پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٨٣)

بازدید
٣٧,٧٩٥
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سد گلپایگان ؛ این سد که شهر گلپایگان را مشروب میکند بر روی رودخانه اناربار احداث و فعالیت آن از سال 1332 هَ. ش. شروع و در 15 اردیبهشت ماه 1336 اجازه ...

پیشنهاد
٠

سد محمدعلی میرزا ؛ در شوشتر برای تقسیم آب بنا شده و به فاصله 600 ذرع از دروازه گرگر واقع است. عرض سد 25 و ارتفاع آن 5 و طول 200ذرع و شعاع آن منحنی اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سد میانکنگی ؛ در چهل کیلومتری زابل روی رودخانه هیرمند با بتون مسلح بنا شده. نوع سد دریچه دار و دارای ده دهانه میباشد. عرض هر دهانه 5/8 متر و ارتفاع آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سد کرخه ؛ سد انحرافی کرخه بطول 192 متر و ارتفاع 4/5 متر است که برای عبور سیلابهای بزرگ بر روی رودخانه کرخه بسته شده است. این سد آب رودخانه کرخه را در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سد کرج ( سد امیرکبیر ) ؛ سد بتونی کرج روی رودخانه کرج در آذرماه سال 1337 هَ. ش. شروع شد و در سوم آبانماه 1340 مورد استفاده قرار گرفت. این سد 180 متر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سد کوهرنگ ؛ این سد بر روی رودخانه شیخ علیخان در کوههای بختیاری زده شده است. سد در حدود دو کیلومتر پائین تر از محل تلاقی آب کوهرنگ با آب شیخ علیخان وا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سد زهک ؛ از نوع سدهای دریچه دار است که با بتون مسلح در 27 کیلومتری شهر زابل بنا شده است و دارای 8 دهانه است ، که هر یک 5/80 متر ارتفاع و 8/30 متر طول ...

پیشنهاد
٠

سد صیقلان رودبار ؛ رودخانه صیقلان بار که از شهر رشت میگذرد و با بندهای پوشالی برای رفاه حال کشاورزان بنا شده بود در سال 1326 هَ. ش. طرح ریزی و ساختما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سد حشمت رود ؛ این سد در سال 1325 هَ. ش. آغاز و در 1326 پایان یافته است. سد حشمت رود شامل لبریز بتونی به ارتفاع 2/25 متر و ده دریچه متحرک بعرض صد متر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سد دز ؛ این سد بر روی رودخانه دز در نزدیکی شهر اندیمشک بنا شده است و یکی از بلندترین سدهای جهانست. ارتفاع سد متجاوز از 180 متر یا دوسوم بلندی برج ایف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سد الوند ؛ در 10 کیلومتری شهر قصرشیرین قرار دارد، طول سد 23 متر، ارتفاع آن 1/8 متر، عرض دهانه کانال آبگیر 4/80 متر و شامل دو دهانه با دو دریچه فلزی ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سد بمپور ؛ ساختمان این سد توسط بنگاه مستقل آبیاری در سال 1331 هَ. ش. شروع شده و در خرداد سال 1335 خاتمه یافته است. نوع سد وزنی ( دورسوار ) می باشد که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سد باب ؛ بستن در و ممانعت کردن. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخی الطبع ؛ راد. جوانمرد. گشاده دست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخی کف ؛ بذال. بخشنده : سخی کفی که دل او کتاب مکرمتست که هیچ آیت از او تا بحشر لاتنسخ. سوزنی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن فربه ؛ کنایه از کلمه حکمت آمیز بود که وقر و مغزی در آن باشد. ( آنندراج ) : دیدی ای خواجه سخن فربه که ترا در دل از سخن فر به. سنایی ( از آنندراج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن مجلسی ؛ سخنی که برملا گویند. ( آنندراج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن ناگوار ؛ کنایه از سخنی است که شنیدنش دشوار باشد. ( آنندراج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن غلیفی ( اماله غلافی ) ؛ یعنی حرف کنایه دار : سخنهای غلیفی میکنداز من بهم زادان چو آیم بر دکانش تیغ اندازد بروی من. سیفی ( از آنندراج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخنرس ؛ سخن شناس. سخندان : ز شاهان سخن رس رتبه افکار صائب را بغیر از شاه والاجاه ایران کس نمیداند. صائب ( از آنندراج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن زمهریر ؛ کنایه از سخن بی مزه و خنک و فسرده. ( برهان ) . کنایه از سخن بی مزه. ( انجمن آرا ) .

پیشنهاد
٠

سخن در زبان نهادن ؛ به گفتار درآوردن. ( آنندراج ) . فرا یاد دادن. تعلیم دادن : هر دم هوس نهد سخنی در زبان ما مهری ببوسه کاش نهد بر دهان ما. ظهوری.

