پیشنهادهای حسین غلامی (١٥)
حاکم مستبدی که با کسی در کارها مشورت نمی کرده است. خودکامه نقل از کتاب آسیای هفت سنگ ، استاد باستانی پاریزی
کمان ابرو
کاسب ، شاغل
سکوت
در تداول عامه به معنی خسته و کلافه شدن از موضوعی یا چیزی است
قروشکه در گویش خراسانی به معنای فنجان بزرگ فلزی یا سفالی می باشد که معمولا چوپانان و کشاورزان همراه خود دارند
قمقمه ای فلزی که چوپانان همیشه همراه خود دارند و جهت جوش آوردن آب و درست کردن چای آنرا در کنار آتش می گذارند
فریاد داد و بیداد
قبراق و سر حال
در گویش خراسانی به معنی همین الان یا هم اکنون می باشد.
بٕرلُوسی در گویش خراسانی به معنای سیلی می باشد
در گویش خراسانی: نانهای گرد و کوچکی که در خمیرش سیب زمینی و جزقاله و سبزی مخلوط شده است.
در گویش خراسان بزرگ، جیگا به معنی ظرف است
در گویش خراسانی، بیدم به معنی باد شدید و طوفان است.
در خراسان، به معنی تکان تکان خوردن است. اینقدر جل جل نکن: اینقدر تکان نخور