ورود
ثبتنام
ترجمههای پریسا ناظمی (١)
٧٧
جدید
قدیم
امتیاز بالا
امتیاز پایین
flimsy
١ سال پیش
She felt cold in her flimsy dress.
٠
او در لباس نازکش احساس سرما میکرد .