ترجمههای Sotude (٢)
١٩
١ ماه پیش
He had to duck as he came through the door.
٠
وقتی داشت از در رد میشد مجبور شد جاخالی بده
٤ ماه پیش
She was becoming an emotional prop for him.
٠
وقتی میگیم یه چیزی لای در یا پنجره بزار باز بمونه prop up به این عمل اشاره داره