پیشنهادهای احمد خرمی شورکایی (٦١)
٣٩٨
٦ سال پیش
٠
مازنی :بی آبرو کردن _ رسوا کردن _ تخطئه کردن
٦ سال پیش
١
شلاقی بزرگ که از گیاهان تلالابی ساخته می شود و با چرخاندن و بازگشتن سریع از مسیر اولیه، صدایی مانند تفنگ می دهد و برای ترساندن گنجشکها در هنگام برداش ...
٦ سال پیش
٢
مازنی: برای بازداشتن کودکان از خوردن
٦ سال پیش
٠
Na Salisbury مازنی: ناراست _ فریبکار _ متضاد سلیس به معنای ساده وروان. فقط در شورکای جویبار به کار می رود
٦ سال پیش
٠
Pe baverden / خجالتی بودن/ مازنی
٦ سال پیش
٠
Pe boorden / دنباله ی چیزی را گرفتن _ گیر دادن
٦ سال پیش
٠
مازندرانی :در مواجهه با چیز کثیف گفته می شود.
٦ سال پیش
-٤
Ayمازندرانی به معنی باز_ دوباره
٦ سال پیش
-١
Eshkel عضله ی پشتی قسمت ران تا پشت زانو
٦ سال پیش
٤
Atti مازندرانی به معنای یکی دیگر
٦ سال پیش
٦
پروانه/ این واژه با زبان گرجی مشترک است