پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٩١)
پیمانه پر شدن:صبر و شکیبایی به پایان رسیدن، اجل سر رسیدن
پول است نه جان است که آسان بتوان داد:برای مسخره کردن به کسی می گویند که پرداختن و ادای مال بخل بورزد و خساست به خرج دهد.
پشت چشم نازک کردن:کبر و ناز کردن
پنبه در گوش نهادن:خود را به کری زدن ظهیر می گوید: به مجلسی که ز جودت مرا سوال کنند نهاد باید ناچار پنبه در گوشم
پشت بندش آس است:تکیه گاه قوی دارد.
پایش بر پوست خربزه است: در مقام و جایگاه خویش محکم و پای برجا نیست.
تو را به گور من نمی گذارند: اگر من ترک واجبی انجام دهم یا کار حرامی بکنم بر تو حرجی نیست.
تنش می خارد:عاقبت کار او شکنجه و عقوبت است.
توی دعوا حلوا پخش نمی کنند:ناچار درون یا میان دعوا و ستیزه سخنان درشت از دو طرف گفته می شود.
تب تند زود عرقش می آید:دوستی و عشق های سوزان غالبا به زودی به سردی و دشمنی تبدیل می شود.
جهنم هم به این گرمی نیست: تصور شما با اغراق و گزاف است.
تازه می پرسد لیلی مرد بود یا زن:این سوال را ابلهی پس از شنیدن تمام قصه لیلی و مجنون پرسیده است.
در زبان ترکی برای سر سلامتی دادن و دلداری دادن از این جمله ها ی دعایی استفاده کرده و می گویند : " سنوْن باشون ساغ اوْلسون !" یا " باشون ساغ اوْلسون ! ...
در زبان ترکی برای سر سلامتی دادن یک جمله ی دعایی استفاده کرده و می گویند : " سنوْن باشون ساغ اوْلسون !" یا " باشون ساغ اوْلسون !" شهریار در حیدر بابا ...
در زبان ترکی برای سر سلامتی دادن یک جمله ی دعایی استفاده کرده و می گویند : " سنوْن باشون ساغ اوْلسون !" یا " باشون ساغ اوْلسون !" شهریار در حیدر بابا ...
رو سفید شدن یک اصطلاح در زبان ترکی هست که یک جمله ی دعایی هست که معمولا به شکل " اؤزون آغ اولسون " یا سَنون اؤزون آغ اولسون " استفاده می شود که معنی ...
جهنم را جلوی چشم کسی آوردن:کنایه از کسی را به شدت زجر دادن. معادل ترکی این ضرب المثل می شود : آنادان امْدئگیم سوْت بوْرنوْمنان گَلدئ یعنی شیری که ا ...
جو فروش گندم نما :آنکه ظاهر گفتار و عمل نیکو دارد و نهان و باطن زشت و تباهی دارد. سعدی می گوید: به بازار گندم فروشان درآی که این جو فروش است و گندم ...
جنگ زرگری راه انداختن:جدال، نزاع و دعوای صوری و دروغین که دو نفر برای فریب دادن دیگری با هم می کنند. در جایی دیگر هم می گویند: جنگ زرگری میانجی نخوا ...
جفتش را بیار مفتش ببر :در زبان زنان و بیشتر در ستودن کودکان خردسال خود به کار می رود و به معنی بی نظیر و بی همتا بودن است. معادل ترکی آن می شود : ت ...
حمام بی عرق نمی شود:در این کار دادن رشوه ضروری است.
خدا از دهنت بشنود: ای کاش چنان شود که تو می گویی. در زبان ترکی هم گفته می شود:" الله آغْزوْنّان ائشیتْ سئن" احتمال دارد این ضرب المثل ترجمه ی تحت ال ...
خورشید را به یوز گرفتن:با شکار یا سرگرمی زمان را گذراندن و روز را شب کردن فردوسی می گوید: بر این داستان بگذرانیم روز که خورشید گیرند گردان به یوز
خرس در کوه بوعلی سیناست:در جایی که همگان عامی و یا ابله هستند، نیم خوانا یا نیم دانایی مغتنم و محترم است.
خواب بی تعبیر است:آرزو و امیدی بی حاصل است. معزی می گوید: پیام دادم کاقبال بی پرستش او بود به نزد خردمند خواب بی تعبیر جواب داد که اشعار بی ستایش ا ...
