پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٩١)

بازدید
٣٨,١٨٧
پیشنهاد
٠

آدم ندار را سر نمیبرند ؛ المفلس فی امان اﷲ.

پیشنهاد
٠

آدم دو دفعه نمی میرد ؛ گاه دفاع از حق و حقیقتی رعب و هراس ناسزاوار است.

پیشنهاد
٠

آدم که از زیر بته بیرون نیامده است ؛ همه کس را اقربا و خویشان باشد.

پیشنهاد
١

آدم لخت کرباس پهنادار خواب بیند ؛ امید و طمعی نابجاست.

پیشنهاد
٠

آدم تا کوچکی نکند بزرگ نشود؛ خضوع مایه رفعت قدر و بزرگی است.

پیشنهاد
٠

آدم حسابش را پیش خودش میکند ؛ از شرمگنی و حجب دیگران استفاده سوءنباید کردن.

پیشنهاد
١

آدم دو بار به این دنیا نمی آید ؛ باید از لذات حیات هرچه بیشتر تمتع برد.

پیشنهاد
٠

آدم با کسی که علی گفت عمر نمیگوید ؛ نفاق پس از اتفاق نیکو نباشد.

پیشنهاد
٠

آدم بدحساب دو بار میدهد ؛ بدمعاملگی موجب زیان و خسران است.

پیشنهاد
١

آدم بی اولادپادشاه بی غم است ؛ پرورش و تربیت اولاد سخت دشوار باشد.

پیشنهاد
٠

آدم به آدم می رسد ؛ مردمان بایدبیکدیگر مدد و یاری دهند.

پیشنهاد
٠

آدم به آدم میرسد کوه بکوه نمیرسد ؛ هرچند سالها یا مرحله ها از یکدیگر دور بودیم و امید دیدار نداشتیم اکنون باز یکدیگر را دیدیم.

پیشنهاد
٠

آدم با آدم خوش است ؛ لذت حیات در معاشرت و خلطه و آمیزش است.

پیشنهاد
٠

آدم از کوچکی بزرگ میشود ؛ خضوع و فروتنی سبب بزرگی مردشود. ما در زبان ترکی ضرب المثلی داریم که می گوید : هر زاد نازیکلیکدن قیریلار بشر یوقون لوقدان . ...

پیشنهاد
٠

آدم به آدم بسیار ماند ؛ آنکس نیست که گمان برده اید.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر بندوق ؛ گلوله بندوق و توپ باشد. ( آنندراج ) . گلوله تفنگ. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر تفنگ ؛ گلوله تفنگ. ( آنندراج ) : به یک نگاه تو آتش فتد بمسند جاه شراره تیر تفنگ است شیر قالین را. خان آرزو ( از آنندراج )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیرقامت ؛ تیربالا. ازاسماء محبوب است. ( آنندراج ) . رجوع به تیربالا شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر یتاق ؛ بهره پاسبانی خلوت خاص. . . ( حاشیه هفت پیکر چ وحید ) : چونکه تیر یتاقت آوردم به جنیبت براقت آوردم. نظامی ( هفت پیکر چ وحید ص 9 ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیردستی ؛ به معنی عصا. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر سقف ؛ تیر پالار خانه. ( ناظم الاطباء ) . همان تیر خانه است. . . ( آنندراج ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر عصاری ؛ غنگ. و آن چوبی است دراز که عصاران در کارگاه آویزند تا گران گردد و روغن از کوفته بیرون آید. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) . تیر خراس. ( از ف ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر خانه ؛ شاه تیر و حمال و تیربزرگ سقف خانه. ( ناظم الاطباء ) . چوبهای سطبر و راست که از آن سقف خانه سازند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر خراس ؛ تیر عصاری. ( از فرهنگ جهانگیری ) . مرکب از �تیر� ( دار، چوب راست ) �خر� �آس � ( مخفف آسیا ) : دو رنگ و سرکش و بیکار همچو قوس قزح غلیظ و خش ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر آسیا ؛ قطب الرحا. محور : وآنک چنین داند که قطب اندر میان اوست او را تیرآسیانام کند زیرا بر خویش همی گردد. ( التفهیم ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیربالا ؛ تیرقامت. ازاسماء محبوب است. ( آنندراج ) . رجوع به تیرقامت شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیرپوش ؛ سقفی پوشیده به تیر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) .

پیشنهاد
٠

تیر و کمان حنا ؛ و تنها حنا رسم ولایت است که بر کف دست اطفال ، گاهی شکل تیر و کمان و گاهی تنها کمان از حنا کشند. ( آنندراج ) : بدست او کمان رستم زال ...

