پیشنهادهای Adel (١٦)
٣٧
١١ ماه پیش
٠
Embodied
١١ ماه پیش
٠
Advantage Expedient
١١ ماه پیش
٠
Assuming
١١ ماه پیش
٠
Dehydrated
١١ ماه پیش
٠
Matches
١ سال پیش
١
در بعضی مواقع میتونه معنی covered بده
١ سال پیش
٠
Firm
١ سال پیش
٢
پراکنده، گاه و بیگاه، تک و توک "پراکنده" برای بیان پراکندگی زمانی در یک رخداد کاربرد داره !!! ✅ دوستان با پراکندگی مکانی مثلا در یک عارضه کاربرد ندا ...
١ سال پیش
٠
Allegation
١ سال پیش
٠
Ever - present
١ سال پیش
٠
Get at
١ سال پیش
٠
انتزاعی
١ سال پیش
-١
Periodically
١ سال پیش
٠
بر افروختن، آتش زدن Set on fire
١ سال پیش
٠
رونق یافتن، پیشرفت کردن Flourished