غیراخلاقی، تباه کننده تأکید بر تقابل مستقیم با اصول اخلاقی پذیرفته شده
فرمان قطعی، حکم نامشروط، امر بی قید و شرط، فرمانروایی تام اشاره به دستوری که پذیرش آن بدون چون و چرا لازم است ( مفهوم کانتی ) .
رذیلت، فساد اخلاقی، تباهی، بدخویی تأکید بر فساد و تباهی درونی صفات نیکو.
محیط اطراف، بستر محیطی، جوّ حاکم، اتمسفر ( به معنای عام ) تأکید بر کل عوامل محیطی ( فیزیکی و اجتماعی ) که فرد در آن حضور دارد.
تأکید بر عدم هماهنگی یا تمایل به درگیری.
پیوسته، بی وقفه، مداوم، مصرّ، خستگی ناپذیر تأکید بر تداوم و عدم توقف در یک عمل یا وضعیت.
هم تبار، وابسته و نزدیک به هم
تاوان گزاف: مترادف ها: مجازات شدید، کیفر سنگین، جریمه گزاف، هزینه سرسام آور، خسارت عظیم. معنی:مجازاتی بسیار سنگین، غیرمتناسب با جرم یا اشتباه انجا ...
دنباله انگاریِ روانی ( Psychological Reactance ) : مترادف ها: مقاومت روانی، عکس العمل روانی، واکنش منفی به محدودیت، تمایل به نافرمانی. معنی: یک حالت ...
تنش زایی معنی: به معنای ایجاد یا افزایش تنش، درگیری یا اختلاف است. فرد یا وضعیتی که تنش زا است، باعث ایجاد ناراحتی، اضطراب یا خصومت می شود. مترادف ...
گاپله، سرزمینی است که دامنه های آن در مرزهای چندین استان گسترده شده اند و چونان رشته ای از پیوندهای تاریخی و فرهنگی، بخش هایی از ازنا، بروجرد، خمین، ...
زیپ دهنتو بکش، دیگه صحبت نکن
گذار� یعنی فرایند یا عملِ عبور از وضع موجود به وضع تازه؛ این عبور می تواند در زمان، مکان، اندیشه یا وضعیت اجتماعی باشد.
جاپلق، سرزمینی است که دامنه های آن در مرزهای چندین استان گسترده شده اند و چونان رشته ای از پیوندهای تاریخی و فرهنگی، بخش هایی از ازنا، بروجرد، خمین، ...
جَدَل نامه رسالهٔ جدلی نوشتهٔ جدلی مقالهٔ جدلی رسالهٔ مناظره ای مناظره نامه نوشتهٔ مجادله آمیز / نوشتهٔ مناقشه آمیز جزوهٔ جدلی / جزوهٔ مناقشه آمیز ر ...
اهل شناخت: آگاه، دانا
آب زیرکاه: آدم زرن و موذی، مکار و حیله گر
درامد اندک
فرسودگی شغلی
آسان گرفتن
پاکدامنی، ترک شهوت
ممالک: سرزمین ها , کشورها ، مملکت ها
جاپلق قسمت هایی از چند استان را شامل میشه ازنا، بروجرد, خمین، شازند، ملایر گویش جاپلقی ( گاپله ای ) در این شهر ها رایجه که گویشی از فارسی است. نکته ...