پیشنهاد
٠

آخرین تیر ترکش ؛ آخرین تلاش. آخرین قسمت هر چیزی. آخرین توانائی. || در بیت زیر به مجاز به معنی مژگان آمده است : مرا خود کشد تیر آن چشم مست چه حاجت که ...

پیشنهاد
٠

تیر نشستن بر چیزی و در چیزی ؛ کنایه از رسیدن تیر بر چیزی و تیر نشاندن متعدی منه. ( آنندراج ) : من تیر نظررا بنشانم به نشانی چون کج نظران در پی پندار ...

پیشنهاد
٠

تیر نشستن بر چیزی و در چیزی ؛ کنایه از رسیدن تیر بر چیزی و تیر نشاندن متعدی منه. ( آنندراج ) : من تیر نظررا بنشانم به نشانی چون کج نظران در پی پندار ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر نی ؛ تیر کوچکی است که در خاک کرده گشاد دهند. ( آنندراج ) : آنچه در شور آورد شوریده حالان را نی است ناله نی بر دل آشفتگان تیر نی است. سلیم ( از آ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر ناوکی ؛ منسوب به ناوک : آن دیده را که در تو نظر دارد از حسد روید بجای هر مژه ای تیر ناوکی. سوزنی.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر نشانه ؛ هدف و جای نشانه تیر. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر گز ؛ نوعی از تیر بغایت معروف. ( آنندراج ) . به روایت فردوسی : چون رستم در جنگ با اسفندیار خسته و عاجز گردید زال از سیمرغ کمک خواست و رستم به راهن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر ناوک ؛تیری که از میان لوله یا ناوی رها شده باشد. ( ناظم الاطباء ) . تیر ناوک و تیر خدنگ هر کدام معروف. ( آنندراج ) . مرسال. ( دهار ) ( تفلیسی ) : ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر قرعه ؛دو تیر باشد که بدان فال گیرند. ( آنندراج ) . دو تیری که بدان فال گیرند. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر قمار ؛ قدح. ( منتهی الارب ) . زلم. ( ترجمان القرآن ) ( دهار ) . سهم. ( دهار ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر کاکل ربا ؛ به معنی تیری که از سر نشان بگذرد و به سر هدف رسد و آن را بعضی تیر سرگذار گویند. . . و در مصطلحات نوشته که تیر کاکل ربا به معنی تیری که ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر ریختن ؛ تیر زدن بر چیزی. ( آنندراج ) : سلامت خواهی از چشم بدان سر در گریبان کش که از گردن فرازی بر هدفها تیر می ریزد. صائب ( از آنندراج ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر سبک زخمه ؛ تیر شکرزخمه. مراد از تیر بی خطا. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر شکرزخمه ؛ تیری که هر جا زنند بصواب برسد و خطا نکند. ( آنندراج ) : همی رفت بر باد چون نفس مطرب ز تیر شکرزخمه جانهای شیرین. منیر ( از آنندراج ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر روی ترکش ؛ به معنی تیر خوب و بهتر که آن را بیرون ترکش جاسازند و در آنجا گذارند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) : اگر شب را نداری زنده صائب جهد کن با ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیررس ؛ مسافت پرتاب یک تیر. آنجا که تیر گشادداده تواند رسید. آن مقدار مسافت که تیر به هدف اصابت تواند کرد. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ) . فاصله بین ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیردوزکردن ؛ با تیر دوختن. تیر فراوان زدن کسی یا چیزی را. تیرباران کردن : فلسفی و آنچه پوزش می کند قوس نورت تیردوزش می کند. مولوی.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر دوکمانه ؛ تیری که چون گشاد یابد بجای برسد و از آنجا جسته بجای دیگر خورد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . و بعضی گویند تیر کاری و همچنین تیر دو کمان ...

پیشنهاد
٠

تیر در جعبه گذاشتن ؛ تیر در ترکش نگه داشتن احتیاط را. مجازاً، دوراندیشی کردن : جواب این نامه برسید الحق سخن های هول باز نموده بود اکفأوار و هیچ تیر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر تیزپر ؛ تیری که به سرعت و تندی برود. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر چارپر ؛ نوعی از تیر که چارپر دارد. ( آنندراج ) : جواب نامه کلیم از ستمگری خواهد که مرغ نامه بر اوست تیر چارپرش. کلیم ( از آنندراج ) . ز بهر کشت ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر خاکی ؛ نوعی از تیر که پیکانش از استخوان باشد و ازهمه تیرها دورتر رسد چنانکه پیش تیراندازان شهرت دارد. ( آنندراج ) . تیر کوچک سبکسر. ( ناظم الاطبا ...