پیشنهاد
٠

سخن در سخن آوردن ؛ حرف در حرف آوردن : سخن را سر است ای خردمند و بن میار سخن در میان سخن. سعدی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن دل فروش ؛سخن دلفروز. کنایه از سخن دلپسند. ( آنندراج ) . کنایه از سخن خوب و نصایح و موعظه باشد. ( برهان ) .

پیشنهاد
٠

سخن دراز کردن ؛ بسیار گفتن : بخنده گفت که سعدی سخن دراز مکن میان تهی و فراوان سخن چو طنبوری. سعدی.

پیشنهاد
٠

سخن دراز کشیدن ؛ بسیار گفتن : سخن دراز کشیدیم و همچنان باقی است که ذکر دوست نگیرد بهیچگونه ملال. سعدی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن چاویده ؛ کنایه از سخن بارد، بی ته ، بی مزه ، چه در وقت هرزه گفتن میگویند چه میچاوی. ( آنندراج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن چون فلک ؛ بلند و صافی و باقی و گردنده از غایت فصاحت و بلاغت. ( انجمن آرا ) : چون فلک از پای نباید نشست تا سخن چون فلک آید بدست. ؟ ( از انجمن آرا ...

پیشنهاد
٠

سخن داشتن بر چیزی ؛ کنایه از عیب آن چیز گرفتن. ( آنندراج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن تلخ ؛ دشنام و حرف ناگوار، و بر این قیاس سخن بمذاق تلخ بودن. ( آنندراج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن جور ؛ کنایه ازسخن بی لطافت و دل شکن. ( برهان ) ( آنندراج ) .

پیشنهاد
٠

سخن پوشیده گفتن ؛ به تعریض سخن راندن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن پهلودار ؛ سخن بکنایه و تعریض گفتن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن پیش بردن ؛ کنایه از سخن خوب سرانجام دادن. ( آنندراج ) .

پیشنهاد
٠

سخن پادرهوا گفتن ؛ سخن بیهوده و بی اساس گفتن.

پیشنهاد
٠

سخن پوست کنده ؛ سخن صریح و آشکارا. ( آنندراج ) .

پیشنهاد
٠

سخن بر خاک افکندن ؛ کنایه از خوار و بی اعتبار کردن. ( آنندراج ) : اگر ز مردم هشیاری ای نصیحت گوی سخن بخاک میفکن چرا که من مستم. حافظ.

پیشنهاد
٠

سخن بر زمین افکندن ؛ کنایه از خوار و بی اعتبار کردن : سخن را بر زمین نتوان فکندن جمله چون یاران بسی در گوش باید کرد همچون لؤلوی لالا. خواجه سلمان س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن بلند شدن ؛ دراز شدن سخن. ( آنندراج ) : طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند زین قصه بگذرم که سخن میشود بلند. حافظ.

پیشنهاد
٠

سخن با کسی داشتن ؛ بکنایه ، با کسی چیزی گفتن واراده چیزی دیگر نمودن. ( آنندراج ) .

پیشنهاد
٠

سخن از دهن کسی گرفتن ؛ پیش از آنکه کسی چیزی بگوید همان سخن بی قصد گفتن. ( آنندراج ) .

پیشنهاد
٠

سخن از روی سخن تراشیدن ؛ کنایه از ایجاد کردن سخن. ( آنندراج ) .

پیشنهاد
٠

سخن از زبان کسی ساختن ؛ همان حرف از دهان کسی ساختن. ( آنندراج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن افواهی ؛ سخنانی که احتمال صدق و کذب هر دو داشته باشد. ( آنندراج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخن آب بردار ؛ سخنی که احتمال صدق و کذب هر دو داشته باشد. ( آنندراج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سختی کردن ؛ درشتی کردن. خشونت : بنرمی ز دشمن توان کند پوست چو با دوست سختی کنی دشمن اوست. سعدی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سختی بردن ؛ رنج بردن. مشقت دیدن. سختی کشیدن : اگر سختی بری ور کام جویی ترا آن روز باشد کاندر اویی. ( ویس و رامین ) . بسا روزگارا که سختی برد پسر چ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسختی گذاشتن ؛ در عسرت و مضیقه قرار دادن : که آسانی گزیند خویشتن را زن و فرزند بگذاردبسختی. سعدی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخت بوم ؛ مراد زمین مهلک. ( از آنندراج ) : چنین گفت با پهلوانان روم که فردا درین مرکز سخت بوم. نظامی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخت استخوان ؛ کسی که نسل وی بسختی کشی و توانایی معروف بود. ( آنندراج ) . - || سطبر. درشت. قوی بنیه : دلیر و تنومند و سخت استخوان شکیبنده و زورمند و ...