دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٧,٦٣٨
رتبه در دیکشنری
٦٧٧
لایک
١٦١
دیسلایک
٧
جدیدترین پیشنهادها
٥ ماه پیش
١
تغییر جهت دادن / چرخیدن / رفتن یا میشه به نوعی" تمایل ی سمتی داشتن" هم ترجمه اش کرد Ironically some firms swing too far in the other direction مثال ...
٥ ماه پیش
١
خیلی مفت و ارزونه
٥ ماه پیش
١
اصطلاحا میگیم قابلمه پارتی هرکس غذایی با خودش میاره
٥ ماه پیش
١
دوستان عزیز، املای صحیح این کلمه sensitive هست لطفا دقت بفرمایید
٩ ماه پیش
٤
Hinder: مانع شدن، سخت کردن، کند کردن ( نکته: کاری رو کاملاً متوقف نمی کنه، فقط انجامش رو سخت یا کند می کنه. ) Prevent: جلوگیری کردن، مانع شدن ( ...
جدیدترین ترجمهها
١ سال پیش
Identical twins, clearly, are far more concordant in general than are fraternal twins.
٠
واضح است که دوقلوهای همسان به طور کلی بسیار هماهنگ تر از دوقلوهای غیر همسان هستند
١ سال پیش
The events were faithfully recorded in her diary.
٠
وقایع عینا ( به طور کامل ) در دفتر خاطرات او ثبت شد
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.