فرشتهِ عشق

فرشتهِ عشق

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



delay٢٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٩Delaying accept، you love ( lady ) invitation to a restaurant is very unpleasant تأخیر در پذیرش ، دعوت عشق شما به یک رستوران بسیار ناخوشایند است گزارش
14 | 1
my love for you٢٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠٦/٢٩عشق من به شما چنین خواهد بود خدا به خواست قلبی شما و من که بیش از انتظار شما ، در وسعت قلب من صاحب اعلی حضرت قلبم میباشید یک فرزند پسر زیبا رو ... گزارش
7 | 1
baby٢٢:٣٧ - ١٣٩٩/٠٦/٢٩نی نی ، کودک ، نوزاد The son of our future پسر آینده ماگزارش
7 | 1
fall in love٢٠:٣١ - ١٣٩٩/٠٦/٢٩With a glancet to each other, one hundred hearts fall in love با یک نگاه به هم ، صد دل عاشق شدنگزارش
14 | 1
cognitive communication١٦:٤٨ - ١٣٩٩/٠٦/٢٩ارتباط شناختی By announcing the final decision, your family will confirm the path to cognitive communication and interests ، premarital talk for bot ... گزارش
7 | 0
father's ancestral city٠٨:٠٩ - ١٣٩٩/٠٦/٢٩شهر اجدادی پدرگزارش
7 | 0
deprived area of ​​the province٠٨:٠٩ - ١٣٩٩/٠٦/٢٩منطقه محروم استانگزارش
7 | 0
eagerly١٣:٥١ - ١٣٩٩/٠٦/٢٨مشتاقانه Love means that no one can ever take the place of that person in your heart. This means that they are inseparable Love means to remember and ... گزارش
7 | 1
thank god١٢:٢٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٨Thanks god of blessings, may your blessings increase گزارش
7 | 0
thank god١٢:٢١ - ١٣٩٩/٠٦/٢٨Thanks god of blessings, increase your blessings شکر نعمت، نعمتت افزون کندگزارش
5 | 0
morning٠٨:٥٧ - ١٣٩٩/٠٦/٢٨صبح A morning of the air of the nature of love صبحگاهی از هوای طبیعت عشق I would like to be in your armsدوست دارم در آغوش توباشمگزارش
7 | 1
is interested٢٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢٧علاقه داردگزارش
9 | 0
change٠٨:٣٤ - ١٣٩٩/٠٦/٢٧I do not like you. It does not change my mind بدم میاد ازت ، دلیل نمیشه نظرم بهت عوض بشهگزارش
23 | 4
divorce٠٧:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٧طلاقگزارش
9 | 1
times١٩:٢١ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦I was by your side in difficult times I was upset with your problems I was accused of worshiping money on your behalf I was patient, I fell in love ... گزارش
9 | 1
anus١٩:١١ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦Put all the money in your anus buttocksگزارش
37 | 0
closed mind١٩:٠٩ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦تفکر بسته ذهن بسته A pessimistic and short - sighted person with a closed mind and archetype یک فرد بد بین و کوته فکر و ذهن بسته و کهن الگوگزارش
5 | 0
i have no love١٩:٠٨ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦من هیچ عشقی ندارم I do not like to sacrifice our future son عشقی ندارم که فدای پسرآینده مان کنمگزارش
2 | 0
kill١٦:٣٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦Go get rid of junk Otherwise I will kill you برو گمشو آشغال وگرنه من تورو میکشمگزارش
7 | 2
future spouse١٥:٢٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦I am not satisfied with you as a girlfriend or future spouse من به عنوان دوس دختر و یا همسر آینده از تو راضی نیستمگزارش
12 | 1
dad١٣:١٩ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦دَدَ ، بابا ، پدر You like it very much. Hear the cries and laughter of our future baby boy and draw with her small hands to moon face you And he s ... گزارش
14 | 1
dad١٣:١٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦دَدَ ، بابا ، پدر You like it very much. Hear the cries and laughter of our future baby boy and draw him with her small hands your moon face for lik ... گزارش
12 | 1
picnic١٢:٥٩ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦We are going on a picnicگزارش
16 | 1
our boy١٧:١٣ - ١٣٩٩/٠٦/٢٥پسر مان بخاطر انتظار و آرزو و رویا که در قلب خود برای آینده پسرمان داشتیم من را اذیت نکن و به این جدایی پایان بده پسر آیندت اگر بدونه بابا جون مه ... گزارش
9 | 0
no stamina١٥:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٥نیروی حیاتی ندارم ، طاقت ندارم I'm not normal now I am tired Chaos in my heart ?You will try to kill me this time گزارش
7 | 0
breath١٥:٥٠ - ١٣٩٩/٠٦/٢٥نفس For someone who is short of breath and does not want to be bothered برای شخصی که نفس کم آورده که اذیت کردن نمیخواد گزارش
