دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٢٣,٣٧٠
رتبه در دیکشنری
٢٤٢
لایک
٤٢٣
دیسلایک
٥
جدیدترین پیشنهادها
٦ روز پیش
٠
بوی بسیار بد و زننده داشتن. The garbage is reeking.
٦ روز پیش
٠
آسیب رساندن، ضربه زدن، خراب کردن، کتک زدن
٣ هفته پیش
١
Crackling with: پر از، مملو از، لبریز از انرژی، هیجان یا صدایی تیز و شکسته The fire was crackling with energy.
٣ هفته پیش
٣
مهاجرت کننده، مهاجرتی، حیوانات یا مردمی که به صورت دوره ای یا فصلی از یک مکان به مکان دیگر مهاجرت می کنند.
٣ هفته پیش
٤
نوعی رقص سنتی/ وسیله ای فنی که در هنگام انجام کارهای فنی جهت نگه داشتن قطعات استفاده می شود/ نوعی طعمه ماهیگیری
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.