جمعه و آدینه یکیست:جمعه و آدینه دو نام عامیانه است که هر دو به یک معنی است. نظیر: چه علی خواجه چه خواجه علی در زبان ترکی نظیر این ضرب المثل می شود : ...
یک ضرب المثل ترکی می گوید : اؤکوز بِئله یئرده یاتماز آلتِنا سو چئخایا ( دولت…. ) گاو نر جایی نمی خوابد که آب به زیرش برود. شعر : مرد دور اندیش هرگ ...
جایی نمی خوابد که آب زیرش برود :نمی شود او را فریب داد. این ضرب المثل ذاتاً یک ضرب المثل ترکی است و کاملش هم این چنین است . اؤکوز بِئله یئرده یاتما ...
چینه دان کسی را تکاندن:با زیرکی کسی را وادار به گفتن رازهای خود کردن.
جان پدر تو سفره بی نان ندیده ای:شما هنوز جوانید و قدر مال نمی دانید.
خر آسیاست:راه خود را می داند.
خدا از موی سپید شرم می کند:حرمت پیران را باید نگاه داشت. سعدی می گوید: دلم می دهد وقت وقت این نوید که حق شرم دارد ز موی سپید عجب دارم ار شرم دارد ز ...
خون خونش را خوردن:بسیار خشمگین شدن.
خم رنگرزی نیست:به این زودی که شما می خواهید این کار انجام نمی شود.
تَپیک در زبان ترکی به ضربه زدن با پا گفته می شود و در زبان فارسی معادل آن لگد زدن می باشد. البته مصداق آن در زبان ترکی با لگد کمی فرق دارد. لگد زدن ب ...
قدرت پیرزن در چانه اوست : یعنی پیر زن با حرف زدن خسته نمی شود . این ضرب المثل ترجمه ی یک ضرب المثل ترکی است که می گوید : قؤجا آروادین گؤجو چَنَسیند ...
یک ضرب المثل ترکی می گوید : قؤجا آروادین گؤجو چَنَسینده اؤلار . ترجمه : قدرت پیر زن در چانه ی اوست . شعر : پیر زن را ای جوان مَنِگر ضعیف و منحنی ...
در نمک ریختن به دیگ باید پشت به مرد کرد:مثلی زنانه است و به این معنی که مرد تحمل دیدار مخارج جزیی را ندارد.
در پیراهن نگنجیدن:بسیار شادمان بودن انوری می گوید: باد سحری گذر به کویت دارد زان بوی بنفشه را ز مویت دارد در پیرهن غنچه نمی گنجد گل از شادی آن که رن ...
دامن به دندان گرفتن: تیز و سریع گریختن سعدی می گوید: به چابکتر از خود مینداز تیر چو افتاد دامن به دندان بگیر امیرخسرو دهلوی نیز می گوید: دلش را خار غ ...
رشته ها پنبه شدن ( هر چه رشته بودم پنبه شد ) :رنج و سختی باطل شده و از بین رفتن. رشته ها پنبه شدن : رنج و تعبی باطل و هبا شدن. ( امثال و حکم دهخدا ج ...
دهنش آرد گرفته:با اینکه صحبت کردن او ضروری است اما چیزی نمی گوید.
دو چشم کسی را چهار کردن:بسیار چشم به راه گذاشتن فرخی می گوید: چندین حدیث گفته شد و آخر آن نگار تا بوسه ای بداد دو چشمم چهار کرد
خرمگس معرکه شدن:با بذله ها و لطیفه ها گفتار خطیب و سخنوری را بریدن.
دست از پا درازتر آمدن:مأیوس برگشتن
در خانه مخواب تا به ره نشتابی:کارها را سر وقت باید انجام داد تا نیاز به شتاب نباشد.
دامن با کسی بستن:با او دایم همراه و قرین بودن. ناصر خسرو می گوید: غریبی می چه خواهد یا رب از من که با من روز و شب بسته است دامن
دیواری از دیوار ما کوتاه تر ندیده:ما را از همه ضعیف تر دیده و به همین دلیل به ما ستم روا می دارد. سلمان ساوجی می گوید: خسروا دور فلک بر من تطاول م ...
دیواری از دیوار ما کوتاه تر ندیده:ما را از همه ضعیف تر دیده و به همین دلیل به ما ستم روا می دارد. سلمان ساوجی می گوید: خسروا دور فلک بر من تطاول م ...
دود از سر برخاستن:نهایت تعجب و متحیر شدن