پیشنهادهای K.M (٦٠)
٢٢٩
٢ سال پیش
٤
دست به سیاه سفید نزدن، هیچ کاری نکردن Not lift a finger
٢ سال پیش
٠
head and shoulders above
٢ سال پیش
٠
بی اندازه، بی نهایت ever so
٢ سال پیش
١
تشویق کردن
٢ سال پیش
١
جان باختن
٢ سال پیش
١
دست و پنجه نرم کردن ( با مشکلات ) ؟
٢ سال پیش
٠
Obliterate
٢ سال پیش
١
ساز خود را زدن
٢ سال پیش
٠
دارای احتمال کمتر
٢ سال پیش
-١
از توان کسی خارج بودن Be too much for sb to manage or deal with
٢