پاسخهای Sm
این شعر بسیار معروف از کیست؟ در مکتب عشق جز نکو را نکشند لاغر صفتان تند خو را نکشند گر عاشق صادقی از کشتن مگریز مردار بود هر آنکه او را نکشند بانو شاعره دختر/ بنت/ نهانی بانو شاعره خان زاده/ جمالی بانو شاعره دلشاد بانو شاعره نيمتاج سلماسی بانو شاعره دوستی/ آغا دوست/ نسائی
درود این چهار پاره از جناب خاقانی باید باشد واینگونه هست در مسلخ عشق جز نکو را نکشند# روبه صفتان گرگ خو را نکشند# گر عاشق صادقی زکشتن مهراس#مردار بود هر آنکه او را نکشند.
این شعر از کیست؟ ترک از درم در آمد خندانک آن خوبروى و چابك مهمانك مفعول فاع لانن مفعولن مفعول فاع لاتن مفعولن ۱- بانو شاعره رابعه ۲- بانو شاعره مهستی ۳- بانو شاعره عفت نسابه شیرازی ۴- بانو شاعره پروین اعتصامی
درود گزینه اول درسته
این شعر از کیست؟ من عهد تو سخت سست میدانستم بشکستن آن درست میدانستم این دشمنی ای دوست که با من زجفا آخر کردی نخست میدانستم ۱- بانو شاعره مهستی ۲- بانو شاعره رابعه ۳- بانو شاعره پروین اعتصامی ۴- بانو شاعره عفت نسابه شیرازی ۵- بانو شاعره مستوره کردستانی ۶- بانو شاعره گوهر (ایران الدوله جنت)
درود گزینه اول باید درست باشد
سعدی زنان شاعر لقب کدام شاعره است؟ به جای اسامی، شعری نغز و دلکش از این شاعره را بعنوان راهنمایی آوردم: مرا شمشیر زد گیتی، تو را مشت ترا رنجور کرد، اما مرا کشت اگر سنگی ز کوی دلبر آم ...
درود کی بانو پروین اعتصامی
1_از آهو همان کش سپید است موی چنین بود بخش تو ای نامجوی 2_بپریم با مرغ و جادو شویم بپوییم و در چاره آهو شویم 3_چپ و راست گفتی که جادو شدست به آورد تا زنده آهو شدست 4_هنرها همه هست و آهو یکی که گردد هنر پیش او اندکی 5_ز بهر من آهو ز هر سو مخواه میان دو صف برکشیده سپاه 6_بدو گفت آزاده کای شیرمرد به آهو نجویند مردان نبرد
درود در گزینههای ۱,۴,۵,۶ به چم عیب و ایراد و بدی و زشت و ناپسندی است و در گزینه های ۲و۳ منظور آهوی دشت و خصوصیاتش هست که چستی چالاکی ست.
گرازان گرازان نه آگاه ازین که بیژن نهادست بر بور زین ✏ «فردوسی»
درود هر گونه معنا کنیم درست است چه گرازان خرامان و چه خرامان گرازان ،
سرش تنگ بگرفت و یک پوشه چاک بداد و نبود آگه از شرم و باک ✏ «فردوسی»
درود یک پوشه چاک داد ،،پیراهن یا پوشش او را درید.
نوع (ی) در عبارت زیر کدام است؟ : نگه کنید که قانعی و سامعی به مردم چه رساند. الف) نسبت. ب) مفعولی. ج) لیاقت. د) مصدری.
درود قانع بودن و ....مصدریست
از ملک الشعرای بهار: در بیت زیر نقش واژه های (گم، زیبایی، وطن) به ترتیب کدام است؟ گم شد ز نظر آن همه زیبایی و آثار وین حال فرا یاد من آورد وطن را الف) نهاد – مفعول – متمم ب) نهاد – مسند – مفعول ج) متمم – مسند – مفعول د) متمم- نهاد – متمم
درود نمیدونم چرا پاسخ درست بین گزینه ها نیست چون شد فعل اسنادی هست و گم مسند و اون چیزی که گم شده زیباییست که نهاد هست و وطن هم که با نشان مفعول است.
برستم بگفتا غم آمد به سر نهادند رستمش نام پسر ✏ «فردوسی»
درود مصرع اول رها و فارغ شدن و در مصرع دوم رستم دستان