پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠٢٦)
کار خودتو بکن
حواسم بهت هست رو من حساب کن اون با من
منم داشتم همینو میگفتم
جست و خیز کنان رفتن سریع رفتن تند و تیز دور شدن
دیگه برام تموم شدی دیگه باهات تموم کردم مرا با تو کاری نیست دیگر
احساسی بهم نداری
دخل و خرج باهم خواندن از پس مخارج برآمدن به زور خرج زندگی را درآوردن زندگی رو چرخوندن
از پس مخارج برآمدن دخل و هرج با هم خواندن به زور خرج زندگی را درآوردن
سر راهم تو مسیرم
مانع شدن
یکی دو ساعت در روز
لباسها را از بند جمع کن لباسها را بیار داخل
رو مخ بودن
یک شبه پولدار شدن از فرش به عرش رسیدن ره صدساله را یه شبه رفتن
یه لحظه وایسا!
همه چی داره یادم میاد
اگه به زحمت نمیفتی
نفسم بند اومد از نفس افتادم دیگه نفسم تموم شد
نفس کم آوردم
ادامه بحث را خارج از جلسه یا محیط عمومی پیگیری کردن
خدا یه عقلی بده! بلا به دور باشه خدا کمکت کنه
مثل ابر بهاری گریه کردن به شدت گریه کردن با صدای بلند گریه کردن
مثل ابر بهاری گریه کردن به شدت گریه کردن با صدای بلند گریه کردن
بی روحیه و ناراحت بودن
افسرده و بی انرژی بودن کشتی هات غرق شده
گرفتگی صدا بخاطر احساسات شدید، غم یا بغض بغض کردن
فضولی نکن !
از لحاظ تئوری و بار علمی باسواد بودن زرنگ اما صرفا به لحاظ تئوریک
درست همین الان درست همین لحظه
مورد پسند یا رضایت کسی بودن
کسی که کتابها را مثل گنج جمع می کند ( میخرد و نگه میدارد اما لزوما همه را نمی خواند )
کتاب خوان قهار
پشت در ماندن
نزدیک بود گریه کنم نزدیک بود بزنم زیر گریه
قضاوت با شما
از ذهن گذشتن یهو یاد چیزی یا کسی افتادن به ذهن خطور کردن
من فقط اینجوری ام؟
نمیدونم دقیقا چی! یه چیزی واقعا درست نیست
آزادمنش
بی تفاوت
تو همراه و حامی خودت هستی تو خودت رو داری
خاص ماندگار شاخص نمادین دوران ساز
دهن لعنتی تو ببند!
لباس خواب لباس راحتی
ضد آفتاب زدن
در دوره اشتباهی به دنیا آمدم
کسی را زیر پروبال گرفتن از کسی حمایت کردن از کسی مراقبت کردن
پرت کردن کنار زدن
تماشاچی کنسرت
اگه مایلی . . .