پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٩٤٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لغت مختصر شده 4 رنگ اساسی برای صنعت چاپ ( اصطلاح انگلیسی برای مهندسی کامپیوتر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دسته ای از برنامه های کوچک که وظیفشان برای آسان تر کردن کنس های کامپیوتری ( اصطلاح انگلیسی برای مهندسی کامپیوتر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

طوقه ( اصطلاح انگلیسی برای مهندسی کامپیوتر )

پیشنهاد
٢

شبکه های اجتماعی در اینترنت ( اصطلاح انگلیسی برای مهندسی کامپیوتر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

الگوریتم کولونی زنبور عسل ( اصطلاح انگلیسی برای مهندسی کامپیوتر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

صفحه پویای وب ( اصطلاح انگلیسی برای مهندسی کامپیوتر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیچیدگی زمانی ( اصطلاح انگلیسی برای مهندسی کامپیوتر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عملگر جمعی ( اصطلاح انگلیسی برای مهندسی کامپیوتر )

پیشنهاد
٢

زبان توصیف صفحه ( اصطلاح انگلیسی برای مهندسی کامپیوتر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آدرس کوتاه/مختصر شده ( اصطلاح انگلیسی برای مهندسی کامپیوتر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به معنی بعیدبودن یا دورازذهن بودن اتفاق افتادن چیزی است.

پیشنهاد
٢

باید نتیجه بد کارهایی که کردی را بپذیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هنگامی که مطلبی را فراموش می کنید و چیزی به ذهن نمی رسد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هنگامی که مطلبی را فراموش می کنید و چیزی به ذهن نمی رسد.

پیشنهاد
٢

خواستن توانستن است

پیشنهاد
٢

مردم معمولا از نبودن مقام مافوق سواستفاده خواهند کرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مرام گذاشتن، به کسی لطف یا کمک کردن

پیشنهاد
٢

روزهای آخرش است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

با هدف بهتر نشان دادن خود، راجع به کار بدی که کسی انجام داده صحبت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دیر رسیدن یا انجام شدن کاری بهتر از نرسیدن یا انجام نشدن آن کار است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دست و پا چلفتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شخصی که نصیحت و راهنمایی ناخواسته ارائه می دهد.

پیشنهاد
٣

برای توصیف شرایطی که نامطلوب شروع شده ولی پایان خوش داشته به کار می رود.

پیشنهاد
٢

برای پذیرش اینکه حتی تجربیات خوش نیز به پایان می رسند به کار می رود.

پیشنهاد
٣

در عشق و جنگ، نباید انتظار رفتار منطقی و معقول داشت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

he is so fat

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

he is lazy

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

i'm scared to do this

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

i'm not sure about it

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

i'll keep quiet

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

i'm very excited

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

you're very kind

پیشنهاد
٢

i want to ask you a question

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

i like you a lot

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

are you mad? ( slang phrase )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

i'm a bit busy ( slang phrase )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

leave me alone ( slang phrase )

پیشنهاد
٢

break out ( slang phrase )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

coming down with ( slang phrase )

پیشنهاد
٢

swell up ( slang phrase )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

get rid of ( slang phrase )

پیشنهاد
٢

stuffed up ( slang phrase )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

recover from an illness ( slang phrase )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

come around ( slang phrase )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

something which is given for free, for nothing ( slang phrase )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

what luck ( slang phrase )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

a place where somebody lives, home ( slang phrase )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

to visit a place or a person very quickly , to pay a brief visit

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

short for homeboy or homegirl, pal and buddy

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

to feel hungry