23 | 1
breath١٤:٣٩ - ١٣٩٩/٠٦/٢٥For someone who is short of breath and does not want to be bothered برای شخصی که نفس کم آورده که اذیت کردن نمیخوادگزارش
12 | 1
several٠١:٤٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٥I wrote several times چندین بار نوشتمگزارش
28 | 1
eager١٩:٥٧ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤پراز اشتیاق ، مشتاقگزارش
23 | 0
enthusiastic١٩:٥٧ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤مشتاق ، علاقمندگزارش
21 | 0
solve١٩:٥١ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤Me or you We are no different Let's try to solve all the separation problems Do not fall short for love من و یا تو فرقی نداریم تلاش کنیم ، تمام ... گزارش
14 | 1
guest١٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤مهمان You are my guest مهمان من هستی be my guest مهمان من باشگزارش
18 | 1
wishing١٧:٠٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤خواسته و آرزو ، تمایل I, your kind lady, with love and a world of love and affection, wishing you to invitation and be present lunch restaurant on th ... گزارش
9 | 0
a message from the voice of love١٦:٤٤ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤پیامی از صدای عشق Be my love Be love in my heartbeat Be like the breath in my chest عشقم نفس من باش عشقی در تپشهای قلبم باش مثل نفس در سینه ام باشگزارش
7 | 0
a change of air١٠:٥٠ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤Heart rejoice تغییر حال و هوا با شادی و خوشگزارش
5 | 0
characterize١٨:٤٨ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣توصیف کردن ، متصف کردن ، وصف کردن، صلاحیت ، به نحوه احسن You described calmness as a sign of the beauty of the event of your common names گزارش
12 | 1
rid١٤:٣٧ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣از شر شیطان ایبجرخلاص شدن You got rid of the devil by your mother and father شما توسط مادرو پدرخود، از شر ایبجر خلاص شدید گزارش
9 | 1
rid١٤:٣٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣خلاص شدن از شر You got rid of the lizard by your mother شما از شر مارمولک ایبجر، توسط مادر خود خلاص شدید شما توسط مادر خود از شر شیطان خلاص شدیدگزارش
9 | 1
come see me١٣:١٣ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣If you think of me, come see me اگر به فکر من باشین به دیدن من بیاینگزارش
9 | 0
come see me١٢:٠٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣به دیدن من بیاگزارش
9 | 0
sure١٢:٠٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣به روی چشمگزارش
21 | 1
forgetfulnessof١٣:٠٠ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢فراموشی Do not be influenced by forgetfulnessof تحت تاثیر فراموشی قرار نگیرید unaware, heedless, negligent, inattentive, neglectful, careless غافل ، ... گزارش
9 | 0
stopped١١:٣٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢متوقف کردند They have stopped me in your mind and heart False emotional partner جلوی من را در ذهن و قلبتان گرفته اند شریک احساسی کاذب با شما کاری ند ... گزارش
16 | 1
destroy١١:١٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢نابود کنم ؟ از بین ببرم؟گزارش
16 | 1
difference٠٦:٠٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢اختلاف She intends to make a difference in your family او قصد اختلاف را در بین خانواده شما دارد بگفته پریروز بجون پدر خودم قسم راست گفتمگزارش
14 | 1
daughter١٩:٤٠ - ١٣٩٩/٠٦/٢١دخترم ، اخترم My daughter, which car do you want?Dad, you know, this little one Both cars are for you You deserve more than this small car دخترم ک ... گزارش
21 | 1
CAR١٩:٣٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢١ماشین I make you wish My daughter, I have a lot of work to do these days. God willing, within the next month, ( I will make the car document more o ... گزارش
21 | 1
person١٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢١A person whose words are the word of a document with one word کسی که حرفو کلامش با یک کلمه حکم سند استگزارش
16 | 1
talked١٩:٢٣ - ١٣٩٩/٠٦/٢١This girl, you talked to me last night, her voice sounded sad این دخترم ، دیشب با من صحبت کردی صداش بنظر غمگین میومد گزارش
12 | 1
difference١٧:٤١ - ١٣٩٩/٠٦/٢١اختلاف She intends to make a difference in your family او قصد اختلاف را در بین خانواده شما دارد بگفته دیروزگزارش
9 | 1