پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠١)
ترفع : [اصطلاح علم جَفر] بالا رفتن را گویند مثلا 4 ترفعش 5 است.
حروف مکتوبی : [اصطلاح علم جَفر] به آن قسم سه جزئی گفته می شود که که اول و آخر آن مثل هم است که این سه حرف است : و م ن
حروف ملفوظی : [اصطلاح علم جَفر] به آن قسم از حروف گفته می شود که در تلفظ اول و آخر آنها متفاوت است و سه جزئی هستند . که این 13 حرفند: ا ج د ک ل س ع ص ...
حروف مسروری : [اصطلاح علم جَفر] به آن قسم دو جزئی گفته میشود که این 12 حرف است : ب ه ز ح ط ی ف ر ت ث خ ظ
سرعت سوئینگ : [باربری] بیشترین تعداد گردش دستگاه بر دقیقه می باشد.
سرعت باز شدن بوم : [باربری] بیشترین سرعت باز شدن تلسکوپ بوم می باشد.
سرعت افزایش زاویه بوم : [باربری] زمانی که لازم است تا بوم با کمترین طول از پایین ترین نقطه به بالاترین نقطه خود برسد.
سرعت هوک: [باربری] ماکزیمم سرعت بالا رفتن هوک در دقیقه می باشد. سرعت هوک از تقسیم سرعت سیم بکسل بر تعداد لای آن بدست می آید.
زاویه باربرداری: [باربری] زاویه بین مرکز بوم با خط افق می باشد.
طول جیب : [باربری] فاصله محوری بین پین اتصال قرقره سر بوم و پین اتصال قرقره روی سر جیب می باشد.
زاویه آفست جیب : [باربری] زاویه بین مرکز بوم و مرکز جیب می باشد.
ماکزیمم شعاع کار[باربری] ماکزیمم شعاع کاریست که جرثقیل در آن قادر به باربرداری باشد.
ارتفاع باربرداری : [باربری] فاصله عمودی از سطح زمین تا هوک جرثقیل می باشد.
طول بوم: [باربری] فاصله محوری بین پین اتصال ته بوم و پین اتصال قرقره سر بوم می باشد.
ظرفیت باربرداری : [باربری] ماکزیمم بار اسمی نهایی است که جرثقیل قادر به بلند کردن آن باشد.
شعاع کار: [باربری] اصله افقی در سطح زمین از مرکز سوئینگ جرثقیل تا خط عمودی از مرکز بار می باشد.
هوک: [باربری] قلاب جرثقیل
بار اسمی نهایی :[باربری] ماکزیمم باری است که در طول بوم و شعاع کار مورد نظر برای باربرداری مجاز شده است. وزن هوک و دیگر ابزارهای باربرداری به عنوان ق ...
مرکز ثقل: [باربری] نقطه ای از جسم که به عنوان مرکز وزن آن محسوب می شود که معمولا در اجسام متقارن در وسط آن می باشد و اگر این نقطه زیر قلاب جرثقیل قرا ...
زروفتالمی: [چشم پزشکی]خشکی چشم.
میدریازیس: [چشم پزشکی] گشادی مردمک چشم.
آمبلیوپیا ( Amblyopia ) [چشم پزشکی]: تنبلی چشم
استرابیسم: [چشم پزشکی]انحراف چشم
پتریژیوم: [چشم پزشکی] ناخنک چشم.
کموزیس: [چشم پزشکی] ورم ملتحمه چشم
پرس بایکوزیس: [چشم پزشکی] پیر چشمی.
کونژکتویت: [چشم پزشکی] التهاب ملتحمه ی چشم.
اندوفتالمیت: [چشم پزشکی] عفونت داخل کره چشم
کراتکتومی: [چشم پزشکی] برداشتن قسمتی از قرنیه.
زانتلاسما: [چشم پزشکی] برآمدگی زردرنگ، سفت و کوچکی زیر پوست پلک.
پتوز: [چشم پزشکی] افتادگی پلک
اپی فورا ( epiphora ) : [چشم پزشکی] اشک ریزش.
آنوفتالمیا: [چشم پزشکی] فقدان چشم.
شالازیون: [چشم پزشکی] تورم بدون درد پلک.
انتروپیون: [چشم پزشکی] برگشتن پلک به طرف داخل.
ادم پاپی: [چشم پزشکی]ادم عصب بینایی.
تریکیازیس: [چشم پزشکی] رشد معکوس مژه ها به طرف داخل چشم.
اگزوفتالموس: [چشم پزشکی] بیرون زدگی کره ی چشم.
گلوکوم: [چشم پزشکی] آب سیاه، افزایش فشار داخل چشم
سیکلوپیا: [چشم پزشکی] وجود یک چشم
دیستروماتوپسی: [چشم پزشکی] دالتونیسم، کور رنگی
همی آنوپی: [چشم پزشکی] اختلال در نیمی از میدان بینایی در یک یا هر دوچشم.
سمپاتیک افتالمیا: [چشم پزشکی] التهاب چشم سالم به خاطر التهاب چشم دیگر
میدریاتیک: [چشم پزشکی] داروهای متسع کننده مردمک چشم.
میوتیک: [چشم پزشکی] داروهای منقبض کننده مردمک چشم.
چک وعده دار :چکی است که صادرکننده به محال علیه چک، دستور ادا وجه را در راس موعدی معین بدهد. مفهوم چک بر آن صادق است.
چک سفید :چکی است که صادرکننده آن را امضاء می کند بدون ذکر وجه چک؛ در واقع مصداق مفهوم کلی سفید مهر است.
چک نقد شده: به معنی چک پرداختی است.
چک تضمین شده :چکی است که یک بانک آن را ظهرنویسی کند، به این ترتیب اداء وجه چک را تضمین کرده است.
چک در وجه حامل :چکی است که در آن نوشته می شود در وجه حامل ( به حامل چک ) بپردازید نام فرد معینی در آن نوشته نمی شود و هرکس آن را به بانک ارایه و امضا ...