پیشنهادهای mahboobeh jazi (٦٦)
٤٠٣
٢ سال پیش
٠
قدر قدرت. حاکم. قادر. فرد قدرتمند
٢ سال پیش
٢
یه چیزایی سرش می شه از فلان چیز سر در میاره
٢ سال پیش
٢
یه چیزایی سرش می شه.
٢ سال پیش
١
قبول دارم. حق با توئه.
٢ سال پیش
٠
بردن عنوان قهرمانی پیروز شدن
٣ سال پیش
٣
تیری در تاریکی
٣ سال پیش
١
کالباس. گوشت گاو خشک شده
٣ سال پیش
١
فریب دادن The word came from a time when there was a common practice to export nutmeg from America to England. Dishonest exporters would substitute r ...
٣ سال پیش
٠
در معنی اصطلاحی یعنی هیزبازی درآوردن
٣ سال پیش
٤
وراج
٣ سال پیش
٠
تیزاندازی از محلی که قابل روئیت نیست
٣ سال پیش
٠
ور رفتن با کسی سیخونک زدن
٣ سال پیش
٠
انگولک کردن
٣ سال پیش
٠
کفه ترازو را به نفع چیزی پایین بردن
٣ سال پیش
٢
آویزان، ناراحت، خجالت زده
٣ سال پیش
٢
سرشون رو دزدین قایم شدن ناگهانی